صربستان

راههای کسب اقامت در آلمان (پناهندگی، کار، ازدواج، سرمایه گزاری و...)
ارسال پست
aryashakerii
پست: 28
تاریخ عضویت: یک شنبه 26 شهریور 1396, 12:15 am

صربستان

پست توسط aryashakerii » چهار شنبه 15 فروردین 1397, 7:50 pm

سلام دوستان
رسیدم به بلگراد کسی اگر هست که بتونه کسی رو معرفی کنه که رد کنه منو ممنون میشم اطلاع بده
آی دی تلگرام
Guyatel

اسفند۹۶
پست: 6
تاریخ عضویت: یک شنبه 20 اسفند 1396, 10:35 pm

Re: صربستان

پست توسط اسفند۹۶ » جمعه 17 فروردین 1397, 6:17 pm

aryashakerii نوشته شده:
چهار شنبه 15 فروردین 1397, 7:50 pm
سلام دوستان
رسیدم به بلگراد کسی اگر هست که بتونه کسی رو معرفی کنه که رد کنه منو ممنون میشم اطلاع بده
آی دی تلگرام
Guyatel
سلام
اگه برات مقدوره یکم از حال و هوای اونجا بنویس. شنیدم اوضاعش خیلی بد و سخته درسته ؟

aryashakerii
پست: 28
تاریخ عضویت: یک شنبه 26 شهریور 1396, 12:15 am

Re: صربستان

پست توسط aryashakerii » شنبه 18 فروردین 1397, 7:43 am

اگر منظورتون دم گیت ورودیه که نه اینطور نیست
من هتل رو فقط بوک کرده بودم و فقط تایید رزرواسیون اومده بود برام از سایت بوکینک ( کانفرم شده بود) که لحظه آخر دم پرواز یهو ایمیل اومد که کنسل شده ، منم خیلی ترسیدم
پروازم رو اطلس گلوبال و ایر صربیا باهم اجرا کرده بودند
من لیسانس زبان و ادبیات ترکی استانبولی دارم برای همین کسی تو ترکیه حتا نمیفهمه من ایرانی هستم
استرس زیادی داشتم تا اینکه فهمیدم دختر خانمی که کنارم نشسته صربستانیه ولی اونم لیسانس ترکی داره از بلگراد😊
خلاصه ازش اطلاعات گرفتم
گفت اونم با من هم مسیره ولی از فرودگاه یک اتوبوسی هست که مستقیماً میره مرکز شهر که به درد من میخوره
خلاصه هواپیما نشست ساعت ۱۱ شب بود فرودگاه مثل فرودگاه تهران خیلی خلوت و حتا کوچیکتره
دم خرطوم دیدم آدما وایسادن که اونجا بود فهمیدم دوتا چک پاس داریم یکی عادی یکی هم دم خرطومی 🙄
صرب ها میگفتن «صربینس» و با لبخند از طرف پلیس جوان تحویل گرفته میشدن
ولی هموطنان عزیز و همچنین دوسه تا آسیایی رو از صف جدا کرد و پاسپورت ها رو نگه داشت
همه که رفتن اومد دونه دونه اسم ها رو خوند
اونجا بود که فهمیدم چقد انگلیسی دونستن مهمه
به یه آقایی قبل از من به انگلیسی گفت : خوبی؟ برای چی اومدی به صربستان؟
اونم هل شد گفت : افندیم؟ پلیسه یهو ترکید از خنده گفت : ریلی؟ یعنی واقعاً اینو گفتی؟ افندیم؟
یارو از ترس بی اختیار شروع کرد ترکی استانبولی حرف زدن با یه لهجه تهرانی غلیظ 😂 که میگفت من چند ساله تو ترکیه هستم زبون مادریم هم یادم رفته چه برسه انگلیسی 🙄
منو صدا کرد گفت برا چی اومدی
منم اصلا بروز نمیدادم ترسم رو : چون هتلم پریده بود اگه با هتل تماس میگرفتن برام دردسر میشد
جواب دادم پول داشتم تو ترکیه و ترکیه میبینید که یک هفته بودم دیگه خسته کننده شده بود گفتم میام اینجا تعطیلاتم رو ادامه میدم شاید تجربه های جالبی بتونم داسته باشم 😁
یارو تو چشام نگاه میکرد و حرفامو تکرار میکرد
که یهو گفت اوکی با لبخند پاسپورت رو بهم داد
با یکی از بچه ها تو پرواز رفیق شده بودم اونو نگه داشتن چون انگلیسی نمیدونست
من اومدم چک پاس یارو گفت
مستر هتل داری؟ گفتم حتما
گفت پرواز برگشت
گفتم صد البته
که مهر ورود رو زد
و اصلا برخورد بد و یا حتا موشکافانه نداشتن...یعنی حتا اگه پرواز برگشت هم نداشتم میتونستم ورود بزنم
بعد هم دیدم دختره با یه رفیقش منتظر من موندن بندگان خدا 😊
دم در خروجی فرودگاه یک دستگاه صراف هست که دلار یا یورو میذاری توش دینار میگیری
هر صد و هفتاد هشتاد دزنار میشه یه یورو اگه اشتباه نکنم
سوار اتوبوس شدیم و اونا بین راه پیاده شدن
من هم مرکز شهر
ضمنا دختره بم گفت چون راننده های اتوبوس حقوق ثابت دارن هیچکس پول اتوبوس رو پرداخت نمیکنه نگران نباش 😂
گفتم زنده باد کمونیسم 😂 گفت آره این خرده فرهنگها ازون موقع مونده
اومدم پیاذه میدان جمهوری که مرکز شهر هستش
یه ده دقیقه تو کوچه ها گشتم
تا هاستل بد اند بییر رو پیدا کردم
شبی هزار و هفتصد دینار برای یک خوابه
چون شما هم باید پول اتاق بدید هم عوارض شهرداری میشد هزار و هشتصد
که بسیار تمیز آروم هستش و خونگیه
و کارکنانش عین مادر آدم مهربون

