ثبت شرکت در کانادا

در این انجمن نحوه سرمایه گذاری در کشورهای مختلف و گرفتن اقامت از طریق تاسیس و یا خرید شرکت بحث خواهد شد.
ارسال پست
مشاور
Site Admin
پست: 718
تاریخ عضویت: شنبه 10 تیر 1391, 10:08 am

ثبت شرکت در کانادا

پست توسط مشاور » دو شنبه 20 شهریور 1391, 6:07 am

افراد با اهداف مختلف، اقدام به تاسیس شرکت در کانادا می نمایند. به طور کلی افرادی که تمایل به کارهای تجاری بین المللی دارند، واردات و صادرات به آمریکای شمالی در برنامه کاریشان است، قصد بازاریابی بین المللی را دارند، برنامه برای اقامت در کانادا دارند، کارهای بانکی بین المللی دارند و ...
برای ثبت شرکت در کانادا به دو روش می توان عمل کرد که بر اساس شرایط و برنامه های تجاری افراد به یکی از این دو روش، شرکت به ثبت می رسد.

روش اول، استان بریتیش کلمبیا (ونکوور) و یا کبک (مونترال).
روش دوم، استان انتاریو (تورونتو)، به عنوان نمایندگی یک شرکت ثبت شده در کشور دیگر به ثبت می رسد.
ثبت شرکت در کانادا و مراحل قانونی که در طول سال اول تاسیس باید برای یک شرکت کانادایی انجام داد به شرح ذیل می باشد:

الف) گرفتن یک نماینده در کانادا به عنوان نماینده رسمی کارهای ثبتی و اداری شرکت
ب) جستجو برای نام که ثبت نشده باشد.
پ) آماده سازی مدارک و اساسنامه شرکت بر اساس نوع شرکت و تعداد افرادی که شریک خواهند بود.
ت) گرفتن و اعلام آدرس رسمی برای شرکت
ث) ثبت شرکت و گرفتن تاییدیه سازمان ثبت شرکتها
ج) تنظیم و ثبت اولین گزارش مربوط به جلسه مدیران شرکت و آخرین تغییرات در ماه اول بعد از تاسیس
چ) گرفتن شماره مالیاتی
ح) در صورت تمایل به استخدام افراد، گرفتن شماره مخصوص مالیاتی برای کارمندان
خ) در صورت تمایل به واردات و صادرات، گرفتن شماره مالیاتی گمرک
ر) در صورت نیاز شماره مالیاتی استانی / ایالتی (در صورت نیاز برای فروش داخلی)
ز) آماده سازی دفاتر و مدارک رسمی شرکت
ژ) برگه های رسمی سهام شرکت
س) آماده سازی مهر برجسته شرکت
ش) چاپ کارت ویزایت با نام شرکت شما به تعداد 250 عدد
شرکت پارس تاکان، به عنوان مشاور تجاری و حرفه ای، مراحل ثبتی شرکت شما را با سالها تجربه به بهترین شکل و با توجه به نیاز شما انجام می دهد.


مراحل آماده سازی و ثبت موارد اشاره شده بالا برای ثبت شرکت، یک هفته و برای انجام موارد دیگر مانند ثبت شماره مالیاتی و ... در حدود یکماه زمان می برد و بعد از آن، با پست برایتان ارسال می شود. در صورتی که علاقمند هستید تا اصل مدارک بعد از ثبت، در زمان کوتاه به دست شما برسد با سرویس پستی اکسپرس دی اچ ال با هزینه 250 دلار، برایتان ارسال می شود.
برای ثبت شرکت، نیاز به ارائه و آماده سازی این مدارک توسط صاحب (صاحبان) شرکت می باشد:
الف) مدارک شناسایی مانند پاسپورت و شناسنامه
ب) ترجمه و تایید رسمی مدارکی که برای موارد مختلف تهیه می شود که بر اساس نوع شرکت متفاوت می باشد.
پ) امضا کلیه فرم های مربوطه
ایمیل: info@panahandegi.com
Skype: panahandegi
تلفن: ۰۰۴۴۲۰۳۲۳۹۳۳۷۳

