در راه المان

راههای کسب اقامت در آلمان (پناهندگی، کار، ازدواج، سرمایه گزاری و...)
ارسال پست
peeter
پست: 210
تاریخ عضویت: یک شنبه 18 اسفند 1392, 10:41 am
محل اقامت: EUROPA

در راه المان

پست توسط peeter » شنبه 14 تیر 1393, 11:31 pm

هیچی اقا جونم واستون بگه یه روز دوستمون که از بچه های قدیمی همین فروم بود زنگ زد گفت اقا خسته شدم از ایران بزن بریم ما پایه شدیم با یه داستان شنیدنی راهی ترکیه شدیم . فعلا خوابم میاد و حس و حال ن شتن نیست جاتون خالی با یه پسره کانادایی ابجو زدیم حسشو ندارم ولی همینقدر رو بدونید ما رفتیم بلغار و بتاطر مسموم شدن یکی از دوستان مجبور شدیم بریم :shock: :D بغل جاده و پلیس بلغار مارو گرفت و نهاب دادن نفری یه نخ سیگار و لب یه روزر ول کردن گفتن اونور رود ترکیست برگردید .نه پاس گرفتن نه گشتن نه پول گرفتن نه بی احورامی داستانش مفصله ولی رفقایی که بریم بریم داشتن جا زدن یه جورایی و اصلا یادشون رفت قرار بود بریم المان . الان بعد کلی هزینه قزازه پس فردا با یه نفر یگه بزنمبرم . رسیدم جایی خبرشو میزارم .کلی حرف و تجربه دیدیم و امیدوارم وقت باشه برای گفتنش .
دو کس رنج بیهوده بردند و سعی بی‌فایده کردند: یکی آن‌که اندوخت و نخورد و دیگر آن‌که آموخت و نکرد.

نمایه کاربر
iranian
پست: 1096
تاریخ عضویت: جمعه 29 آذر 1392, 2:02 am
محل اقامت: Denmark
تماس:

Re: در راه المان

پست توسط iranian » یک شنبه 15 تیر 1393, 2:29 am

تو چهار ساله داری در مورد رفتن حرف میزنی امرزو فردا میکنی
دستت رو شد حالا با این داستان اومدی :D
خوبه پیشرفت کردی
تو که قرار بود بری باهاماس از اونجا قاچاقی بری امریکا چی شد سر از بلغارستان در اوردی :lol: :lol:
تو با این حرف ها میخوای خودتو با تجربه نشون بدی بچه :lol: همش که تو گوگل مپ سفر میکنی یک روز جزیره باهاماس یک روز اندونزی و استرالیا الانم المان :D
باور کن ما همگی گوگل مپ داریم فقط تو نیستی که داری بیا بیرون از این توهم
<p style="text-align: left;">Tanha ID man dar in site faghat hamin hast baghie ID ha &nbsp;jali ast</p>
<p style="text-align: left;">email : xiranianx@gmail.com</p>

نمایه کاربر
iranian
پست: 1096
تاریخ عضویت: جمعه 29 آذر 1392, 2:02 am
محل اقامت: Denmark
تماس:

Re: در راه المان

پست توسط iranian » یک شنبه 15 تیر 1393, 2:40 am

فروم شده بچه بازی چند بار به این ادمین بگیم یک محدودیت سنی موقع ثبت نام بزاره که این جوجه ها اینجا را با مهد کودک اشتباه نگیرن
سفر قاچاقی مرد میخواد نه شما بچه قرتی های متوهم که تو خواب خیال سفر میکنن
در ضمن این داستانهای ک.شعر رو برای همون رفقای ک.مغزت بنویس نه اینجا
ملت مشکل دارن میان تو سایت اطلاعات کسب کنن نمیان داستانهای ک.شعر بی سر ته تو را بخونن اینقدر با مطالب بی قایده فروم رو به هم نریز
<p style="text-align: left;">Tanha ID man dar in site faghat hamin hast baghie ID ha &nbsp;jali ast</p>
<p style="text-align: left;">email : xiranianx@gmail.com</p>

pagan
پست: 298
تاریخ عضویت: سه شنبه 5 دی 1391, 1:58 pm

Re: در راه المان

پست توسط pagan » یک شنبه 15 تیر 1393, 12:57 pm

محمد جان چرا واقعیت رو وارونه جلوه میدی، خیلی آدم باید بی شرم و پررو باشه که بیاد اینجا خودش رو قهرمان معرفی کنه، گیر افتادن تووی جاده هیچ ارتباطی با مریضی و مسمومیت اون بنده خدا نداشت متاسفانه این بچه تصور کرده بود برای هر ماشینی دست تکون بده براش نگه میداره، برای همین بی برنامه بودن بعد از یک ربع ساعت لندرور پلیس مرزی بلغار اومد و ما رو با خودش برد و خوشبختانه ما رو لب مرز ترکیه به سادگی رها کرد. اما اینکه چرا دیگه حاضر نشدیم با این بچه ادامه بدیم رو باید بدونید شما با آدمی که رفیق مریض و داغونش رو دو بار در طول مسیر قال بزاره و تووی جنگل رها کنه چه می کنید این بچه همونطور که کاربر ایرانیان مطرح کرده به همون گور بابای هموطن اعتقاد داره و رفیق خودش رو که اگر دیرتر می بردیم دکتر احتمال مرگش بود بارها زمزمه می کرد که " بیا ولش کنیم" نمی دونم کی حاضر با موجود بزدلی که شخصیتش در طول مسیر عوض شد ادامه بده، پسر جان ما بخیل نیستیم امیدواریم زودتر برسی یادت باشه فرقی نمی کنه کجا زندگی کنی اما بخاطر اخلاقیات نداشتت همیشه از یک چیزی رنج می بری و هیچ وقت به آرامش نمیرسی، خوشبختانه این راه اون قدر هزینه ای هم نداشت
هیچ وقت با یک آدم بی جربزه و بچه همسفر نشید، این بالائی خوب شناختت
پیش چشم آدم آواره گل هم بوی کاهگل می دهد
**زندگی دور از وطن طعم هلاهل می دهد**