فرداش به پارک افغانها رفتم یک پارک کوچیکیه بین ترمینال اتوبوس بین شهری و خیابون اصلی
که هیچکس توش نبود
پولیس دیدم
ترسیدم برگشتم
از طریق اون دوست ایرانی توی هواپیما با چند نفر آدم پرون آشنا شدم که از طریق راه رومانی کار میکنن
رقم ها هم از چهار هزار یورو شروع میشه تا پنج هزار تا
اینم کل ماجرای من تا الان
ضمنا یک سیمکارت شرکت «ویپ» خریدم با هشت گیگ اینترنت سیصد دینار که فهمیدم اشتباه کردم چون شرمت دیگه ای هست که خطش تو کل اروپا کار میکنه

منتظم ببینم چی میشه
اینم داستان ما 😉

پرواز78
پست: 12
تاریخ عضویت: پنج شنبه 10 اسفند 1396, 6:47 am

Re: صربستان

پست توسط پرواز78 » یک شنبه 19 فروردین 1397, 6:38 am

aryashakerii نوشته شده:
شنبه 18 فروردین 1397, 7:43 am
اگر منظورتون دم گیت ورودیه که نه اینطور نیست
من هتل رو فقط بوک کرده بودم و فقط تایید رزرواسیون اومده بود برام از سایت بوکینک ( کانفرم شده بود) که لحظه آخر دم پرواز یهو ایمیل اومد که کنسل شده ، منم خیلی ترسیدم
پروازم رو اطلس گلوبال و ایر صربیا باهم اجرا کرده بودند
من لیسانس زبان و ادبیات ترکی استانبولی دارم برای همین کسی تو ترکیه حتا نمیفهمه من ایرانی هستم
استرس زیادی داشتم تا اینکه فهمیدم دختر خانمی که کنارم نشسته صربستانیه ولی اونم لیسانس ترکی داره از بلگراد😊
خلاصه ازش اطلاعات گرفتم
گفت اونم با من هم مسیره ولی از فرودگاه یک اتوبوسی هست که مستقیماً میره مرکز شهر که به درد من میخوره
خلاصه هواپیما نشست ساعت ۱۱ شب بود فرودگاه مثل فرودگاه تهران خیلی خلوت و حتا کوچیکتره
دم خرطوم دیدم آدما وایسادن که اونجا بود فهمیدم دوتا چک پاس داریم یکی عادی یکی هم دم خرطومی 🙄
صرب ها میگفتن «صربینس» و با لبخند از طرف پلیس جوان تحویل گرفته میشدن
ولی هموطنان عزیز و همچنین دوسه تا آسیایی رو از صف جدا کرد و پاسپورت ها رو نگه داشت
همه که رفتن اومد دونه دونه اسم ها رو خوند
اونجا بود که فهمیدم چقد انگلیسی دونستن مهمه
به یه آقایی قبل از من به انگلیسی گفت : خوبی؟ برای چی اومدی به صربستان؟
اونم هل شد گفت : افندیم؟ پلیسه یهو ترکید از خنده گفت : ریلی؟ یعنی واقعاً اینو گفتی؟ افندیم؟