مشاور
Site Admin
پست: 718
تاریخ عضویت: شنبه 10 تیر 1391, 10:08 am

Re: ثبت شرکت در کانادا

پست توسط مشاور » پنج شنبه 23 شهریور 1391, 1:23 pm

قاي

Jan Axelsson وکيل شناخته شده و مجرب در امورپناهندگي که هم از وضعيت و تحولات سيستم حکومتي دولت ايران ومراجع قضائي آن اطلاعات کافي دارند و هم با کيس ها ومسائل متعدد پناهندگان ايراني آشنا هستند، ارائه کننده اين اطلاعات بودند که خلاصه مسائل مطرح شده، نکات زير ميباشند:



Janتوضيح داد کيس هاي پناهجويان ايراني را درحال حاضر درچهار گروه اصلي ميتوان خلاصه کرد. غيرازاين دلايل اصلي، کيسهاي ديگري نيزمطرح ميشوند. ليکن من درپيرامون اين چهارگروه صحبت ميکنم.



۱- شرکت درتظاهرات واعتراضات انتخابات رياست جمهوري:



کساني مطرح ميکنند که درتظاهرات و شورشهاي خياباني انتخابات رياست جمهوري حدود سه سال پيش شرکت داشتند ودرآن رويدادها مسائل و مشکلاتي، ازجمله شناسائي، دستگير ونيزتحت پيگرد قانوني قرارگرفته ومتحمل محدوديتهائي شده اند.

کساني درگذشته نزديک با ارائه چنين کيسهائي توانستند اجازه اقامت بگيرند. ولي تاريخ مصرف و کاربرد چنين دلايل وکيسهايي پايان پذيرفته است. صرف مطرح کردن چنين دلايلي نميتواند درحال حاضربراي دريافت اجازه اقامت کافي باشد، مگر اينکه پناهجويان چنين دلايل را با موارد ديگر تکميل نمايند.



۲- گروه وبلاگ نويسان:



کساني مطرح ميکنند که وبلاگ نويسي ميکردند واينک که وارد کشورسوئد شده اند، کماکان در اين زمينه فعاليت دارند. شانس گرفتن اجازه اقامت ازاين طريق بالا است مشروط براينکه به نکات زير توجه شود. اداره مهاجرت يقين دارد که گروه وبلاگ نويسان از طرف جمهوري اسلامي شديدأ تحت کنترل و تعقيب هستند. واضح است در اينجا منظور وبلاگ نويساني هستند که کار وفعاليت چشمگيري عليه اسلام، دولت جمهوري اسلامي و سران کار بدست آنها انجام ميدهند. اين نوع کار و فعاليت هاي سياسي و افشاگرانه خطراتي را متوجه آنها ميکند. چنانچه اداره مهاجرت تشخيص بدهد که نوع کار و فعاليتهاي انجام داده شده براي دارنده آن خطري بهمراه دارد و وبلاگ نويس تحت تعقيب از ناحيه جمهوري اسلامي باشد، تسهيلات قابل توجهي در دادن اجازه اقامت ميشود. گزارشات مستند و موثقي ازطرف دولت هاي دانمارک و انگستان گواه براذيت وآزار و نقض حقوق بشر براي وبلاگ نويسان درايران منتشر شده است. دريک مورد که يک وبلاگ نويس ازاداره مهاجرت پاسخ ردي دريافت ميکند، فرد مزبوردراينمورد، عليه تصميم اداره مهاجرت سوئد بدادگاه اتحاديه اروپا شکايت ميکند که شکايت وي پذيرفته ميشود. دادگاه مزبور خلاف رأي اداره مهاجرت رأي ميدهد و متقاضي موفق بدريافت اجازه اقامت از کشور سوئد ميشود.



يک روزنامه کثير الانتشار سوئدي تحقيقات ارزشمندي دراينمورد انجام داده ودريک مقاله که درماه ژانويه ۲۰۱۲ منتشرکرده است مينويسد: "از پائيز سال گذشته حدود صد نفر وبلاگ نويس درايران (تا تاريخ انتشار مقاله مزبور) دستگيرشده اند که دو نفرازآنها اعدام شده اند." جالب توجه اينجاست که ابزار تکنيکي کشف و رديابي وبلاگ نويسان را دولت ايران ازاسرائيل خريداري کرده است. اداره مهاجرت يقين دارد که گروه وبلاگ نويسان از ناحيه جمهوري اسلامي شديدأ تحت کنترل و پيگرد بوده و بمجرد دستگير شدنشان تحت فشار، اذيت و آزار قرارگرفته وخطرات جدي تهديشان ميکند. درصورتيکه اسم وعکس وبلاگ نويس همراه مطالب منعکس شود، متن ومحتواي وبلاگ بمراتب چشمگيرترشده و متقائد کردن اداره مهاجرت درمُحق بودن براي دريافت اجازه اقامت مؤثرتر خواهد بود.