habib6281
پست: 129
تاریخ عضویت: پنج شنبه 12 اردیبهشت 1392, 6:53 am

Re: در راه المان

پست توسط habib6281 » یک شنبه 15 تیر 1393, 4:15 pm

محمد جان اگه بدحالی من باعث شد برگردیم من عذر میخوام ولی خب همسفر بودن کنار هم راه رفتن نیست که .باور کن اون جایی که حالم بد بود داشتم بالا میاوردم تو به جواد گفتی میمونه رو دستمون ولش کن بریم رو داشتم میشنیدم. از صد تا مرگ برام بد تر بود .من به جوادم گفتم داداش تو برو خودتو معطل من نکن به پلیس زنگ میزنم ولی اومد منو تا جاده کول کرد.به هر حال باور کن من روز آخرم هنوز قصدم این بود دوباره باهات بیام ولی خودت گفتی اگه خوب نشی من تنها میرم . ترسیدم بازم وسط راه حالم بد شه اینبار تو بلغار وسط جنگل تک و تنها بدون جی پی اس و قطب نما گم شم خودتم حالا به خنده یا شوخی تایید کردی .شاید رفتار خودتم تو این از هم پاشیدن گروه تاثیر داشت .حالا هم اتفاقی نیفتاده .رفاقتامون سرجاشه .هنوزم 30 لیر بهت بدهکارم خوبیهاتم یادم نمیره ولی اینجوریها هم نبود داداش .منم دوس نداشتم الان اینجوری جلو خونوادم سرافکنده شم .به هر حال خوش باشی هر وقتم کاری داشتی من در خدمتتم

habib6281
پست: 129
تاریخ عضویت: پنج شنبه 12 اردیبهشت 1392, 6:53 am

Re: در راه المان

پست توسط habib6281 » یک شنبه 15 تیر 1393, 4:38 pm

بعد تا جایی که یادمه قبل از مریضی منم قرار بود بریم سر جاده

نمایه کاربر
iranian
پست: 1096
تاریخ عضویت: جمعه 29 آذر 1392, 2:02 am
محل اقامت: Denmark
تماس:

Re: در راه المان

پست توسط iranian » یک شنبه 15 تیر 1393, 5:05 pm

pagan نوشته شده:محمد جان چرا واقعیت رو وارونه جلوه میدی، خیلی آدم باید بی شرم و پررو باشه که بیاد اینجا خودش رو قهرمان معرفی کنه، گیر افتادن تووی جاده هیچ ارتباطی با مریضی و مسمومیت اون بنده خدا نداشت متاسفانه این بچه تصور کرده بود برای هر ماشینی دست تکون بده براش نگه میداره، برای همین بی برنامه بودن بعد از یک ربع ساعت لندرور پلیس مرزی بلغار اومد و ما رو با خودش برد و خوشبختانه ما رو لب مرز ترکیه به سادگی رها کرد. اما اینکه چرا دیگه حاضر نشدیم با این بچه ادامه بدیم رو باید بدونید شما با آدمی که رفیق مریض و داغونش رو دو بار در طول مسیر قال بزاره و تووی جنگل رها کنه چه می کنید این بچه همونطور که کاربر ایرانیان مطرح کرده به همون گور بابای هموطن اعتقاد داره و رفیق خودش رو که اگر دیرتر می بردیم دکتر احتمال مرگش بود بارها زمزمه می کرد که " بیا ولش کنیم" نمی دونم کی حاضر با موجود بزدلی که شخصیتش در طول مسیر عوض شد ادامه بده، پسر جان ما بخیل نیستیم امیدواریم زودتر برسی یادت باشه فرقی نمی کنه کجا زندگی کنی اما بخاطر اخلاقیات نداشتت همیشه از یک چیزی رنج می بری و هیچ وقت به آرامش نمیرسی، خوشبختانه این راه اون قدر هزینه ای هم نداشت
هیچ وقت با یک آدم بی جربزه و بچه همسفر نشید، این بالائی خوب شناختت

بله این شخص با یکی از رفقاش قرار بود با هم همسفر بشیم من همون اول قهمیدم این یارو اینکاره نیست (فکر کنم به کل اعضای سایت پیشنهاد همسفرشدن داده :D )
اصلا هدف خاصی برای رفتن نداره یک توهماتی هم تو ذهنش هست :D
برای سفر واقعی باید یک برنامه ریزی داشت+ چند نفر که با هم واقعا یکی باشن به تمام معنا وگرنه دلیل همسفر شدن چیه؟ غیر از اینه که اگر در طول مسیر قراره یکی دستگیر بشه باید همه با هم دستگیر بشیم
اگر قراره یکی به هر دلیلی ادامه سفر را نتونه بیاد باید همراهیش کنیم نه ولش کنیم!
در کل منظورم از یکی شدن چند نفر هست یا با هم موفق میشیم یا با هم موفق نمیشیم خود خواهی و به فکر خود بودن و هر کس به رای خودش عمل کردن اینا مشکل ساز میشه وسط راه
قبل رفتن باید ببینید ایا میتونید با هم باشید یا نه شما همینجوری از رو هوا تصمیم میگیرید اینجوری نتیجه نمیده ،
متاسفانه بعضی ها معنی گروه بودن را نمیفهمن ،
وقتی عضو یک گروه شدی یک سری چیز ها را باید رعایت کنی و خودتو متعهد بدونی به اعضای گروه کسی که به هیچ اصولی پایبند نیست را نباید در گروه راه داد و اشتباه شما هم همین بوده ادمی رو با خودتون همراه کردین که علاوه بر اینکه ادم متوهمی هست اصلا این حرفها حالیش نیست :D خوب معلومه همین میکروب باعث از بین رفتن گروه میشه و همه برنامه ریزی ها به هم میخوره
حالا این سفر بی نتیجه درسته چیزی نداشت اماحداقل یک تجربه خوب به دست اوردین و همین هم خوبه
<p style="text-align: left;">Tanha ID man dar in site faghat hamin hast baghie ID ha &nbsp;jali ast</p>
<p style="text-align: left;">email : xiranianx@gmail.com</p>

نمایه کاربر
iranian
پست: 1096
تاریخ عضویت: جمعه 29 آذر 1392, 2:02 am
محل اقامت: Denmark
تماس:

