خاطرات و اخبار مهاجرت و پناهندگی کانادا، آمریکا، اروپا.....

خاطرات تلخ و شیرین مهاجرت و پناهندگی
pagan
پست: 298
تاریخ عضویت: سه شنبه 5 دی 1391, 1:58 pm

پست توسط pagan » جمعه 27 اردیبهشت 1392, 2:45 pm

___________________________________________________________________________________
____________________________________________________________________________
-
-
سوالاتی در مورد پناهندگی از UN در ترکیه

1- من پاسپورت دارم اما پاسپورتم در تاریخی که میخواهم به کشور استرالیا بروم (از لحاظ ویزا ) اجازه خروج ندارم (حدودا 3 ماه) اما پاسپورتم تا 5 سال دیگه اعتبار دارد تصمیم گرفتم به صورت غیر قانونی به ترکیه بیام ولی نمیدونم که آیا وقتی مهر خروج از ایران نداشته باشم و مهر ورود ولی پاسپورت داشته باشم دولت ترکیه اجازه سوار شدن به هواپیما به من خواهد داد یا خیر ؟
جواب: نخیر، اولا اجازه سوار شدن نخواهید داشت ، ثانیا به سبب ورود غیرقانونی بازداشت شده و پس از محاکمه و پرداخت جزای مالی به ایران دیپورت خواهید شد .

2- سلام همسرم برای مشکل سیاسی که برای پیش اومده بود یک ماه پیش مجبور به فرار از ایران شده وبهun ترکیه پناه اورد در مدت غیبت همسرم در ایران برای من هم که اعتقادات مذهبی غیر از اسلام داشتم در کشور اسلامی برایم مشکلاتی پیش امد که من هم مجبور شدم به ترکیه پناه ببرم والان یک هقته است که اینجا هستم می خواستم بپرسم که من باید جداگانه خود را به un معرفی کنم یاموقع مصاحبه همسرم در مورد مشکل خودم صحبت کنم
جواب: سلام دوست خوب .شما میتونین بهمراه همسرتون به سازمان un مراجعه کنید و زیر کیس همسرتون قرار بگیرید بنظرم اینطوری اقدام کنید بهتره ولی اگر روی مشکلی که برای شما بعد از اومدن خانمتون برای شما پیش اومده رو برای سازمان اثبات کنید میتونین خدتون هم یه کیس بدین.
یعنی در زمان مصاحبه همسرم من از مشکل خودم نمی تونم صحبت کنم ؟
نه فقط از کیس خانمتون از شما یه چیز های میپرسه که از اونای که به شما ربط داشته رو شاید بپرسه چیز خاصی از شما نمیپرسه چون سر کیس خانم شما هستن و از مشکلی که برای شما پیش اومده چیزی نمیپرسن

دوست عزیز شما الان کیس ندید و لی به سازمان خودتان رو معرفی کنید به عنوان زیر کیس همسرتون چون اگر همسر شما استیناف بگیره شما ها یک شانس دیگر دارید با یک کیس جدید شما کیس خودتو بزار برای دقیقه 90
شاد باشید

3- ممنون دوست عزیز که جوابه سوال های من و دیگر دوستان رو میدی و شرمنده اگه سوال های بدون جواب زیاد دارم.توی کایسری روز ورود و ثبت نام برای مصاحبه نیاز هست توضیحات علت خروج از ایران و اسناد و مدارک را ارائه بدیم یا آنها فقط ثبت نام می کنن و یا نظرات انها بعد از شنیدن دردودل هامون و دیدن مدارک هامون تاثیری در روند کیسمون در سازمان ملل و یوان دارد یا خیر؟
جواب: ببین دوست خوب شما یا میتونین مستقیما به دفتر سازمان در آنکار مراجعه کنید یا اگه میخواین میتونین بیاین کایسری و از اینجا وقت برای ثبت نام رزرو کنید برای رزرو لازم نیست چیزی بگین و همه روز هفته میتونین مراجعه کنید بجز روز شنبه ویکشنبه که تعطیل هست .بله اینجا فقط پلیس با شما مصاحبه میکنه اونم فقط بعد از ثبت نام در سازمان و با در دست داشتن برگه ای که در un به شما میدن به پلیس کایسری مراجعه میکنید و در پلیس هم ثبت نام میکنید .در ضمن بهتره حرفای که در سازمان un بگین رو عین همون حرفتون رو در مصاحبه پلیس بگین چون نباید نتاقض در حرفاتون باشه .موفق باشد

4- آیا مدارک ارائه شده به کمیساریا در تاریخ مصاحبه و سرعت رسیدگی تاثیری دارد یا خیر ؟
آیا کسی در جریان هست که 2 خبرنگار فارس چطوری در عرض 1 ماه پناهندگی گرفتن؟

جواب: سلام
یله 1000% تاثیر داره.البته در صورت مستدلل بودن مدارکا
دوست عزیز بسته به کیس مورد نظر مدت رسیدگی ها به پروندها فرق می کنه.بنده میشناسم کسی که 7 روزه بهش پناهندگی دادن الان توی همین هلسینکی زندگی میکنه