اگروبلاگ نويسي بگويد که درايران بدلايل رعايت مسائل امنيتي براي خود وخانواده ام نميتوانستم مقالات و مطالبم را باعکس وهويت واقعي خودم منتشر کنم، امري که کاملأ پذيرفتني است ولي توصيه اينست که بمجرد ورود بسوئد، چنين کاري را انجام دهيد. اين گونه عمل کردن باعث جلب اعتماد ميشود. ادامه کار به شيوه گذشته و گمنام درسوئد، نه تنها کيس شخص را ضعيف ميکند، بلکه باعث سلب اعتماد ميشود. مگراينکه براي اين کار دلايل موجّه وقابل قبولي ازجمله، نگراني براي خانواده درايران و نظاي رآن ارائه کنيد که بايد بتوانيد چنين ادعاها را بنحوي ثابت نمائيد.

اگر درگذشته (زماني که درايران بوديد) در کار وبلاگ نويسي، فعاليتي نداشته ايد و پس ازآمدن بسوئد بويژه پس از دريافت جواب ردي، به اينکار مبادرت ورزيده ايد، واضح است که دليل چندان محکم و قانع کننده اي براي اخذ اقامت نخواهد بود؛ اما هر چقدر مطالب منتشره دروبلاگ تند و تيز باشد که مأموران امنيتي وابسته بدولت ايران درخارج کشور و در داخل را متوجه شما کرده و در صورت بدام افتادن خطراتي شما را تهديد کند، کاروفعاليتتان براي اداره مهاجرت بمراتب چشمگيرتر شده و شانس قبوليتان بيشتر است. براي اداره مهاجرت مهم است که کار وفعاليت شما دراين زمينه تصنّعي و مصلحتي نباشد و انگيزه شما از اينکار و چگونگي نحوه بياناتتان، صحت عملتان را گواهي بکند.



۳- تغييردادن دين و پشت کردن به اسلام:



تعداد قابل توجهي از پناهجويان ايراني درکشور سوئد، بدين مسيحيت گرويده ميشوند و با ارائه کيسي در اين زمينه تقاضاي پناهندگي ميکنند. اداره مهاجرت ميداند که دولت ايران دراينمورد سختگيري کرده ومرتکبين به اينکار را در صورت دستگيري، مورد اذيت و آزار قرارميدهد. بنابراين چنين اقداماتي يکي از شيوه هاي دريافت اجازه اقامت شده و کماکان ميشود.



براي اينکه اداره مهاجرت يقين حاصل کند که متقاضي، يک کار تصنّعي و مصلحتي ميکند تا ازاينطريق اجازه اقامت بگيرد يا اين رويگرداني از اسلام، يک تغييرعقيده جدي و واقعي است که از يک انگيزه و باورقلبي نشأت ميگيرد، فيلترها وآزمايشات سختتري را بکار گرفته است. ازجمله اين آزمونها، سؤالاتي نظيرسؤالات امتحاني دراوراقي نوشته شده است که فرد مدعي گرويدن بدين مسيحيت را بدين طريق سؤال پيچ ميکنند تا در پاسخهائيکه دريافت ميکنند، صحت و سقم ادعا را بررسي کنند. متقاضي با داشتن چنين کيسي، بايد اداره مهاجرت را قانع کند که از دانش و معلومات کافي دراين زمينه برخور دار بوده وچنين انتخابي يک انتخاب کاملأ قلبي و عقيدتي است نه تصنّعي و مصلحتي. براي اجتناب ازاطاله کلام دراين گزارش، از ذکرسؤالات متعدد خودداري ميشود وعلاقمندان به مطلع شدن ازجزئيات امر، ميتوانند با فدراسيون سراسري پناهندگان ايراني تماس بگيرند.