Re: در راه المان

پست توسط iranian » یک شنبه 15 تیر 1393, 5:15 pm

habib6281 نوشته شده:محمد جان اگه بدحالی من باعث شد برگردیم من عذر میخوام ولی خب همسفر بودن کنار هم راه رفتن نیست که .باور کن اون جایی که حالم بد بود داشتم بالا میاوردم تو به جواد گفتی میمونه رو دستمون ولش کن بریم رو داشتم میشنیدم. از صد تا مرگ برام بد تر بود .من به جوادم گفتم داداش تو برو خودتو معطل من نکن به پلیس زنگ میزنم ولی اومد منو تا جاده کول کرد.به هر حال باور کن من روز آخرم هنوز قصدم این بود دوباره باهات بیام ولی خودت گفتی اگه خوب نشی من تنها میرم . ترسیدم بازم وسط راه حالم بد شه اینبار تو بلغار وسط جنگل تک و تنها بدون جی پی اس و قطب نما گم شم خودتم حالا به خنده یا شوخی تایید کردی .شاید رفتار خودتم تو این از هم پاشیدن گروه تاثیر داشت .حالا هم اتفاقی نیفتاده .رفاقتامون سرجاشه .هنوزم 30 لیر بهت بدهکارم خوبیهاتم یادم نمیره ولی اینجوریها هم نبود داداش .منم دوس نداشتم الان اینجوری جلو خونوادم سرافکنده شم .به هر حال خوش باشی هر وقتم کاری داشتی من در خدمتتم
فیلم هندی شد :D
. برو خودتو معطل من نکن
ببین دوست عزیز اشتباه را دو بار تکرار نمیکنن تز تجربه ها عبرت بگیر
وقتی طرف گفته ولش کنیم تو بازم میخوای باهاش همسفر شی !
در ضمن یاد بگیر تو سفر هر چیزی را نباید بین راه خورد
سفر قاچاقی میری سیزده به در که نمیری! شما این سفر رو با یک سفر تفریحی اشتباه گرفتین :D
به هر حال سعی کن از تجربه این سفر استفاده کنی
<p style="text-align: left;">Tanha ID man dar in site faghat hamin hast baghie ID ha &nbsp;jali ast</p>
<p style="text-align: left;">email : xiranianx@gmail.com</p>

habib6281
پست: 129
تاریخ عضویت: پنج شنبه 12 اردیبهشت 1392, 6:53 am

Re: در راه المان

پست توسط habib6281 » یک شنبه 15 تیر 1393, 5:42 pm

iranian نوشته شده:
habib6281 نوشته شده:محمد جان اگه بدحالی من باعث شد برگردیم من عذر میخوام ولی خب همسفر بودن کنار هم راه رفتن نیست که .باور کن اون جایی که حالم بد بود داشتم بالا میاوردم تو به جواد گفتی میمونه رو دستمون ولش کن بریم رو داشتم میشنیدم. از صد تا مرگ برام بد تر بود .من به جوادم گفتم داداش تو برو خودتو معطل من نکن به پلیس زنگ میزنم ولی اومد منو تا جاده کول کرد.به هر حال باور کن من روز آخرم هنوز قصدم این بود دوباره باهات بیام ولی خودت گفتی اگه خوب نشی من تنها میرم . ترسیدم بازم وسط راه حالم بد شه اینبار تو بلغار وسط جنگل تک و تنها بدون جی پی اس و قطب نما گم شم خودتم حالا به خنده یا شوخی تایید کردی .شاید رفتار خودتم تو این از هم پاشیدن گروه تاثیر داشت .حالا هم اتفاقی نیفتاده .رفاقتامون سرجاشه .هنوزم 30 لیر بهت بدهکارم خوبیهاتم یادم نمیره ولی اینجوریها هم نبود داداش .منم دوس نداشتم الان اینجوری جلو خونوادم سرافکنده شم .به هر حال خوش باشی هر وقتم کاری داشتی من در خدمتتم
فیلم هندی شد :D
. برو خودتو معطل من نکن
ببین دوست عزیز اشتباه را دو بار تکرار نمیکنن تز تجربه ها عبرت بگیر
وقتی طرف گفته ولش کنیم تو بازم میخوای باهاش همسفر شی !
در ضمن یاد بگیر تو سفر هر چیزی را نباید بین راه خورد
سفر قاچاقی میری سیزده به در که نمیری! شما این سفر رو با یک سفر تفریحی اشتباه گرفتین :D
به هر حال سعی کن از تجربه این سفر استفاده کنی
من چیزی نخورده بودم .مسموم هم نشدم .بلکه اشتباه کردیم به امید آب داخل جنگل آب کمی با خودمون بردیم و خب بدن منم دچار بی آبی شدید شد .هر چند آب رودخونه خوردیم ولی حال من رو بد کرد و هر چی مثل اب و غذا هم میخوردیم بالا میاوردم .دکتر تو ترکیه گفت به خاطر بی آبی کلیه هات دچار مشکل شده و باید تا میتونی آب بخوری .به هر حال این سفر تجربه شد برامون .حداقل قبلا رو نقشه به این فکر میکردیم الان میدونیم چکار باید کرد و چه اشتباهاتی نکرد .شاید یه روز خودم رفتم دوباره شایدم نه