5-با درود
آیا ممکن است فردی که قبولی un دارد و هنوز انتخاب کشور نشده با فردی ازدواج سوری کند بدون آنکه باهم دریک مکان زندگی کنند و فقط در یک شهر باشند ؟
اگر جواب مثبت هست چنین کاری آیا اثری در تاریخ خروج و مدت اقامت در ترکیه را دارد؟
و دیگر اینکه این شخص میتواند در کشور 3 جدا شود و با شخصی دیگر در ایران ازدواج کند و برای او نیز اقامت بگیرد؟
اگر ممکن هست در این مورد کمی راهنمایی بفرمایید

جواب: نه دوست عزیز ازدواج شما بعد از داشتن قبولی برای سازمان ملل غیر قابل قبول است اگر این طور بود که همه بعد از قبولی با یکی ازدواج سوری می کردند
canada از این قائده مستثنا است. کشور فوق الذکر حتی پرونده کیس های احساسی (دوست دختر و نامزد) را نیز قبول میکند. البته این کار مستلزم این است که طرف شما که دارای قبولیست شما را به عنوان partner به سفارت معرفی کند. موفق و موید باشید

6- با سلام خدمت تمام دوستان عزیز دوستانی که واقعا خیلی کم میشه پیدا کرد اینطور صادقانه وقت خودشون رو برای خدمت به انسانهای درمانده بذارند
دوستان من مدتهاست که دنبال راهی برای خروج از ایران هستم البته تا الان به فکر پناهنگی نبودم یعنی فکر نمیکردم بتونم بگیرم
بعد از کلی تحقیق قرار بود برام انگلیس برای دوره اموزش زبان ولی هدف اصلی من این بود که از این طریق بتونم موندگار بشم از جایی هم که تمام زندگیمو که اتیش بزنم 6یا نهایتا 8 تومن میشد که فقط برای همون 6 ماه کافی بود تا اینکه الن با سایت شما اشنا شدم
امسال دانشگاه الکترونیک قبول شدم ولی راستش اصلا دیگه تحمل زندگی تو ایران رو ندارم میخوام به هر قیمتی شده برم
ممنون میشم راهنمایی کنید که از کجا شروع کنم چقد پول نیاز دارم چقدر طول میکشه تا بتونم از ترکیه بیرون برم در ضمن دوستی هم در ایتالیا دارم که میگه اگه میتونی فقط خودت رو به اینجا برسون
دوستان اگه جواب سوالاتمو بدید بی نهایت سپاسگذارم

جواب:
سلام نهایت لطف شماست .خوبه اینجا از مدیر سایت بی پناه سجاد عزیز تشکر کنیم که به تنهای تمام هزینه اداره سایت رو بعهده گرفته و تمام وقتش رو صرف سایت و کمک به پناهجویان کرده که فکر کنم هممون به نوعی مدیون ایشون هستیم.در ضمن دوست خوب یه انتقاد کوچیک هم به شما دارم برای مطلب عنوان نذاشتین. و از اینکه گفتین دیگه تحمل زندگی کردن در ایران رو ندارم کاملا درکت میکنم درسته مشکل زیاده.از هزینه ها اگه بگم براتون معمولا شما تقریبا ماهی نزدیک 400 دلار هزینتون میشه و باید یه کیس داشته باشین وقتی که به سازمان un مراجعه میکنید باید علت خروج از ایران و چه مشکلی باعث شده که امنیت جانی شما در ایران بخطر افتاده. بعد از قبولی از سازمان un که بعنوان یک پناهنده رسمی شناخته شدیدو معمولا از روز ثبت نام تا خروج از کشور ترکیه به یک کشور سوم 2 سال طول میکشه. اگر هم میخوای خودت رو برسونی پیش دوستت که ایتالیا هستند باید از راه غیر قانونی از ترکیه بری و برسی ایتالیا باز اونجا هم باید کیس داشته باشی.