یارو از ترس بی اختیار شروع کرد ترکی استانبولی حرف زدن با یه لهجه تهرانی غلیظ 😂 که میگفت من چند ساله تو ترکیه هستم زبون مادریم هم یادم رفته چه برسه انگلیسی 🙄
منو صدا کرد گفت برا چی اومدی
منم اصلا بروز نمیدادم ترسم رو : چون هتلم پریده بود اگه با هتل تماس میگرفتن برام دردسر میشد
جواب دادم پول داشتم تو ترکیه و ترکیه میبینید که یک هفته بودم دیگه خسته کننده شده بود گفتم میام اینجا تعطیلاتم رو ادامه میدم شاید تجربه های جالبی بتونم داسته باشم 😁
یارو تو چشام نگاه میکرد و حرفامو تکرار میکرد
که یهو گفت اوکی با لبخند پاسپورت رو بهم داد
با یکی از بچه ها تو پرواز رفیق شده بودم اونو نگه داشتن چون انگلیسی نمیدونست
من اومدم چک پاس یارو گفت
مستر هتل داری؟ گفتم حتما
گفت پرواز برگشت
گفتم صد البته
که مهر ورود رو زد
و اصلا برخورد بد و یا حتا موشکافانه نداشتن...یعنی حتا اگه پرواز برگشت هم نداشتم میتونستم ورود بزنم
بعد هم دیدم دختره با یه رفیقش منتظر من موندن بندگان خدا 😊
دم در خروجی فرودگاه یک دستگاه صراف هست که دلار یا یورو میذاری توش دینار میگیری
هر صد و هفتاد هشتاد دزنار میشه یه یورو اگه اشتباه نکنم
سوار اتوبوس شدیم و اونا بین راه پیاده شدن
من هم مرکز شهر
ضمنا دختره بم گفت چون راننده های اتوبوس حقوق ثابت دارن هیچکس پول اتوبوس رو پرداخت نمیکنه نگران نباش 😂
گفتم زنده باد کمونیسم 😂 گفت آره این خرده فرهنگها ازون موقع مونده
اومدم پیاذه میدان جمهوری که مرکز شهر هستش
یه ده دقیقه تو کوچه ها گشتم
تا هاستل بد اند بییر رو پیدا کردم
شبی هزار و هفتصد دینار برای یک خوابه
چون شما هم باید پول اتاق بدید هم عوارض شهرداری میشد هزار و هشتصد
که بسیار تمیز آروم هستش و خونگیه
و کارکنانش عین مادر آدم مهربون

فرداش به پارک افغانها رفتم یک پارک کوچیکیه بین ترمینال اتوبوس بین شهری و خیابون اصلی
که هیچکس توش نبود
پولیس دیدم
ترسیدم برگشتم
از طریق اون دوست ایرانی توی هواپیما با چند نفر آدم پرون آشنا شدم که از طریق راه رومانی کار میکنن
رقم ها هم از چهار هزار یورو شروع میشه تا پنج هزار تا
اینم کل ماجرای من تا الان
ضمنا یک سیمکارت شرکت «ویپ» خریدم با هشت گیگ اینترنت سیصد دینار که فهمیدم اشتباه کردم چون شرمت دیگه ای هست که خطش تو کل اروپا کار میکنه