peeter
پست: 210
تاریخ عضویت: یک شنبه 18 اسفند 1392, 10:41 am
محل اقامت: EUROPA

Re: در راه المان

پست توسط peeter » جمعه 20 تیر 1393, 3:27 pm

habib6281 نوشته شده:بعد تا جایی که یادمه قبل از مریضی منم قرار بود بریم سر جاده
من اگه میخواستم دورتون بزنم بی رودروایستی میگفتم سه جا هم موقعیت بود ول کنم ولی نکردم به به جواد گفتم ولش کن میاد .تو حال خودت نبودی بانظر پرفسور جواد که اب بر نداریم و سبک بریم خودم کم اورده بودم همین که میدیدم وایمیستم تو ولو میشدی رو زمین و میگفتی نمیتونم بیام منم میترسیدم الان کلا نتونی راه بیای ون موقع داستان بود پس دوست داشتم سریع تر تا روپایی بیای . جواد هم کم اورده بود داءم مینشست باتو .من اون تیکه رو زیاد نگاه کردم میدونستم چه فاصله تخمی بود اونم با اون جنگل . روی حرفم با جواد بود که روز اول زنگ زد بریم و هر جا گیر کردیم بمونیم ولی برنگردیم منم رو حرف این کسخل بلند شدم اومدیم . من ناراضی نیستم از اومدنم دو روز هم بخاطرت موندم ولی حزکت با اون حالت خدایش ریسک بود . منگفتم ولت میکنم منظورم این نبود وسط جنگل تا یه جایی میرسوندمت همونطور که 10کیلومتر راه پیاده رفتم که اخرسر هوا تاریک بود ورسیدم به تاکسی . تعریف کردن نداره تو این راه تاپ نبودم ولی اندازهخودم بودم .این راه دو چیزش ناراحتم کرد یکی بی ابی یکی کل طول مسیر جواد دایم نظرش عوض میشد و اخرشم همون یونان که نظرش بود نیومد و برگشت . ما اشتباه کردیم از اون جنگل رفتیم هرچند رد شدن صد درصد بود ولی یه دفه دیگه حدود شصت کیلومتر به طرف شرق زدم تنها رفتم ولی زمانبندی بهم خورد کلی اطلاعات از مردم محلی و یه راننده کامیون کسب کردم . از جاهای راحت تر هم میتونستیم بریم روستای beyci رفتم رد شدن خیلی اسون بود حیف شد
دو کس رنج بیهوده بردند و سعی بی‌فایده کردند: یکی آن‌که اندوخت و نخورد و دیگر آن‌که آموخت و نکرد.

pagan
پست: 298
تاریخ عضویت: سه شنبه 5 دی 1391, 1:58 pm

پست توسط pagan » جمعه 20 تیر 1393, 8:25 pm

_____________________________________________________________________________________
__________________________________________________________________________________
-
-
بی تربیت من اگه اون روز این انگیزه رو تووی تو بی خاصیت ایجاد نمی کردم الآن هنوز داشتی تووی این فروم فحش رد و بدل می کردی و به خانوادت بی احترامی می شد، ضمن اینکه حالا از اونجا هم واسم ادعا نمی کردی. من اگه گفتم بریم آدم حسابت کرده بودم فکر می کردم مرام و معرفت حالیت میشه بعد از این همه مدت. آب گفتم کمتر بگیریم و تووی جنگل آب بود، عوضش یک کوله سنگین با خودتون برداشته بودین، من خودم تجربه داشتم می دونستم کوله سنگین فقط نفس آدم رو می گیره، متاسفانه حبیب مشکلش آب نبود بلکه بدنش کشش این کار رو نداشت امیدوارم ناراحت نشه، با اینکه همه تلاشش رو کرد و سعی کرد کم نیاره اما چون نه از لحاظ جسمی و نه به لحاظ روحی در مقابل سختی طاقتش زیاد نبود کم آورد، حتی در مقابل مریضی روحیش رو باخته بود، البته مریضی اجتناب ناپذیره و ما هم آن قدر شناختی نسبت به هم نداشتیم و ایراد زیادی وارد نیست و من حق رو بهش میدم چون حداقل همسفر بودیم و باید تا آخر پای هم می موندیم و این مثل یک قانون بود. من هم کاری از دستم بر نمی اومد با اون کوله و رفیق مریض و اونی که عجله داشت و کک اروپا افتاده بود توو تنبونش.
نظر من مشخص بود اما چون تووی توهم بسر می بردی و فکر کرده بودی شام می رسی آلمان و آنگلا مرکل پشت در منتظرتِ حول ورت داشته بود. مدام کج خلقی می کردی، قبل از رفتن هم یک روز تووی تهران بهت گفتم اونجا توو جاده ایستگاه بی آر تی نیست که برات ماشین بایسته، اون یک ربع هم صبر کردم بخاطرت باز نگی اشتباه من بود، همونجا هم کنار پل گفتم "اینجا جای ایستادن نیست هر لحظه پلیس میاد چی داری بگی بهش؟؟". همین اشتباه رو با حبیب کردم که کلا مسیر روستا رو اشتباهی رفتیم و به حرفش گوش کردم. که واقعا اشتباه من بود و باید خودم هر بار تصمیم می گرفتم.
در هر حال گذشته و برای من یک تجربه خوب بود، و کلا خیلی راضیم از این موضوع. برای یونان و یا برنگشتن اول اینکه پول من زیاد نبود ثانیا در همسفرهای خودم دیگه نمی دیدم، ثالثا من از اول هم عرض کردم که همه کارهام رو نیمه تمام رها کردم و بخاطر قراری که داشتیم و برای خودم اومده بودم.
کلا تجربه خوبی بود اما این آدم اونی نبود که من فکر می کردم از لحظه خداحافظیش و وقتی گذاشت رفت و دامادش تماس گرفت برگردوندش همه چیز مشخص شد.
اینکه یاد بگیرم رفیق خوب رو باید توو سختیها، توو مسافرت شناخت. همه اینها رو به بچه بودنش می بخشم، امیدوارم حداقل یک کم درس گرفته باشه این بی شخصیت.
امیدوارم بقیه هم از این تجربه استفاده کنند. ما خیلی کاستیها و اشتباهات داشتیم اما خیلی خوب جلو رفتیم و همین کفایت می کنه.
پیش چشم آدم آواره گل هم بوی کاهگل می دهد
**زندگی دور از وطن طعم هلاهل می دهد**