7- من قبلا هم سوالاتی پرسیدم و جواب هم گرفتم اما حالا سوالات بیشتری دارم که نمیدانم شما میتوانید کمک کنید یا نه ؟
من و همسرم قصد داشتیم برای اقامت دائم کانادا اقدام کنیم و تمامی کارهای اولیه را انجام دادیم فقط مانده پرداخت وجه و فرستادن فرمها که نتیجه کار حدود یکسال طول میکشد. ما با اطلاع از تمامی مشکلات پناهندگی قصد اینکار را نداشتیم اما حالا با مشکلات جدی روبرو شدیم که خطر جانی برای هر دو نفر ما دارد. حلا میخواستم بدانم که:
1- آیا ما میتوانیم به ترکیه بیاییم و هم درخواست پناهندگی بدهیم ( دلایل کافی داریم) و همزمان از آنجا برای اقامت دائم در کانادا اقدام کنیم که هر کدام زودتر انجام شد آنرا انجام دهیم؟
2- در صورتی که نتوانیم هر دو را همزمان انجام دهیم آیا میتوانیم با گرفتن ویزای توریستی و تمدید آن در ترکیه برای یکسال بمانیم و برای اقامت کانادا از آنجا اقدام کنیم؟ (پول کافی برای زندگی در آنجا را داریم)
3- هزینه یک زندگی عادی برای یک زوج در ترکیه حدودا چقدر است؟
4- شوهر من زبان ترکی بلد است. آیا میتواند هم در صورت درخواست پناهندگی یا ماندن با ویزای توریستی در این یکسال آنجا کار پیدا کند ؟ و آیا ما میتوانیم به کلاسهای مختلف اعم از زبان یا کلاسهای فنی برویم و مدرکی بگیریم؟
5- ما تا پایان امسال یعنی کمتر از یکماه دیگر نهایتا بیشتر نمیتوانیم اینجا بمانیم و باید ایران را ترک کنیم. باید در حال حاضر چه کاری انجام دهیم؟ گرفتن بلیط و آمدن به ترکیه چقدر طول میشکد؟ برای ویزا از قبل کار خاصی باید انجام داد یا در فرودگاه بدون دردسر میتوانیم ویزا بگیریم و وارد ترکیه شویم؟
6- در فرودگاه چیزی از دلایل سفرمان میپرسند؟ چه باید بگوییم؟ قصد پناهندگی یا توریستی؟
7- در اول کار به چه شهری باید وارد شویم و کجا اقامت کنیم ؟
8- برای آوردن پول به ترکیه چه راهی بهتر است؟ بصورت نقدی؟ آیا میتوانیم از ایران در آنجا حساب باز کنیم و پول واریز کنیم؟ مثلا حدود سی هزار دلار؟ آیا در فرودگاههای ترکیه محدودیت ورود پول نقد وجود دارد؟ چه وسایلی میتوانیم با خود بیاوریم؟
ممنون میشوم اگر بتوانید به سوالات من جواب بدهید تا تصمیم درست تری بگیریم. ما وقت زیادی نداریم.

جواب: - در صورت اعلام درخواست پناهندگی ، پاسپورت شما توسط پلیس ترکیه اخذ میشود و به جای آن دفترچه اقامت موقت برای شما صادر خواهد شد ، بنا بر این با نداشتن پاسپورت پی گیری امر مهاجرت امکانپذیر نمیباشد و حتی در صورت نتیجه بخش بودن اقدامات مهاجرتی ، به دلیل همراه نداشتن پاسپورت خروج شما از ترکیه امکانپذیر نخواهد بود. البته طبق قوانین بین المللی استثنائاتی وجود دارد که حتی در صورت پناهجو بودن فرد ، امکان پی گیری مهاجرت و خروج از کشور وجود دارد منتهی شرایط آن متفاوت میباشد و بحث درباره آن در این مجال نمیگنجد. در صورت نیاز به اطلاعات در این مورد با بنده تماس حاصل فرمائید.


2-ویزای توریستی شما حد اکثر 3 ماه (90 روز) میباشد که تمدید آن تنها از طریق ورود و خروج از مبادی قانونی کشور ترکیه میسر میباشد ، لذا برای تمدید آن به مدت سه ماه دیگر باید از مرز خارج شده و هنگام ورود دوباره ویزای سه ماهه دیگری دریافت نمایید.

3- هزینه متوسط زندگی طبق برآورد آژانس توسعه سازمان ملل در ترکیه حدود 1500$ ماهانه برای خانوار دو نفره میباشد.

4-طبق قوانین وزارت کار و بیمه اجتماعی (Calisma ve Sosyal Guvenlik Bakanligi) افراد با ویزای توریستی و یا اقامت موقت پناهندگی اجازه کار بطور قانونی در ترکیه را ندارند ، اما شرکت در کلاسهای آموزشی و کسب گواهینامه های حرفه ای برای افراد خاجی منع قانونی ندارد.

5-تهیه بلیط و مسافرت به ترکیه در مدت 24 ساعت میسر است و برای اخذ ویزا نیاز به مراجعه به سفارت و اقدامات متاخر نمیباشد. طبق تفاهم نامه حسن همجواری بین ایران و ترکیه برای اتباع طرفین ویزا در محل ورودی مرز و به مدت سه ماه (90) روز صادر میشود بنا بر این شما هنگام ورود به فرودگاه ترک ویزای ترکیه را دریافت خواهید کرد .

6- نیازی به ذکر قصد پناهندگی در فرودگاه نمیباشد .

7- چنانچه سفر شما هوایی باشد ، پرواز های تهران - استانبول و آنکارا همچنین تبریز - استانبول در حال حاضر دائر میباشد . (طبق آخرین اطلاعاتی که بنده دارم)

8- هیچ محدودیتی در همراه داشتن وجه نقد وجود ندارد . امکان حواله بین بانکی برای اشخاص حقیقی از ایران به ترکیه وجود ندارد.
موفق باشید

8- عکسم بخاطر شرکت در تظاهرات توی روز نامه پلیس برای شناسایی چاپ شده
چند درصد احتمال قبولی برای پناهندگی دارم؟
و اگر شانس بالایی دارم چه مدت زمان می برد؟

جواب: دوست عزیز هیچ چیزی معلوم نیست کسی نمیتونه بگه که چند درصد احتمال قبولی دارید و یا اینکه چه مدت زمان به طول می انجامد

دوست عزیز همچنان که در بالا دوستمان به آن اشاره کرد هیچ چیزی معلوم نیست ولی اگر آن روزنامه را داشته باشی و البته اگر روز نامه معتبر باشد و آن را به سازمان یوان ارائه دهی تا حدودی احتمال قبولیت بالا میرود یادتان نرود فقط تا حدودی .
همه مصاحبه به خود شما وطرز بیان مطالب در زمان مصاحبه بستگی دارد.