منتظم ببینم چی میشه
اینم داستان ما 😉
برات تو خصوصی پیغام گذاشتم

بی بال و پر
پست: 23
تاریخ عضویت: چهار شنبه 10 خرداد 1396, 1:32 pm

Re: صربستان

پست توسط بی بال و پر » شنبه 25 فروردین 1397, 6:10 am

aryashakerii نوشته شده:
شنبه 18 فروردین 1397, 7:43 am
اگر منظورتون دم گیت ورودیه که نه اینطور نیست
من هتل رو فقط بوک کرده بودم و فقط تایید رزرواسیون اومده بود برام از سایت بوکینک ( کانفرم شده بود) که لحظه آخر دم پرواز یهو ایمیل اومد که کنسل شده ، منم خیلی ترسیدم
پروازم رو اطلس گلوبال و ایر صربیا باهم اجرا کرده بودند
من لیسانس زبان و ادبیات ترکی استانبولی دارم برای همین کسی تو ترکیه حتا نمیفهمه من ایرانی هستم
استرس زیادی داشتم تا اینکه فهمیدم دختر خانمی که کنارم نشسته صربستانیه ولی اونم لیسانس ترکی داره از بلگراد😊
خلاصه ازش اطلاعات گرفتم
گفت اونم با من هم مسیره ولی از فرودگاه یک اتوبوسی هست که مستقیماً میره مرکز شهر که به درد من میخوره
خلاصه هواپیما نشست ساعت ۱۱ شب بود فرودگاه مثل فرودگاه تهران خیلی خلوت و حتا کوچیکتره
دم خرطوم دیدم آدما وایسادن که اونجا بود فهمیدم دوتا چک پاس داریم یکی عادی یکی هم دم خرطومی 🙄
صرب ها میگفتن «صربینس» و با لبخند از طرف پلیس جوان تحویل گرفته میشدن
ولی هموطنان عزیز و همچنین دوسه تا آسیایی رو از صف جدا کرد و پاسپورت ها رو نگه داشت
همه که رفتن اومد دونه دونه اسم ها رو خوند
اونجا بود که فهمیدم چقد انگلیسی دونستن مهمه
به یه آقایی قبل از من به انگلیسی گفت : خوبی؟ برای چی اومدی به صربستان؟
اونم هل شد گفت : افندیم؟ پلیسه یهو ترکید از خنده گفت : ریلی؟ یعنی واقعاً اینو گفتی؟ افندیم؟
یارو از ترس بی اختیار شروع کرد ترکی استانبولی حرف زدن با یه لهجه تهرانی غلیظ 😂 که میگفت من چند ساله تو ترکیه هستم زبون مادریم هم یادم رفته چه برسه انگلیسی 🙄
منو صدا کرد گفت برا چی اومدی
منم اصلا بروز نمیدادم ترسم رو : چون هتلم پریده بود اگه با هتل تماس میگرفتن برام دردسر میشد
جواب دادم پول داشتم تو ترکیه و ترکیه میبینید که یک هفته بودم دیگه خسته کننده شده بود گفتم میام اینجا تعطیلاتم رو ادامه میدم شاید تجربه های جالبی بتونم داسته باشم 😁
یارو تو چشام نگاه میکرد و حرفامو تکرار میکرد
که یهو گفت اوکی با لبخند پاسپورت رو بهم داد
با یکی از بچه ها تو پرواز رفیق شده بودم اونو نگه داشتن چون انگلیسی نمیدونست
من اومدم چک پاس یارو گفت
مستر هتل داری؟ گفتم حتما
گفت پرواز برگشت
گفتم صد البته
که مهر ورود رو زد
و اصلا برخورد بد و یا حتا موشکافانه نداشتن...یعنی حتا اگه پرواز برگشت هم نداشتم میتونستم ورود بزنم
بعد هم دیدم دختره با یه رفیقش منتظر من موندن بندگان خدا 😊
دم در خروجی فرودگاه یک دستگاه صراف هست که دلار یا یورو میذاری توش دینار میگیری
هر صد و هفتاد هشتاد دزنار میشه یه یورو اگه اشتباه نکنم
سوار اتوبوس شدیم و اونا بین راه پیاده شدن
من هم مرکز شهر
ضمنا دختره بم گفت چون راننده های اتوبوس حقوق ثابت دارن هیچکس پول اتوبوس رو پرداخت نمیکنه نگران نباش 😂
گفتم زنده باد کمونیسم 😂 گفت آره این خرده فرهنگها ازون موقع مونده
اومدم پیاذه میدان جمهوری که مرکز شهر هستش
یه ده دقیقه تو کوچه ها گشتم
تا هاستل بد اند بییر رو پیدا کردم
شبی هزار و هفتصد دینار برای یک خوابه
چون شما هم باید پول اتاق بدید هم عوارض شهرداری میشد هزار و هشتصد
که بسیار تمیز آروم هستش و خونگیه
و کارکنانش عین مادر آدم مهربون