درصورتيکه اداره مهاجرت يقين داشته باشد که تغييرعقيده پناهجوازانگيزه قلبي است، او را واجد شرايط براي دريافت اجازه اقامت تشخيص ميدهد. اين نکته بسيار مؤثر است که متقاضي، زمينه وعلت العلل گرويدن به مسيحيت يا اديان ديگر را عطف بماسبق بکند و با توضيحات خود اداره مهاجرت را قانع نمايد که چرا نائل شدن باين تمنّيات قلبي درگذشته برايش مقدورنبود. چنانچه متقاضي بعد از دريافت پاسخ ردي باينکار مبادرت ورزد، متقاعد کردن اداره مهاجرت باين باور سختتر ميشود. اين نکات شامل حال کساني ميشود که با کيس گرويدن به دين بهائيت، تقاضاي اجازه اقامت بکنند.



۴- فعاليت ازنوع باصطلاح SURE PLACE بعبارت بهتر، کاروفعاليت سياسي درمحل ومکان سکونت کنوني:



چنانچه متقاضي پناهندگي کاروفعاليت سياسي خود عليه رژيم جمهوري اسلامي را در ايران و قبل از ورودش به کشورسوئد، شروع کرده و در سوئد باين کار ادامه بدهد واين فعاليتها را بتواند ثابت کند، متقائد کردن اداره مهاجرت کار دشواري نيست و راه مناسبي براي دريافت اجازه اقامت ميباشد. از طرفي جمهوري اسلامي، قادر نيست همه فعالين سياسي را تحت کنترل داشته باشد. ازطرف ديگر، کساني با مهارت وهوشياري کارهاي سياسي درگذشته انجام داده اند که ازتيغ کنترل و دستگيري جمهوري اسلامي درامان مانده اند. ولي اينک امکان چنين کارهائي را درسوئد دارند که بتوانند بصورت علني وگستر ده تر کار و فعاليت بکنند.

روشن است که هرنوع کار و فعاليت سياسي، الزامأ واتوماتيک بدريافت اجازه اقامت منجر نميشود.

فعاليت سياسي مورد نظراينست که کار و تلاش و کوشش بايد بنوعي برجسته شود که شاخکها وآنتنهاي جمهوري اسلامي را متوجه خود کرده وشخص را تحت تعقيب و پيگرد قرار بدهد. مثلأ شخص نقش رهبري در کار و فعاليت يا فعاليتهائي را عهده دارشود که اخبار اين مسئله بگوش ايادي جمهوري رسيده باشد. حتي ممکن است شخص، نقش رهبري هم نداشته باشد ليکن در اثر انجام يک کار چشمگير، توجه مامورين جمهوري اسلامي را بخود جلب کند. نظير اينکه شخصي در راديو همبستگي، گوينده راديو باشد و از اين طريق مداومأ مقالات سياسي عليه اسلام ودولت مطبوع بخواند.



بطور خلاصه آن موارد از فعاليتهائيکه عليه اسلام ومقدسات مربوطه، عليه جمهوري اسلامي و سرکردگان آنها روشنگري وافشاگري کرده واز اين مجرا براي ايادي آن قابل شناخت بشود. دراينصورت اداره مهاجرت متقاعد ميشود که درصورت بازگرداندن فرد بايران بکام مامورين جمهوري اسلامي افتاده وخطرات جدي تهديدش ميکند. ايشان درابتداي صحبتهايشان اشاره کردند تعلق و وابستگي گروهي به جريانهاي شناخته شده براي اداره مهاجرت، کاررسيدگي به پرونده پناهجورا راحتتر ميکند. زيرا اداره مهاجرت کارهاي تحقيقاتي درمورد اين گروهها که ازکشورهاي پناهنده خيز ميايند را انجام داده واز آنها شناخت نسبي وچه بسا کافي دارد. بمجرد ذکر تعلقات گروهي، اداره مهاجرت پناهجو را درکاتاگوري مربوطه قرار داده وبکارش رسيدگي ميکند. سپس در مصاحبه هاي فردي معيار ومحک ادعاها ودلايل مطرح شده را باشناخت واطلاعاتيکه در دست دارد مورد سنجش وارزيابي قرار ميدهد.