وای خدا باز یه اتفاقی افتاد و این اتفاقو می خوان پل کنن واسه مهجارت.فکر نکنم چاپ یه عکس ازتون به منزله به خطر افتادنتون باشه اونایام که قبلا عکسشونو چاپ کردن توی روزنامه رفتن ازشون تعهد گرفتن انگشت نگاری کردن ولشون کردن اینو من میدونم که این وره دنیام چه برسه به unchr راه های دیگری هم واسه مهاجرت هست.موفق باشید.هلن

دوست عزیز من فکر کنم چون شما اونور دنیا هستین از چیزایی که تو ایران میگذره خبر ندارین من همین الان از انواع شکنجه های سیاه و سفید تو زندان های ایران میتونم یه کتاب بنویسم

اگه شما کتاب مینوسین من دیوان می تونم بنویسم چون 3 ماه در انفرادی این دیو صفتان بودم می تونید تصور کنین یه دختر توی اون جهنم چی میکشه؟؟؟؟؟؟؟من اگه این جوری میگم خبره موصق دارم که همین طور هستش

9- من بخاطر فعاليت سياسي ممنوع خروج شدم
و موندن تو ايران برام خطرناكه
لطفا اگر ممكنه منو راهنمايي كنيد چطور غير قانوني بيام تركيه برم كميسارياي عالي پناهندگان
من خيلي وقتم كمه
كمكم كنيد

جواب: دوست عزیز شما باید از ایران قاچاقی بیای بیرون ودر شهر وان ترکیه خودتو به سازمان ملل معرفی کنی حالا چطور باید قاچاق بیای بیرون خودت باید راهشو پیدا کنی

10- دوستان دلیل اینکه بیشتر به ترکیه پناهنده میشن چی هست
ایا نمیشه مثلا به کشوری مثل انگلیس ایتالیا یا فرانسه بطور قاونی رفت و اونجا در خواست پناهندگی داد
ممنون میشم با توضیح کامل راهنمایی کنید

جواب: نه دوست عزیز شما اگر به یک کشور با ویزای صادر شده از اون کشور بروید اسم شما در ارگانهای دولتی هست و نمیتوانید با همان نام در خواست پناهندگی بکنید
فقط می مونه که اسمتون را عوض کنید و بعد در خواست پناهندگی بکنید البته بستگی به آن کشور دارد که موقع صدور ویزا از شما آزمایشات ژنتیکی از قبیل اثر انگشت یا دی ان ای از شما بگیرن یا نه چون اگر این آزمایشات روی شما انجام بشه با تغییر اسم هم نمی توانید در خواست پناهندگی کنید در کل بهتره که برای در خواست پناهندگی قانونی وارد کشوری نشید

من درست متوجه نشدم مگه نه اینکه میتونیم قانونی وارد ترکیه بشیم و تقاضای پناهندگی کنیم؟ اگر جواب مثبت هست پس چرا نمیشه تو یه کشور دیگه رفت و تقاضا داد؟

با سلام ببین دوست گرامی در قوانین مربوط به کنواسیون ژنف ورود به کشوری مبنی برداشتن پاسپورت ویا ورود به آن کشور بصورت قانونی و با پاسپورت مشکلی در پذیرفتن پناهجویی ایجاد نمی کند ولی شرایط پرونده تشخیص می دهد در گرفتن پناهندگی و به نظر من باید با یک وکیل مشاوره نمایی که در مورد مهاجرت وپناهندگی اطلاعات کافی را داشته باشد.

با تشکر از شما دوست گرامی
چیزی که منو سر در گم کرده اینه که میشه بصورت قانونی وارد ترکیه شد و تقاضای پناهندگی کرد بماند بعدش میشه صبر کرد تا سازمان ملل رای به قبولی بدن یا نه و هم میشه بطور غیر قانونی از ترکیه به کشور سوم رفت و تقاضای پناهدگی داد
حالا من متوجه نشدم که اگه میشه قانونی به کشوری رفت و تقاضای پناهدگی داد چرا از اول بجای رفتن به ترکیه به کشور دیگه ای نریم؟
میدونم سوالاتام داره زیاد خسته کننده میشه اگر کسی از دوستان که اطلاعات کافی داره از طریق یاهو بهم کمک کنه بی نهایت سپاسگذار میشم
zapata_senator این ای دی من هست