peeter
پست: 210
تاریخ عضویت: یک شنبه 18 اسفند 1392, 10:41 am
محل اقامت: EUROPA

Re: در راه المان

پست توسط peeter » جمعه 20 تیر 1393, 9:11 pm

بیخیال رفیق . ببین وقتی گفتی من پایه شدم ولی وقتی دودلی تورو دیدم روی تو حساب باز نکردم امیدم همون حبیب بود چون بیشتر حرف همدیگرو میفهمیدیم من کولم اندازه خودم بود ما اگه مشکلی برای حبیب پیش نمیومد نمیرفتیم کنار جاده اونم تو روز تعطیل کهخبری از مینی بوس مالکوترنوو نیست :D من با دودل شدن تو مشکلی نداشتم هر چی هم رو اعصاب بودی یه جورایی کل مسیر ما برات راه اخر حساب میشدیم همه جا ولی بودی و حرفی نزدم ادم حرف میزنه پای حرفش میمونه وقتی وارد ترکیه شدیم و دیدم با هر حرفی راحت نظرت 360درجه تغییر میکنه فهمیدم ا موقع چرا با شهاب و لیبرال نزدی بری . شما اگه تصمیم نداشتی به جای اینکه بهت بر بخوره و با ادمی مث ایرانین همراه بشی اینجا یه کم فک میکردی و بعد اون اراجیف رو میگفتی . تو روز اول گفتی برین و هر جا گیر کردیم برنگردیم انقد بمونیم تا رد بشیم . شما برگشتی خیالی نیست من حتی اسمتو اینجا نبردم فقط گفتم در جریان باشی . حبیب هم از نظر جسمی و مخصوصا روحی بهتر تو بود . با اون حالش دو روز وایستاد و منتظر موند که راه بیفته . شما چطوری راه رو گم کردین ?روساا جلو چشتون بود الان میگی حبیب گفت و راه اشتباهی رفتیم . وقتی پامون گذاشتیم تو ترکیه کی بود گفت نریم اونجا زنگ میزنن پلیس پاس به فاک میره ? من اون موقع حواسم نبود دوزاری نیفتاد وقتی جلوتر منتظر شدم دیدم نیومدید فهمیدم راه کج کردین که پاس جناب عالی ب فاک نره . با این حال من اون همه راه پیاده زدم رفتم تو تاریکی و اون مینیبوس اوردم . انقد جرات نداشتی واقعیت بگی تو توهم زندگی نکن .
دو کس رنج بیهوده بردند و سعی بی‌فایده کردند: یکی آن‌که اندوخت و نخورد و دیگر آن‌که آموخت و نکرد.

pagan
پست: 298
تاریخ عضویت: سه شنبه 5 دی 1391, 1:58 pm

پست توسط pagan » شنبه 21 تیر 1393, 6:06 am

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
-
-
تو یعنی می خوای به خودتم دروغ بگی؟؟ الآن رفتی مثلا نکته پیدا کردی، می خوای خودت رو تبرعه کنی خوب بزار من کمکت کنم، نشستی فکر کردی از اونجا مینی بوس رد میشه، دویدی رفتی سر خط تنهائی جیم کردی فکر کردی رسیدی؟! نتونستی بری همونجا موندی.....جاده رو دیدی رفیقات یاد رفت تووی اون کوه و کمر صعب العبور با حال مریض و داغون ولشون کردی اون وقت ادعا می کنی بخاطرش زدی تو جاده ....دمت گرم خیلی رو داری...احتمالا من بودم هر بار می گفتم بیا همین جا ولش کنیم بریم....خودت که تخم تنهائی رفتن نداشتی وگرنه همون اول رفته بودی....یک جا هم گفتم خودت برو مهم نیست، اما شهامتش رو نداشتی، از سیم خاردار برگشتی

اون جاده روستا هم نبودی و جیم زدی بهتره صحبتش رو نکنی، من اگر به فکر پاسم بودم صد بار به پلیس زنگ نمی زدم و صحبت نمی کردم، هر چی ما گفتیم: بریم توو روستا داریم اشتباه میریم زمینای کشاورزی تموم شد رسیدیم به جنگل، مسیر تیر برق هم از جاده دورشد، اما این حبیب حرف خودش رو می زد: آقا خورشید از شرق طلوع می کنه این طرف گمرکِ، ....واقعا باید از اون دامادت و خواهرت تشکر کرد تو که لیاقت نداری، ضمن اینکه ما راه کج نکردیم یک بچه تنگول گذاشته بود با قطب نما و جی پی اس رفته بود هر چی صداش می زدم با اینکه به گوشش می رسید اما رفیق بی حالش رو ول کرد و رفت خودش رو زد به نشنیدن. بزدلی که اگه نبودیم خودش رو ده بار خراب کرده بود حالا اومده داره برام دروغ سر هم می کنه، بچه جان تو راست می گی اشتباه من بود با تووی بچه پررو مزلف همراه شدم. بچه ای که توو خودش نمی دید بتونه بره روزی صد بار از رفیقاش می پرسید می خوایم رد شیم دیگه؟
خوب شد باهات ادامه ندادیم زود شناختیمت همین الآن داری کتمان می کنی بدا به حال بعد از این........
بچه دروغگو کجا من گفتم نریم؟؟ شما اگه قصد برگشتن نداشتید همونجا پاستون رو می فروختین.....
این بحث ارزش ادامه دادن با یک دروغگو که صد بار قصد داشت رفیقش رو تووی راه ول کنه نداره،
شهاب رفت چون پول داشت من نداشتم موندم با تووی بچه همراه شدم که حالا برام دروغ سر هم کنی.....
این پسر ایرانین واقعا عجب دیدی داشت
پیش چشم آدم آواره گل هم بوی کاهگل می دهد
**زندگی دور از وطن طعم هلاهل می دهد**

habib6281
پست: 129
تاریخ عضویت: پنج شنبه 12 اردیبهشت 1392, 6:53 am

Re: در راه المان

پست توسط habib6281 » شنبه 21 تیر 1393, 10:46 am

بچه ها اگه میشه خواهشا به حرمت نون و نمکی که تو این راه با هم خوردیم بحث رو ادامه ندین . من قبلا هم عذرخواهی کردم به خاطر مشکلاتی که پیش اومد بازم ازتون عذر میخوام .بدرود

نمایه کاربر
Elvis_56
پست: 356
تاریخ عضویت: شنبه 28 اردیبهشت 1392, 7:16 pm

Re: در راه المان

پست توسط Elvis_56 » شنبه 21 تیر 1393, 6:00 pm

عجب داستانی شد این قضیه :roll:
شگرد جدید کلاهبرداران اینترنتی:
هفته اول: من هنگام خروج از گیت با ویزای جعلی بازداشت شدم و پولم هدر رفت
هفته دوم: کسی از دوستان اگه قاچاقبر مطمئن می شناسه لطفا معرفی کنه!
هفته سوم: دوستان، مژده! یه راه خوب و مطمئن برای خروج پیدا کردم
هفته چهارم: فروش پاسپورت اورجینال اروپایی، 100 % تضمینی، دوستان با شماره من تماس بگیرید!!!
---
هفته پنجم:
با ساخت اکانت جدید خودشونو مسافر جا میزنن و به صورت غیر مستقیم برای خودشون (اکانت قبلی) تبلیغ می کنن!!!

masoud_firoz
پست: 1
تاریخ عضویت: دو شنبه 16 تیر 1393, 6:20 am

Re: در راه المان

پست توسط masoud_firoz » یک شنبه 26 مرداد 1393, 5:43 pm

دوستا کسی از habib خبری داره ؟! کجاست الان ؟!