علاوه بر۴ مورديکه در بالا توضيح داده شد، نظر Jan اين بود که تعلقات گروهي به کردها، اقليتهاي بلوچ، برخي گروههاي جدائي خواه واستقلال طلب نظيرگروه جدائي طلب "الاهواز"، فعالين متعدد اينترنتي وسايتهاي ضد رژيمي وغيره از نمونه هاي شناخته شده براي اداره مهاجرت ميباشد. چنانچه شخص يا اشخاصي خارج از اين گروهها کيسهائي ارائه ميدهند، رسيدگي به پرونده چنين متقاضيان پناهندگي با تأخير و دشواري صورت ميگيرد.



موارد ذکرشده دربالا نکاتي بودند که آقاي Jan Axelsson براي شرکت کنندگان درجلسه توضيح دادند. در وقت طرح سؤالات مواردي گفته شدند که دراين گزارش اهم اين سؤالات و پاسخهاي مربوطه را باز گوميکنيم.



سؤال: دربررسي وتحقيقات پيرامون گفته هاي پناهجو، آيا اداره مهاجرت دولت سوئد با مأمورين جمهوري اسلامي چه در سوئد وچه در داخل ايران، وارد بحث و گفتگو و تبادل ارتباطات ميشود؟

پاسخ: نه. زيرا درچنين مواردي وکيل پناهجو، اداره مهاجرت را به افشاي هويت موکل خود درنزد جمهوري اسلامي محکوم کرده و اداره مهاجرت را به اين کار غير مجازمتهم ميکند.



سؤال: اگر کسي با پاسپورت واقعي خود از ايران خارج و وارد کشور سوئد شده و تقاضاي پناهندگي کند، چقدر شانس قبولي يا ردي دارد؟

پاسخ: متقاضي در اينجا يک بار منفي دارد. ولي چنانچه کاروفعاليت چشمگيري انجام بدهد که اداره مهاجرت متقاعد شود، درصورت بازگشت به کشورش، خطرجدي درکمينش است، احتمال گرفتن اجازه اقامت زياد است.



سؤال: کسي با اجازه کار بسوئد آمده ولي صاحبکار اينک کاري ندارد که او را استخدام کند. در ضمن کارياب، اجازه تحصيل دردانشگاه را هم دارد، سرنوشت وي چگونه ميشود؟

پاسخ: اززمانيکه صاحبکار قبلي به اوجواب رد داده است، کارياب سه ماه فرصت دارد تا کار جديدي را پيداکرده وبدين طريق مجددأ تقاضاي اجازه اقامت بکند. درطول اين سه ماه لازم نيست کشور سوئد را ترک کند. چنين کاريابي ميتواند به ادامه تحصيل بپردازد. منتهي هزينه تحصيل و زندگي را بايد خودش متقبل شود.



سؤال: چنانچه کسي ازيکي ديگر از کشورهاي اروپائي تقاضاي ويزا کرده ولي دوست دارد بدلايلي ازجمله داشتن قوم و خويش درسوئد تقاضاي پناهندگي بکند، آيا شانسي دارد؟

پاسخ: نه. فرد بايد ازهمان کشورتقاضاي پناهندگي بکند. حتي اگرپايش رابه آن کشورنگذاشته باشد.



سؤال: تا چه مدت اثر انگشت در بايگاني (بانک اطلاعات) باقي ميماند؟

پاسخ: حداقل ده سال.



سؤال: چنانچه خانواده اي هنگام تقاضاي پناهندگي، فرزند زيرهيجده ساله داشته باشند، ولي دقيقأ هنگام اخذ تصميم براي دادن اجازه اقامت، فرزند مربوطه بالاي هيجده سال شده باشد، آيا جواب مثبت دريافت اجازه اقامت شامل وي هم ميشود؟ پاسخ: نه. فرد مزبور بايد براي اجازه اقامت خود دلايل اقناعي داشته باشد. اين تصميم متاسفانه خيلي غيرعادلانه ميباشد، ولي براي اداره مهاجرت يک معيارمحسوب ميشود. بطورکلي هر قانوني تبصره هائي دارد که ميتوان ازاين راه وارد بازي شد. مثلأ اگرچنين فردي مدعي شود، درصورت بازگشت به ايران، هيچگونه کفيلي درآنجا ندارد ازطرفي چه بسا جمهوري اسلامي او را دستگير کرده وانتقام پدر يا مادررا ازاو خواهد گرفت، راه مفري براي چنين شخصي وجود دارد. همچنين اگرچنين شخصي درطول مدت انتظارتوانسته باشد حداقل بمدت شش ماه کارسفيد و قانوني کرده و تمام موازين و استانداردهاي يک استخدامي درسوئد را انجام داده و درزمان تصميم گيري، اين کاررا بمدت يکسال داشته باشد شانس موفقيتش زياد است. البته بايد پاسپورت داشته باشد.