دوست عزیز ما در ترکیه پناهجو هستیم نه پناهنده,چون ترکیه پناهنده پذیر نیست و ما را به کشور سوم می فرستد
اینجا بعد از قبولی در سازمان ملل پناهنده میشویم به کشورهای پناهجوپذیر و به کشور سوم فرستاده می شویم.
اما وقتی به کشورهای پناهنده پذیر برویم در آنجا تقاضای پناهندگی میدهیم
پیش چشم آدم آواره گل هم بوی کاهگل می دهد
**زندگی دور از وطن طعم هلاهل می دهد**

pagan
پست: 298
تاریخ عضویت: سه شنبه 5 دی 1391, 1:58 pm

پست توسط pagan » شنبه 28 اردیبهشت 1392, 10:06 am

__________________________________________________________________________
____________________________________________________________________
-
-
11- سلام خسته نباشید.من نمیدونستم وقتی به هر فایلی پیام بدم برای همه تکرار میشه. ممنون میشم راهنماییم کنید مخصوصا الان که به امید خدا تا 1 هفته یا 2هفته دیگه مییام به ترکیه. میخواستم ببینم سازمان یو ان برای حرفایی که زده میشه و مدارکی که ارائه میشه از دولته ایران یا کللا تحقیق میکنه یا نه؟ من پدرم متاسفانه از کارمندان نظامه میخوام بدونم گفتنه این موضوع برای شرایطه پرونده تاثیر مثبت داره یا منفی؟ و برای زندگی در ترکیه میشه با انتخاب خودمون در انکارا یا استانبول بود مخصوصا استانبول که در اونجا دوستی دارم که خودش اهل ترکیه اس و خیلی میتونه کمکم کنه؟و اگه این 2 شهر نمیشه چه شهری از لحاظ مخارج زندگی و امکانات رفاهی بهتره؟ و اخرین سوال این که من شنیدم که فقط یکشنبه ها روزی که در یو ان همه فارسی زبانن و طبق همین خبر اگه درسته من سعی کنم یی جوری بیام که یکشنبه اونجا باشم یا نه روزه دیگه ای هست که بتونم به یو ان برم و ثبته نام کنم؟ یی تعدادی از اشنایانه خیلی دور بودن که منو راهنمایی مکردن که الان ترکیه هستن و متاسفانه الان هیچ دسترسی بهشون ندارم و تنها جایی که میتونه کمکم کنه و بهم اطلاعات بده این سایت و شما عزیزانید.ممنون میشم جوابه سوالهای منو هر چه زودتر و روشنتر و مستند تر بدید.با سپاس فراوان از کسی که این سایتو راه اندازی کرد و از همیه دوستانه عزیز که که به ما هموطنان و پناهنده ها کمک میکنندوانشااللاه اقامته خوده این دوستان هر چه زودتر صادر شود و کسانه دیگری جایگزین این عزیزان
جواب: سلام دوست عزیز
معمولا سازمان ملل برای حرفهای ما دنبال سند برای استعلام نیست مگر در موارد خاص.
در مورد پدر شما بستگی به کیس شما داره و نقشی که پدرتون در کیستون داره
شهرهای آنکارا و استانبول و ازمیر جزو شهرهای پناهنده پذیر نمی باشند
شهر کایسری و اسکی شهیر امکانات رفاهی بیشتری دارند به دلیل بزرگی
دوست عزیز در روزهای شنبه و یک شنبه un تعطیل و مترجم فارسی زبان فقط روزهای سه شنبه هست,البته اگر روزی غیر سه شنبه به اونجا برید باز هم میتونید تقاضای مترجم فارسی زبان بکنید
موفق و پیروز باشید