نمایه کاربر
pey.com
پست: 158
تاریخ عضویت: دو شنبه 18 فروردین 1393, 3:06 pm

Re: در راه المان

پست توسط pey.com » یک شنبه 26 مرداد 1393, 5:49 pm

masoud_firoz نوشته شده:دوستا کسی از habib خبری داره ؟! کجاست الان ؟!
اگه منظورت حبیب خانندست : که الان ایرانه فک کنم یکی از شهرهای شمالی میشینه
گاهی برای بودن باید رفت - رفتن همیشه رسیدن نیست اما برای رسیدن راهی جز رفتن نیست . . .

peeter
پست: 210
تاریخ عضویت: یک شنبه 18 اسفند 1392, 10:41 am
محل اقامت: EUROPA

Re: در راه المان

پست توسط peeter » جمعه 25 مهر 1393, 6:52 pm

Salam dostan alan 3 mah hast ke to camp baste bulgar hastam o azad nakardan belakhare razi shodam 600€ pol bedam ta azad konan be zodi miram biron o az tasvib ghanon jadid diport be turkye ham shenidam mese inke bayad khodemn baray chand mah dar be dari to maghsad ham amade konim . Khili ha ham az inja diport kardan chon dafe aval 4 mah habs talighi midan o age dobar lab marz begiran 4 mah dige ham dadgah mide o 1 sal bayad berin zendan hay bulgar . Az hame jaye europa ham ta betonan diport mikonan . Az bulgar raftan khili sakhte khodeton eghdam konid faghat chand ta ghachaghchi inkare hastan ke bedon asar miresonan .

peeter
پست: 210
تاریخ عضویت: یک شنبه 18 اسفند 1392, 10:41 am
محل اقامت: EUROPA

Re: در راه المان

پست توسط peeter » جمعه 3 بهمن 1393, 12:01 am

حدود 4000 تا6000 پناهنده میگن با اثر بلغار رو میخوان دیپورت کنن به بلغار . حقوق اینجا 65لوو خیلی کم . کمپ باز سه شب غایب باشی اخراج و باید تو خیابون بخوابی . ماشالاه همه قاچاقچی .از ترکیه اکثرا جیباشون توسط قاچاقچی خالی میشه و راهی بلغار به بهترین قاچاقچی ها پول بدید میخورن . سوری ها چهار ماهه پاس پنج ساله میگیرن و میرن هرجا بخوان .تازگی یه ایرانی گیر کرد رفت کمپ بسته گفتن باید 18 ماه بخوابی و بعدا ازاد و نامه ترک خاک . از ترکیه هرکی با کامیون بیاد الان احتمال بالای 90درصد گیر کرده مخصوصا مرز روسه .به ایرانی ها هم اصلا جواب نمیدن با یه وکیل صحبت کردم گف باید حداقعل سه سال بخوابی تا پاس بگیری . معمولا سر مرز بگیرن یا گمرک یه حکم تعلیقی 6تا 12ماهه زندان میدن که اگه دوباره سر مرز گیر کردین با یا حکم جدید راهییه یکی دو سال زندان میشین . . اینجا شوخی ندارن دلشون هم اصلا نمیسوزه . قاچاقچی هم اگه ادم حسابی نباشه و پول بدید که خدا به دادتون برسه . رو بحث زمینی از ترکیه با قاچاقچی رفتن اشتباهه باید حداقعل سعی کنید از بلغار قاچاقچی پیدا کنید و تا صرب رو بیشتر صحبت نکنید چون مرز مجار دو نفری احتمال رفتن هست ولی چند نفری صد در صد پلیس میگیره .. مسیر ترکیه به بلغار هم الان 1500 و بلغار به صرب ( بلگراد ) 1500 کلا همین مبلغ کافی هست کسانی الان هستن که با دوازده هزار یورو ضمانتی بدون پیاده روی ماشین اخرین مدل واسه رفتن سه ماشین اسکورت الان اینجا گیر کردن چون قاچاقچیشون ادم حسابی نبود . سوالی بود در خدمتم
دو کس رنج بیهوده بردند و سعی بی‌فایده کردند: یکی آن‌که اندوخت و نخورد و دیگر آن‌که آموخت و نکرد.

نمایه کاربر
Shayann
پست: 221
تاریخ عضویت: یک شنبه 3 فروردین 1393, 9:01 am

Re: در راه المان

پست توسط Shayann » جمعه 3 بهمن 1393, 10:39 am

پتر به نظرت از چه راهی آدم بره بهتره؟؟؟ از بلغار که همه میگن سخته و نمیشه

danial2016
پست: 29
تاریخ عضویت: دو شنبه 29 دی 1393, 1:03 am

Re: در راه المان

پست توسط danial2016 » جمعه 3 بهمن 1393, 9:49 pm

سلام به همه

از بلغار مرزی اگه دو نفری بدون قاچاقچی بری و اونم بدونی از کدوم ور بری و نفرات ادم خایه دار باشن و جی پی اس داشته باشین و زرنگ و چابک میتونید رد مرز کنید فقط ۵ کیلو متر اول از مرز با سرعت زیادی برید و از مرز دور شید و اولین شهرک که بهش بر میخورید 12 کیلومتری بلغار ولی اونجا پاسگاه مرزی داره و مردمش با دیدنتون لوتون میدن! باید از جنگل رد شین و خودتون تا بورگاس برسونید که جمعا از مرز بلغار 45 کیلومتر راه، همش تو جنگل باشین، ولی اگه شانس بیاری و تو بورگارس پلیس نگیرتت، میتونی بری اونم با تاکسی تا صوفیا بلیط اتوبوس بهت نمیدن بدون پاس!
اگه اثر انگشت بگیرن تو بلغار بازم میتونی تو المان بمونی اقامت بگیری مهم اینه تو بلغار کیست چی بگی!!

