خاطرات روزانه یک مهاجر به مقصد ونزوئلا -06 کار در ونزوئلا!

خاطرات تلخ و شیرین مهاجرت و پناهندگی
ارسال پست
ShimaMoradi
پست: 25
تاریخ عضویت: شنبه 30 شهریور 1392, 9:07 pm

خاطرات روزانه یک مهاجر به مقصد ونزوئلا -06 کار در ونزوئلا!

پست توسط ShimaMoradi » سه شنبه 16 مهر 1392, 2:31 am

سلام.

امروز ساعت 2 بعدازظهر کلاس داشتیم، حدود 8 نفر مهاجر ایرانی و تاجیک و آلمانی ای که تو این شهر هستیم جمع شده بودیم، اما در موسسه بسته بود. تا ساعت 2:15 حال بدی نداشتیم، کم کم گفتیم یه تماس بگیریم. اول زن و شوهر آلمانی ها با راهنمای خودشون تماس گرفتند و جواب نداد، بعد من با راهنمای خودم تماس گرفتم و اون خیلی سریع گفت الان زنگ میزنم، پشت خط دارم صحبت میکنم و خداحافظی کرد، دیگه نگران شده بودیم، امروز هیچ مهاجر قدیمی ای نیومده بود و همه یکی دو ماهه بودیم، هیچ کس نمیخواست از استرسش حرفی بزنه ولی همه جوری همدیگه رو نگاه میکردن که یعنی پولمون پرید و وسط یه کشور غریب تنها موندیم. 10 دقیقه از تماس من گذشت که یه ایرانی که تقریبا یه هفتست اومده با راهنمای خودش تماس گرفت و همزمان راهنمای من هم به من زنگ زد و فهمیدیم که امروز روز شهرمونه و مدارس و دانشگاه ها و البته موسسه های علمی تعطیلند! خب آقای راهنما که میای این پستهای من رو میخونی، شما که راهنمای مایید نباید به ما بگید امروز کلاس نداریم؟ همکارهاتون نباید به اون آلمانی های بدبخت بگن؟ حالا ماها ایرانی هستیم و کلا تو تعطیلی بزرگ شدیم، اون بنده خداها از ترس 15 کیلو کم کردن. نمیدونم راهنماشون کی باهاشون تماس گرفت، ولی حسابی عصبانی بودن!

جالبه با اینکه این یه تعطیلی رسمی توی شهر به حساب میاد، اما تقریبا تمام فروشگاه ها و مغازه ها و بیشتر بانکها باز بودن. تو ونزوئلا تو طول هفته زندگی تعطیل نمیشه. فرقی نمیکنه اول هفته باشه یا شنبه یکشنبه یا یه تعطیلی عمومی، زندگی تو جریانه، جالبه میگن ونزوئلایی ها تنبلن، ولی من ونزوئلایی دیدم که تو روزی که داشت سنگ کلیه دفع میکرد بنایی میکرد و بیل میزد و فرقون جا به جا میکرد. پخش کننده دارو دیدم که با 39 درجه تب داشت زیر آفتاب استوا جنس پخش میکرد و سفارش میگرفت. تو خیلی از شهرهای اروپا ساعت 6 عصر همه جا بستست، من اینجا رستوران دارها و مغازه دارهایی رو دیدم که از ساعت 10 صبح تا 12 شب بدون استراحت سرپا هستن. همه جا آدم تنبل هست، تو ایران آدم بیکار ندیدیم؟ تو فرانسه، تو هلند، تو ارمنستان... اینجا هم هست، اما خیلی اشتباهه که یه قشری رو تامیم بدیم به یه جامعه.

تو ونزوئلا طبق قوانین شهروندی کسی که کار نداره و به پول احتیاج داره میتونه صبح ساعت 7:15 بره شهرداری شهرش و بگه که به کار و پول احتیاج دارم. شهرداری وظیفه داره که یه کار و حقوق و بیمه روزانه برای اون آدم در نظر بگیره. این کار البته قطعا یه کار با درآمد یا مسئولیت بالا نیست، میتونه جارو کردن پارک و پیاده رو یا چمن زنی و کندن علفهای هرز و لایروبی کانالهای آب باشه، اما اگه یه ونزوئلایی واقعا بخواد کار کنه گرسنه و شرمنده خانوادش نمیمونه. صبح ها تو پارکهای اینجا یه گشتی بزنید ممکنه آدمهای سالم یا معلول رو ببینید که بدون لباس فرم دارن کار میکنن. اینها همین کارگران روزمزد هستند که حتی اگه به کمکشون نیاز واقعی نباشه هم، بهشون کار داده میشه که در آمد داشته باشن و به سمت کارهای خلاف کشیده نشن.