12- با سلام خدمت مدیریت سایت و زحمت بی پایان دوستانی که در راه تحقق برابری ویکسانی از هیچ کوششی دریغ نمی کنند.
سپس با تشکر از مشاور حقوقی ، که زحمت این را کشیده اند که در راه همیاری دوستان به زور از وطن رانده شده ، مسئولیت بزرگ مشاوره را به عهده گرفته اند امیدواریم که در بتوانیم ، محیطی کاملا دوستا نه و به دور از هر نوع حاشیه ای با هم برای کمک به دوستان بسازیم .
سوالاتی در زمینه مسائل پناهندگی وجود که دارد که به علت عده ای مسائل ، متاسفانه دوستان زیادی دچار مشکل هستند وامیدوارم که راه حلهای که می تواند کمکی باشد برایمان توصیحاتی بدهید.
با تشکر دوباره
1- عده ای از پناهجویان در مراحل اولیه با مشکلاتی از قبیل نداشتن مدارک در مورد پرونده اشان و گاها در ارائه مدارک ‏شناسایی اشان تا مدت زمانی دور یا نزدیک نمی توانند آنها را تهیه نمایند ، سوال اینجاست که عدم تحویل مدارک یا تاخیر در ارائه آن چه تاثیری در روند رسیدگی به پرونده اشخاص دارد؟
2- تعین وقت از طرف سازمان ملل برای ملاقات[مصاحبه اول] به چه عواملی بستگی دارد؟و این امکان وجود دارد که شرایط پرونده ها در روند کار و رسیدگی به آنها موئثر باشد؟
3-آیا نوبتی بودن پرونده ها برای رسیدگی و وقت مصاحبه صحیح و درست می باشد یا فقط جهت توجیه پناهجویان بیان می شود؟
4- وقتی خانواده ای باشد که کاملا افراد آن خانواده به سن قانونی رسیده باشند ، می توانند هر کدام پرونده ای جداگانه داشته باشند و اگر چنین جیزی امکان دارد در پروسه رسیدگی چه شرایطی به وجود می آیید ؟
5-اگر خانواده ای با هم خود را به سازمان ملل معرفی نمایند و یکی از افراد آن خانواده دچار مشکل باشد و دیگران فقط زیر کیس ، تحت چه شرایطی افراد زیر کیس می توانند بعد از تحویل خود به سازمان ملل به کشور خود برگردند و برگشتن آنها چه تائثیری در پرونده ایجاد می نماید؟
6-جه تعهد یا قانونی در سازمان ملل وجود دارد برای دختران و زنان تنها و بی سرپرستو یا خانواده های که مریضی صعب العلاج دارند؟
7-در هنگام مصاحبه از طرف مامورین سازمان ملل یا همان وکلا سازمان ملل ، شخص مصاحبه شونده دارای چه حقوقی می باشد؟
8- اگر از طرف وکلای سازمان ملل رفتاری یا عکس العملی انجام پذیرد واین رفتار مصاحبه گر باعث اختلال در پرونده اشخاص شودکدام بخش سازمان ملل جوابگویی به این نوع مسائل می باشد؟
9- در صورتی که مصاحبه شونده تحت شرایط مصاحبه و یا رفتاری از طرف وکیل سازمان ویا مترجم آن سازمان ،به مسائل مربوطه اعتراض نماید از طرف کمیساریای سازمان ملل شیوه رسیدگی به آن پرونده چگونه می شود به صورتی که اعتراض مکتوب در پرونده درج شود؟
10-گاها پیش می آید که زمان مصاحبه به درازا می انجامد و باعث مشکل در روشن شدن مسائل می شود به علت خستگی مصاحبه شونده ،آیا می توان درخواست وقت دیگری کرد ویا قانونی وجود دارد در این مورد؟
11- وجود تناقض به علت سوتفاهم در ترجمه یا ایجاد اختلال از طرف مترجم مسئولیتی بر عهده آن شخص می باشد و قانونی در این موارد در سازمان ملل وجود دارد یا نه؟
12-در صورتی که وکیل پرونده در زمان مصاحبه بخواهد که پرونده شخصی را از قانون پناهندگی دورنمایدوآشکار باشد مصاحبه شونده باید چه کار ی انجام دهد ودارای جه حقوقی می باشد؟
13-زمان جواب دهی به پرونده ها به جه چیزی بستگی دارد؟ گاها بعضی پرونده ها 3بار بررسی و پناهجو مصاحبه های انجام می دهد علت این نوع مسائل چیست و گاها مشکل در کجاست؟
14- کسانی که از مصاحبه اول رد می شود و درخواست استیناف می نمایند ، مدت زمان جوابگویی دوباره از طرف سازمان ملل به جه جیزهای بستگی دارد ؟
15-وقتی پرونده استینافی را همراه مدارک مربوطه با آن پرونده به سازمان ملل بفرستی چگونگی تصمیم گیریها مربوط به ان نوع پرونده ها چگونه است؟
16-در صورت قبول شدن از طرف سازمان ملل زمان فرستادن وخروج تا چه زمان به طول خواهد انجامید؟
در سوا؛لات بالا سعی شده است خلاصه ای از مسائل بیان شود ،در آینده نیز عده ای دتگر از مشکلات را بیان خواهیم نمود .
با کمال تشکر

جواب: برادر عزیز ابوبکر
سوالات متعددی را مطرح نموده و درخواست جواب کرده اید که متعاقبا سعی در پاسخگویی به آنها خواهیم نمود ، باشد که گشایشی در گره تنیده مشکلات پناهندگان و پناهجویان باشد.
پاسخ :
1- بر طبق قوانین کمیساریای عالی سازمان ملل در امور پناهندگان ، پناهجویان در هنگام ارائه درخواست پناهندگی ، ملزم به ارائه مدارک نمیباشند ، ولی ارائه مدارک تاثیر بسزایی در روند پرونده خواهد گذاشت و به عنوان امتیازی مثیت ، پروسه تصمیم گیری را سهل تر خواهد نمود. ولی همانطور که اشاره شد ، الزامی بر ارائه مدارک وجود ندارد.
2- تعیین زمان مصاحبه بر روال نوبتی میباشد که البته استثنائاتی وجود دارد که قانون زمینه انها را مشخص کرده. اگر پناهجویی شامل گروه پناهندگان آسیب پذیر باشد، قانونا مصاحبه وی بایستی که زودتر از زمان طبیعی انجام پذیرد. مشخصات پناهندگان گروه آسیب پذیر در قانون پناهندگی ذکر گردیده است.
3- رسیدگی نوبتی به پرونده ها الزام اور میباشد و کمیساریا ملزم به رعایت آن میباشد مگر در موارد استثنائی که فبلا ذکر شد. در جواب سئوال شما که ایا رعایت میشود و یا خیر؟ بنده اطلاعی ندارم.
4- افرادی از خانواده که به سن قانونی رسیده اند حتما باید پرونده جدا و شماره پرونده جداگانه داشته باشند ، اما در صورتی که مشکلی که باعث پناهندگی شده برای سرپرست و یا یکی دیگر از اعضای خانواده اتفاق افتاده باشد ، این پرونده ها نیز در رابطه با پرونده اصلی بررسی خواهد شد.
ادامه سوالات به مرور جواب داده خواهد شد