رفیق خودم از بلغار رفت و انجا گیر کرد و اثر انگشت گرفتن ولی الان بلژیک اونم با اثر بلغار فقط بدونید کیس چی تو بلغار بدی.

ولی یکم با هزینه میتونی هوایی بری.

من تبلیغ نمیکنم ولی عجله نکنید و هوایی برید بهتره.
فقط جهت اطلاع و راهنمایی دوستان میام تا مثل خیلیا پاس و پولشون بگا نره...

موفق باشید

danial-2016@mail.ru

نمایه کاربر
Shayann
پست: 221
تاریخ عضویت: یک شنبه 3 فروردین 1393, 9:01 am

Re: در راه المان

پست توسط Shayann » شنبه 4 بهمن 1393, 10:54 am

یعنی کیس رو تو بلغار اشتباهی بگیم؟؟؟ اثر بگیرن بر نمیگردونن به بلغار؟؟

peeter
پست: 210
تاریخ عضویت: یک شنبه 18 اسفند 1392, 10:41 am
محل اقامت: EUROPA

Re: در راه المان

پست توسط peeter » شنبه 18 بهمن 1393, 2:58 pm

Shayann نوشته شده:پتر به نظرت از چه راهی آدم بره بهتره؟؟؟ از بلغار که همه میگن سخته و نمیشه
ﻭاﻻ ﺗﻮ اﻳﻦ ﺭاﻩ ﺩﻧﺒﺎﻝ ﺭاﻩ اﻣﻦ و اﺯ اﻳﻦ ﺣﺮﻓﺎ ﻧﺒﺎﺷﻴﺪ ﺭﻭ ﺣﺮﻑ ﻛﺴﻲ ﻳﺎ ﺭﻓﻴﻖ ﻫﻢ ﺣﺴﺎﺏ ﺑﺎﺯ ﻧﻜﻨﻴﺪ ﻧﻤﻴﮕﻢ ﻛﺴﻲ ﺧﻮﺑﻪ ﻳﺎ ﻛﺴﻲ ﺑﺪﻩ ﻛﻠﻲ ﮔﻔﺘﻢ. ﭼﻮﻥ ﻫﺮ ﻟﺤﻆﻪ ﺭاﻩ ﻫﺎﻱ ﺟﺪﻳﺪ ﺟﻠﻮ ﭘﺎﻱ اﺩﻡ ﺑﺎﺯ ﻣﻴﺸﻪ و ﺧﻮﺩﺗﻮﻥ ﻣﻤﻜﻨﻪ ﺯﻳﺮ ﺣﺮﻓﺎﺗﻮﻥ ﺑﺰﻧﻴﺪ ﭼﻮﻥ ﻣﻴﺨﻮاﻫﻴﺪ ﺯﻭﺩﺗﺮ ﺑﺮﺳﻴﺪ و ﺑﻪ ﻣﺸﻜﻞ ﻧﺨﻮﺭﻳﺪ. ﺭاﻩ اﻻﻥ ﻫﻤﻴﻦ ﺑﻠﻐﺎﺭﺳﺘﺎﻥ ﺑﻪ ﻧﻆﺮ ﻣﻦ اﺯ ﻫﻤﻪ ﺑﻬﺘﺮﻩ ﻳﻮﻧﺎﻥ ﻛﻪ اﺻﻼ ﻭﺿﻊ ﺧﻮﺑﻲ ﻧﺪاﺭﻫﺎﻳﻦ ﺭاﻩ ﻫﻢ اﮔﻬﺤﺴﺎﺏ ﺷﺪﻩ ﺑﺎﺷﻪ اﻣﻜﺎﻥ ﻣﻮﻓﻘﻴﺖ ﺩاﺭﻩ. ﺑﺎﻳﺪ ﺑﺎ ﻗﺎﭼﺎﻗﭽﻲ ﻣﻂﻤﻌﻦ ﺣﺮﻛﺖ ﻛﻨﻲ ﻛﻪ اﻭﻧﻢ ﺻﺪ ﺩﺭ ﺻﺪ ﻧﻴﺴﺖ ﻭﻟﻲ ﻣﻌﻤﻮﻻ. ﺑﻪ ﻣﺸﻜﻞ ﻧﻤﻴﺨﻮﺭﻥ. ﻗﺎﭼﺎﻗﭽﻲ اﺯ ﺗﺮﻛﻴﻪ ﻧﮕﻴﺮﻳﺪ اﺯ ﺑﻠﻐﺎﺭﺳﺘﺎﻥ ﺑﻬﺘﺮﻩ ﺑﻴﺸﺘﺮ ﻗﺎﭼﺎﻗﭽﻲ ﻫﺎﻱ ﻛﻪ اﺩﻡ ﺭﺩ ﻣﻴﻜﻨﻦ و ﺑﻪ ﻣﺸﻜﻞ ﻧﻤﻴﺨﻮﺭﻥ اﺯ ﺑﻠﻐﺎﺭﺳﺘﺎﻥ ﻫﺴﺘﻦ اﺯ ﺗﺮﻛﻴﻪ اﻗﺪاﻡ ﻛﻨﻴﺪ ﺳﻮاﺭ ﻛﺎﻣﻴﻮﻥ ﻣﻴﻜﻨﻦ ﻛﻪ اﺣﺘﻤﺎﻝ ﺭﺩ ﺷﺪﻥ اﻻﻥ 5% ﻫﻢ ﻧﻴﺴﺖ ﺭاﻩ ﺯﻣﻴﻨﻲ و .. ﻫﻢ ﺑﮕﻢ ﺧﻮﺩﺗﻮﻥ اﮔﻪ ﺧﻮاﺳﺘﻪ ﺑﺎﺷﻴﺪ ﺑﺮﻳﺪ اﺯ ﺳﻤﺖ اﺩﺭﻧﻪ ﺑﻴﺎﻳﺪ ﭼﻮﻥ ﺭاﻩ ﺑﻮﺭﮔﺎﺯ ﺑﺴﺘﻪ ﻫﺴﺖ ﺗﺎ ﺧﻮﺩ ﺑﻮﺭﮔﺎﺯ 60 ﻛﻴﻠﻮﻣﺘﺮﻩ ﻛﻪ ﻫﺮ ﻣﺎﺷﻴﻦ ﻏﺮﻳﺒﻪ اﻱ ﺑﻴﺎﺩ ﭘﻠﻴﺲ ﺻﺪ ﺩﺭ ﺻﺪ ﭼﻚ ﻣﻴﻜﻨﻪ اﺻﻼ ﻧﺸﺪﻧﻲ ﻫﺴﺖ اﺯ ﺳﻤﺖ ﻛﺮﻛﻠﺮﻱ اﺯ اﺩﺭﻧﻪ ﺑﺎﺯ ﻫﻢ ﺷﺎﻧﺲ ﻫﺴﺖ اﻳﻨﺠﺎ اﻛﺜﺮا ﺑﺎ ﮔﻮﮔﻞ ﻣﻮﺳﻴﻘﻲ و ﺟﻲ ﭘﻲ اﺱ ﻣﻴﺰﻧﻦ ﻣﻴﺮﻥ ﮔﻠﻪ ﻭاﺭ و ﮔﻴﺮ ﻣﻴﻜﻨﻦ و ﺩﻟﻬﺮﻩ ﻣﻴﺮﻥ ﺗﺎ ﺭﺩ ﺑﺸﻦ ﻣﻦ ﻛﻪ ﺗﺎ ﺑﻠﻐﺎﺭﺳﺘﺎﻥ اﻭﻣﺪﻡ و اﻳﻦ ﺗﺠﺮﺑﻪ ﻫﺎ ﺭﻭ ﺩاﺭﻡ و اﻻﻥ ﺗﺮﻛﻴﻪ ﺑﻮﺩﻡ ﺗﺎ ﺻﺮﺑﺴﺘﺎﻥ 2000 ﺗﺎ ﻣﻴﺪاﺩﻡ و ﺑﻘﻴﻪ ﺭاﻩ ﺧﻮﺩﻡ ﻣﻴﺮﻓﺘﻢ ﺗﻮ ﻫﺮ ﻛﺸﻮﺭﻱ اﮔﻪ اﺛﺮ ﻫﻢ ﺑﺪﻱ اﻳﻨﺘﺮﻭﻳﻮﻭ ﻧﺮﻱ اﺣﺘﻤﺎﻝ ﺑﺮﮔﺸﺖ ﻛﻢ ﻣﻴﺸﻪ. ﻛﻼ ﺑﺮاﻱ ﻣﺎﻫﺎﻧﻪ ﻛﻪ اﻳﻨﻂﻮﺭﻱ ﻣﻴﺮﻳﻢ. اﺛﺮ اﻧﮕﺸﺖ ﻣﻬﻢ ﻧﻴﺴﺖ ﭼﻮﻥ ﻭﻗﺘﻲ ﺗﺎ اﻳﻨﺠﺎ ﻣﻴﺎﻱ ﺧﻮﺩ ﺑﻪ ﺧﻮﺩ ﻳﺎﺩ ﻣﻴﮕﻴﺮﻱ ﻛﻪ ﭼﻂﻮﺭ ﻳﻪ ﺟﺎﻱ ﻣﻨﺎﺳﺐ ﻭاﺳﻪ ﺧﻮﺩﺕ ﭘﻴﺪا ﻛﻨﻲ. ﺑﺮاﻱ ﭘﻴﺎﺩﻩ ﺭﻭﻱ ﺷﻤﺎ ﻓﻚ ﻧﻜﻨﻴﺪ اﮔﻪ 10 ﻫﺴﺖ ﻣﻴﺸﻪ ﺳﻪ ﻳﺎ ﭼﻬﺎﺭ ﺳﺎﻋﺘﻪ ﺭﻓﺖ ﺑﭽﻪ ﻫﺎ ﻛﻪ ﻣﻴﺮﻥ ﻫﻤﻴﻦ ﻣﺴﺎﻓﺖ ﻫﺎﻱ ﻛﻮﺗﺎﻩ ﺭﻭ ﺩﻩ ﺗﺎ ﺑﻴﺴﺖ ﺳﺎﻋﺖ ﺗﻮ ﺭاﻩ ﺑﻮﺩﻥ. ﻳﺎ ﻫﻢ ﮔﻢ ﻣﻴﺸﻦ و ﭼﻨﺪ ﺭﻭﺯ ﺭﺳﻴﺪﻥ ﻃﻮﻝ ﻣﻴﻜﺸﻪ
دو کس رنج بیهوده بردند و سعی بی‌فایده کردند: یکی آن‌که اندوخت و نخورد و دیگر آن‌که آموخت و نکرد.