فرداش به پارک افغانها رفتم یک پارک کوچیکیه بین ترمینال اتوبوس بین شهری و خیابون اصلی
که هیچکس توش نبود
پولیس دیدم
ترسیدم برگشتم
از طریق اون دوست ایرانی توی هواپیما با چند نفر آدم پرون آشنا شدم که از طریق راه رومانی کار میکنن
رقم ها هم از چهار هزار یورو شروع میشه تا پنج هزار تا
اینم کل ماجرای من تا الان
ضمنا یک سیمکارت شرکت «ویپ» خریدم با هشت گیگ اینترنت سیصد دینار که فهمیدم اشتباه کردم چون شرمت دیگه ای هست که خطش تو کل اروپا کار میکنه

منتظم ببینم چی میشه
اینم داستان ما 😉
سلام آریا خان
شما که این همه اطلاعات داری و ته و توی همه چیز رو درآوردی و قیمتهاش هم داری چطور اولش پیام میدی که نیازمند کمک هستی برای رد شدن از مرز اونجا؟
ترکیه بازارش خوابیده رفتین اونجا بساطتون رو پهن کنید؟

aryashakerii
پست: 28
تاریخ عضویت: یک شنبه 26 شهریور 1396, 12:15 am

Re: صربستان

پست توسط aryashakerii » شنبه 25 فروردین 1397, 10:14 am

والله من نه به کسی شماره دادم نه چیزی....شما ضمانت هیچکس هم نمیکنم هر کی از من کمک بخواد من فقط یه شماره میدم نمیخواد اسم منم بیاره که معلوم شده باشه از من گرفته‌...من خودم کلی بدبختی کشیدم
هفته پیش دنبالش بودم کمک خواستم
این هفته پیدا کردم و تجربه هام رو نوشتم
که البته کسی هم با من تماس نگرفت
خودم هم هنوز به مقصد نرسیده ام
پس لطفا این تهمت و افترا ها روببرید جای دیگه
منم میتونم همون تهمت ها رو به شما بزنم ولی من خودم و همسطح شما نمیدونم
سلامت باشید

aryashakerii
پست: 28
تاریخ عضویت: یک شنبه 26 شهریور 1396, 12:15 am

Re: صربستان

پست توسط aryashakerii » پنج شنبه 30 فروردین 1397, 8:32 am

فعلا که رومانی مارو گرفتن و ازین کمپ به اون کمپ
فقط بدونین راه رومانی بن بسته اگه از صرب میاید اینوری نیاید

Baran68
پست: 326
تاریخ عضویت: چهار شنبه 16 خرداد 1397, 2:14 pm

Re: صربستان

پست توسط Baran68 » شنبه 20 مرداد 1397, 8:56 pm

دوستان اگر خواستید از صربستان بیاید یونان میتونید در تلگرام از من مشاوره بگیرید. الان فرودگاه یونان خیلی خوب جواب میده و زندانی هم نداره اما صربستان و بوسنی و کرواسی و رومانی و....کلا راههای زمینی بستست


آی دی تلگرام saharrr2020@

ایمیل chalesh.mohajerat2018@gmail.com

ارسال پست

چه کسی حاضر است؟

کاربران حاضر در این انجمن: کاربر جدیدی وجود ندارد. و 69 مهمان