13- درود بر شما
من یکی از کسانی هستم که عکسشان بخاطر تظاهرات روز عاشورا برای شناسایی در روزنامه چاپ شده
برای خروج ازکشور به راهنمایی شما نیازمندم
به کدوم شهر بروم؟
چگونه از مرز خارج شوم؟
اگر پلیس ترکیه دستگیرم کند،باز هم شانسی برای پناهندگی خواهم داشت؟

سلام
من بخاطر مسايل سياسي ممنوع خروج شدم
بودن در ايران برام خطرناكه
كسي براي خروج غير قانوني از ايران مي تونه بهم كمك كنه؟
من زياد وقت ندارم

جواب: دوستان عزیز متاسفانه بخاطر شرایط امنیتی فکر نمیکنم کسی بتونه به شما آدرس یا نام شخصی که بتونه شما رو از ایران خارج کنه بده
موفق باشید


سلام
می تونین به من pm بدین.اما قانع شدنم سخت بتونم راهنمایی کنم شما واقعا قصد خروج دارین و یه ادم معمولی هستین نه .....
اگه میتونین قانعم کنین می تونم حتما کمکتون کنم.تاکیید میکنم اگه قانع بشم چون توی نت اعتماد کردن عقلانی نیست.anyway
مرسی.هلن

دوستان شما وقتی به شهر های مرزی رسیدید یعنی شهرهایی مثل سلماس یا اورمیه میتوانید اشخاصی که در کار قاچاق نفر هستند به راحتی پیدا کنید و تقریبا اکثر اشخاصی که قاچاقی از ایران خارج شدن از این 2 شهر اورمیه و سلماس خارج شدن و بنا به دلایلی از این بیشتر نمیتوانم راهنمایی کنم. ولی امیدوارم موفق باشید در ضمن یک چیز دیگر اینکه اکثریت مردم این شهرها به خصوص سلماس قاچاقچی هستند و فقط وقتی که پیش آنها رفتید بگویید که افغانی هستید چون کمتر قاچاقچی هستند که ایرانی جماعت را از مرز رد کنند چون میترسن.

سلام
ازاد عزیز خدا خیرو برکت بهت بده حرفو شسته رفته زدی . درسته همه این حرف ها اما حواستون باشه که با سر وضع تابلو وارد روستای نزدیک مرز نشین چون اینقدر جمعیت کمه تابلو میشین و خبر چین ها هم زیاد هستن پس دقت کنین شب هنگام وارد روستا بشین البته خود ادم پرون بهتون میگه.میتوننین از بعضی مسافر خون هاسراغ قاچق چیهارو بگیرین اما اعتماد کردن خوب سخته تاکید میکنم از سلماس خارج شدین به طرف روستا اسو روستاهارو نمی خوام بیارم این واسه بار 1000 تابلو نباشین وگرنه به 10 کیلومتری مرز نرسیدین دستگیر میشین.حداکثر سعی کنین مدارک همراتون نباشه مدارکی که می خوهین به unchr بدین منظورم هست بذارین وقتی رسیدین واستون پست کنن یا ازشون کپی داشته باشین توی e-maileton بتونین از ایمیل در بیارین.حداکثر حداکثر به قاچاق چی کرد اعتماد کنین امتحانشونو پس دادن با کمال احترام به ترک های ایرانی ترک ها پل خیلیهارو خردن کرد ها هم خردن اما کرد ها قابل اعتماد تر هستند من تجربه ی 30 نفری که اینجوری اومدنو دارم عنوان میکنم.اگرم کردی بلد باشین که تمام هستش چهار روز هم در راه هستین پس با امادگی بدنی برین غذا و اب لازم هم همراتون باشه به امید خداوند سالم به وان برسین.شاد و موفق باشین.مرسی هلن

من مي تونم از ايران ببرم كانادا با هواپيما وا پاسپورت سويسي هركي مايل يا پي ام بده يا با اين ايميل چت كنه rivix_mastor@yahoo.com[/email]

من که نفهمیدم شما چی گفت اقای هومن کسی فهمید به من خبر بده؟؟؟؟؟؟؟؟

خانم هلن iq در حد انيشتن كار ايطوري كه طرف مياد تركيه عكس طرف ميزنيم رو پاسه سويسي اصل بد bye bye


14- با سلام و عرض خسته نباشید و سپاس فراوان برای راهنمایی کردن شما.میخواستم بدونم بعد از ورود به کایسری در همان جا خودمو میتونم معرفی کنم یا باید به انکارا برم؟man be dalayeli badan baghiyeye soalamo miporsam dige nemitoonam eda
جواب: بله دوست عزیز میتونی بعد از آمدن به کایسری از از اینجا وقت برای ثبت نام بگیرید .و در وفت مقرر به آنکارا برید و ثبت نام خودتون رو تکمیل کنید . شما وفتی به کایسری رسیدن میتون از دفتر اسام برای گرفتن تاریخ برای ثبت نام بگیرید والان معمولا برای ثبت نام تا 10 روز بعد تاریخ میدن.موفق باشید