سؤال: يک خانمي بعنوان همزي وارد سوئد ميشود. ولي پس از مدت کوتاهي اين رابطه بهم ميخورد. ليکن زن تمايل دارد که درکشور سوئد ماندگار بشود ونميخواهد پاسپورت و مدارک هويتي خود را تحويل اداره مهاجرت بدهد، چه راهي براي وي وجود دارد؟

پاسخ: راهي وجود ندارد. مخصوصأ اگر مدت کمي درسوئد اقامت داشته باشد.

سؤال: سازمانهاي مدافع حقوق زن، تلاش ميکنند که قانون دو سال تحمل اجباري زناني را که براي برقراري باصطلاح رابطه همزيستي به شوهرانشان ميپيوندند را لغو کنند. البته درمعني واقعي اين قانون سه سال است نه دوسال. چنانچه زني قبل ازانقضاي اينمدت، مورد خشونت، اذيت وآزار مرد مربوطه قراربگيرد، آيا راه گريزي برايش وجود دارد که بتواند اجازه اقامت بگيرد؟

پاسخ: براي سهولت امر و رعايت حقوق انساني ازچنين اشخاصي، فرق نميکند زن يا مرد، اداره اتباع بيگانه سابق، قانوني تصويب کرد چنانچه فردي دراين کيس مورد اذيت وآزار قرارميگيرد بتواند ثابت کند که درحق وحقوق او اجحاف شده وبه لحاظ روحي وجسمي متحمل مضايقي شده است، ميتواند اجازه اقامت دريافت کند. اثبات اثرات اذيت وآزارجسمي - فيزيکي کاردشواري نيست ليکن اثبات اثرات روحي و رواني چنين موارد نامرئي دشوار است. اما غير ممکن نيست. چنانچه شخصي به لحاظ روحي ورواني تحت فشارو تحت اذيت وآزار قرار گرفته باشد، نا گزير براي برون رفت از مشکلات با اشخاص، نهادها ومراجع ذيصلاح درارتباط بوده وگواهي آنهارا با خود دارد. ارائه چنين گواهي و مداواها، مضاف برگفته ها وادعاهاي فرد، دلايل معتبري براي دريافت اجازه اقامت هستند. بايد توجه داشت، چنانچه شخص مورداذيت وآزار قرار گرفته، اگر مدت کوتاهي درسوئد اقامت داشته باشد، حتي مورد ضرب و شتم قابل توجهي هم واقع شده باشد، شانس چنداني براي دريافت اجازه اقامت ندارد.



سؤال: يک زن کرد بهمراه بچه ش، بدليل جنگ و دعوا و خشونتهاي قبيله اي ازکردستان ايران فرارکرده است آنطورکه وي ادعا ميکند، او از ناحيه قبيله مخالف، به اعدام محکوم شده وميخواهد با دردست داشتن چنين کيسي، درکشور سوئد اجازه اقامت بگيرد. اداره مهاجرت ازاومدرک ميخواهد که وي چنين ادعائي را ثابت کند. زن مزبورچه مدرکي ميتواند ارائه کند؟

پاسخ: اغلب اوقات، ازارائه کردن مدرک برداشت نادرستي استفهام ميشود. منظور اداره مهاجرت اين نيست که قبيله مخالف و دشمن اين زن بايد مدرک کتبي دال برقتل وي را صادرکند! چنين مدرکي وجود ندارد. منظور اداره مهاجرت اينست که اين زن گواهي امر و صحت و سقم مسئله را بصورت قابل استناد و محکمه پسند بايد ارائه دهد.