یکی دیگه از قوانین کار تو ونزوئلا مربوط به معلولینه. خیلی از شرکتهای بزرگ دولتی بسته به نیازشون از معلولین خاص استفاده میکنن. مثلا شرکت بزرگ و زنجیره ای Makro که اولویت کارش با پخش عمده لوازم با یه گستره ی وحشتناک از لاستیک ماشین گرفته تا سیم ظرفشویی و برنج و مشروب و تشک و لباس و کامپیوتر هست -و البته تو فروشگاهاش خرده فروشی اما با قیمت عمده هم داره- بخش بزرگی از کارکنان انبار و حسابداریش افراد ناشنوا و گُنگ هستند. این شرکت حدود 15000 تا کارمند و کارگر داره که بیشتر از 4000 نفرشون ناشنوا یا گُنگ هستند. شرکتهای دیگه ای هم به این صورت هستند. شرکت برق ونزوئلا تو خیلی از پستهای دفتریش از کارکنان معلول حرکتی استفاده میکنه و همینطور بخش بزرگی از کارکنان مرکز اطلاعات تلفن ونزوئلا نابینا هستند. اما حتی اگه با این شرایط هم یه معلول به کار روزانه نیاز داشته باشه حتما کاری مناسب تواناییش بهش داده میشه، حتی اگه واقعا نیازی به انجام اون کار نباشه.

نرخ بیکاری تو ونزوئلا از از 20.70% سال 1999 به 5.90% در سال 2013 رسیده، در حال حاضر 8% و برای سال آینده 7.5% پیشبینی شده.

دوست ندارم کسی رو ناامید کنم، اما حقیقت اینه که اگه یه خارجی امیدوار باشه که برم ونزوئلا کار پیدا کنم یا پناهنده بشم و دولت خرج زندگیم رو بده کاملا در اشتباهه. شانس استخدام خارجی ها تو ونزوئلا خیلی پایینه، مگه شغل خیلی خاص و تجربه کاری زیادی داشته باشید. ایرانی های ونزوئلا دو دسته هستند، یا تو استخدام شرکت های ایرانی هستند و قراردادشون رو تو ایران بستند و اومدند، یا کسانی که با ایده و تجربه و سرمایه اومدن اینجا و خودشون بیزینس راه اندازی کردند. یه عده تو موج جدید 7-8 ساله مهاجرت به اینجا اومدن و عده ای تو سالهای اول بعد از انقلاب. مهمترین موضوع برای راه انداختن کسب و کار ایده و تجربه و مورد بعدی سرمایه ست. البته با سرمایه کمی که حتی تو شهرهای کوچیک ایران نمیشه باهاش کاری کرد، میشه تو ونزوئلا یه کسب و کار جدید راه انداخت، اما این موضوع منوط به داشتن اجازه کار و بعد از مدتی اقامته. اگه حساب شده و با برنامه ریزی وارد ونزوئلا بشید تا مدتی اجازه کار دارید، اما بعد از اون مدت یا باید اقامت بگیرید و یا برگردید کشور محل اقامت قبلیتون و دوباره ویزا بگیرید. اقامت گرفتن برای ایرانی ها کار نشدنی ای نیست، اما باید قوانین رو بدونید و اگه نمیدونید کاری رو بکنید که من و خیلی های دیگه کردن و البته خیلی ها هم نکردن و یا هرسال برمیگردن ایران و ویزا میگیرن یا به دلایلی مثل زرنگ بازی درآوردن، یا تو زندانن و یا کلا دیگه نمیتونن وارد ونزوئلا بشن.

اصولا به علت جمعیت کم به نسبت مساحت و وجود تورم هر کاری تو ونزوئلا پتانسیل موفقیت داره، تنها به این شرط که ایده ی درست و تجربه انجام اون کار رو داشته باشیم، از رستوران گرفته تا کامپیوتر فروشی و صادرات و واردات و میوه فروشی و هرچیز دیگه... تورم دوست بیزینس من و دشمن کارمنده. تا حالا دقت کردید چرا وقتی دلار گرون میشه صراف ها وضعشون خوب میشه؟ تو ونزوئلا هم قرار نیست یه خارجی کارمند باشه، پس میتونه از تورم به نفع خودش استفاده کنه

خبرهای آینده رو تو بخش های بعدی خبر به اطلاعتون میرسونم!



اگه سوالی داشتید یا پیشنهادی به ذهنتون رسید تو نظرات یا فیس بوک ازم بپرسید. امیدوارم بتونم راهنمایی کنم.



مرسی،

شیما :)

منبع: http://apassengertovenezuela.persianblog.ir/
فیس بوک: https://www.facebook.com/shhimamoradi

ارسال پست

چه کسی حاضر است؟

کاربران حاضر در این انجمن: کاربر جدیدی وجود ندارد. و 10 مهمان