peeter
پست: 210
تاریخ عضویت: یک شنبه 18 اسفند 1392, 10:41 am
محل اقامت: EUROPA

Re: در راه المان

پست توسط peeter » شنبه 18 بهمن 1393, 3:00 pm

Shayann نوشته شده:یعنی کیس رو تو بلغار اشتباهی بگیم؟؟؟ اثر بگیرن بر نمیگردونن به بلغار؟؟
اﻳﻦ ﻫﻤﻪ اﺩﻡ ﻣﻴﺮﻥ اﻛﺜﺮا اﻧﮕﺸﺖ ﺩﺭ ﻣﻴﺎﺩ و ﻭﻗﺘﻲ ﻣﻴﺨﻮاﻥ ﺩﻳﭙﻮﺭﺕ ﺑﺸﻦ ﻣﻴﺮﻥ ﺟﺎﻫﺎﻱ ﺩﻳﮕﻪ ﻳﺎ ﺗﺒﺼﺮﻩ اﻱ ﭼﻴﺰﻱ ﭘﻴﺪا ﻣﻴﻜﻨﻦ ﺑﺎ ﻛﻤﻜﻮﻛﻴﻞ ﻣﻴﻤﻮﻧﻨ
دو کس رنج بیهوده بردند و سعی بی‌فایده کردند: یکی آن‌که اندوخت و نخورد و دیگر آن‌که آموخت و نکرد.

ارسال پست

چه کسی حاضر است؟

کاربران حاضر در این انجمن: کاربر جدیدی وجود ندارد. و 93 مهمان