سؤال: وقتيکه يک پناهجو پاسخ ردي گرفته و پليس طي نامه اي به او احظاريه ميفرستد که بايد با ما همکاري کني، بعبارت بهتر، منظور پليس چنين است که بيا و خودت را تحويل ما بده تا به ايران ديپورت کنيم. آيا فرد ميتواند به پليس بگويد، دلايلي جديدتري دال براينکه من کار و فعاليتهائي را انجام داده ام که درصورت باز گشت به ايران جانم درخطراست و لذا از ديپورتم خودداري کنيد؟

پاسخ: پليس دراينمورد تصميم گيرنده نيست بلکه مجري اوامر است. چنين تغيير وتحولات جديد منجر به تجديد نظر در ديپورت شدن را بايد به اداره مهاجرت اطلاع داد. درصورتيکه اداره مهاجرت به اهميت امر واقف شده و قانع شود که لازم است در پرونده شخص تجديد نظر کند، دستور توقف ديپورت به پليس ميدهد تا پرونده مورد بررسي نهائي قرار بگيرد. چنانچه فرد تحت پيگرد، قبل از تصميم نهائي اداره مهاجرت دستگيرشده و در بازداشتگاه بسر ببرد، شخص ميتواند از بازداشتگاه حتي به زبان فارسي اداره مهاجرت را ازاتفاقات ورويدادهاي پيش آمده اخير مستحضر کند.



سؤال:لطفأ درمورد سرمايه گذاري درسوئد که بتوان از اينطريق اجازه اقامت گرفت توضيحاتي بدهيد.

پاسخ: سرمايه گذاري، بستگي بنوع وسوژه کاردارد که متحمل چه هزينه هائيست. آنچه که محرز است کسيکه قصد سرمايه گذاري دارد و وارد سوئد ميشود، بايد بعنوان تنخواه گردان مبلغ ۲۰۰۰۰۰ کرون براي تأمين معاش خود که بتواند دو سال روي پاي خود بايستد، بحساب بانکي واريز کند. اگرسرمايه گذاري توسط دو نفر في المثل زن وشوهري صورت ميگيرد، اين مبلغ ۳۰۰۰۰۰ کرون است. چنانچه فرزند بالاي ۱۸ سال دارند، براي هر فرزند مبلغ ۱۰۰۰۰۰ کرون بايد درحساب مورد نظر واريز کنند.

مدت دريافت اجازه موقت از اين مجرا اينک دوسال شده است. درحاليکه قبلأ يکساله بود. بطور کلي دريافت اجازه اقامت از طريق سرمايه گذاري بمراتب سختتر شده است. بزرگترين مشکل جدي، دانستن زبان سوئدي است. يعني کسيکه يک مغازه يا رستوراني داير ميکند بايد در حد رفع نياز زبان سوئدي بلد باشد. اگرسرمايه گذارادعا کند، من براي اموراداري اين پروژه شريکي دارم که زبان سوئدي بلد است و کارها را پيش ميبرد، اداره مهاجرت پاسخ ميدهد که صاحب کاردرعمل شخص ديگري غير از شماست نه شما. دراينصورت شما ميتوانيد در استخدام چنين شخصي باشيد و از طريق موازين استخدامي امور خود را پيش ببريد. البته انواع کارهائي نظير واردات و صادرات وجود دارد که الزامي براي دانستن زبان سوئدي نيست. پرواضح است، بستگي باين دارد که پروژه کار چيست.

معيارهاي درآمد حقوقي وسايرهزينه هاي تعيين شده براي يک استخدامي بايد با نرم واستانداردهاي تعيين شده در جامعه سوئد مطابقت کند. چنين شخص واشخاصي حتمأ بايد پاسپورت داشته وقانوني وارد کشور سوئد شده باشند. وقتي که يک استخدامي ازاين طريق توانست دو سال کار بکند، ميتواند اجازه اقامت دائم بگيرد.
ایمیل: info@panahandegi.com
Skype: panahandegi
تلفن: ۰۰۴۴۲۰۳۲۳۹۳۳۷۳

ارسال پست

چه کسی حاضر است؟

کاربران حاضر در این انجمن: کاربر جدیدی وجود ندارد. و 7 مهمان