15-من هنگام پیش مصاحبه یک کیس سازمانی ارائه دادم و خود را یک عضو سازمانی ضد انقلاب معرفی کردم و هنگام مصاحبه اصلی آن کیس را تغییر دادم و گفتم که ماموران اداره اطلاعات این را به من چسپانده اند و من با هیچ گروه و سازمانی رابطه ندارم و لازم به ذکر است که هنگام مصاحبه وکیلی که با من مصاحبه کرد اصلا مرا سوال پیچ نکرد و تا حد امکان خود آن وکیل کمکم کرد و تقریبا از مصاحبه ام راضی هستم و اینک این سوال را از آقای وکیل و مدیر سایت دارم که آیا امکان این هست که قبول شوم یا نه ؟
خواهش میکنم جواب من را بدهید من را azad_bipanah به اینجا معرفی کرده و گفت در این مکان میتوانی جوابت را پیدا کنی
جواب: به نظر من 50% احتمال قبولی و 50% احتمال ردی است

دوست عزیز این خطر ناک ترین کاری است که یک پناهنده میتونه انجام بده ولی نا امیدت نمیکنم از این بد تر ها هم من دیدم که قبول شده ودر کل تجربه ای که من کسب کردم به غیر از مسائل کنوانسیون ژنف که وکیل مد نظرش است یکمی هم سلیقه ای می باشد.در کل اینو به شما بگم اگر خودت راضی باشی از مصاحبه 50 % قبولی

با آرزوی قبولی برای شما و تمام پناهجویانی که منتظر هستن.

16- ممنون دوست عزیز که جوابه سوال های من و دیگر دوستان رو میدی و شرمنده اگه سوال های بدون جواب زیاد دارم.توی کایسری روز ورود و ثبت نام برای مصاحبه نیاز هست توضیحات علت خروج از ایران و اسناد و مدارک را ارائه بدیم یا آنها فقط ثبت نام می کنن و یا نظرات انها بعد از شنیدن دردودل هامون و دیدن مدارک هامون تاثیری در روند کیسمون در سازمان ملل و یوان دارد یا خیر؟
جواب: ببین دوست خوب شما یا میتونین مستقیما به دفتر سازمان در آنکار مراجعه کنید یا اگه میخواین میتونین بیاین کایسری و از اینجا وقت برای ثبت نام رزرو کنید برای رزرو لازم نیست چیزی بگین و همه روز هفته میتونین مراجعه کنید بجز روز شنبه ویکشنبه که تعطیل هست .بله اینجا فقط پلیس با شما مصاحبه میکنه اونم فقط بعد از ثبت نام در سازمان و با در دست داشتن برگه ای که در un به شما میدن به پلیس کایسری مراجعه میکنید و در پلیس هم ثبت نام میکنید .در ضمن بهتره حرفای که در سازمان un بگین رو عین همون حرفتون رو در مصاحبه پلیس بگین چون نباید نتاقض در حرفاتون باشه .موفق باشد

17- دوستان عزیز ساکن آنکارا اگر جهت اجاره خونه و پیدا کردن کار میتونید راهنمایی کنید ممنون میشم بفرمایید
جواب: سلام
دوست عزیز pm بده کمکت کنم.
یه نکته رو اول بهت بگم اکه پناهنده هستین اجازه نمیدن انکارا بمونین یا استانبول یا انتالیا.باید برین به 30 خورده ایی شهر های کوچولو که معرفی میکنه یابانجی شعبه.مرسی هلن

میشه بپرسم بانجی شعبه چیه ؟
ترکیه کمپ هم داره که آب و غذا بدن

دوست عزیز یابانجی به زبان ترکی یعنی خارجی
یابانجی شعبه یعنی شعبه خارجیها غیر ترک
در 98% شهرهای پناهجو پذیر کمپ وجود ندارد

سلام
ممنونم نرگس جان واسه جواب.
دوست عزیز ترکیه مثل کشور های دیگه کمپ پناهندگی نداره یه دونه داره نزدیک استانبول اونم واسه اوناس که خطر جانی تهدیدشون میکنه البته خطر جانی تایید شده از سوی مقامات ذیر صلاح.
دوست عزیز در کشور های دیگه در کمپ جیره و یه مقدار پول میدن حتی میتونین کمپ نرین موقع دادگاه فقط برین دادگاه ازاد هستین اما در ترکیه بسته به شهر باید هر شب یا 1 شب در میون برین واسه امضا دادن در واقع زندانی در شهر هستین واسه پیگیری پروندتون هم نمیذارن از شهر خارج بشین مگر به درخواست خود unchr امیدوارم جوابتونو داده باشم.اما تا اونجا که یادم میاد یه کلیسا بود در انکارا که جیره و پوشاک میداد به پناهندها اسوشو یادم نیست اتفاقا توی سایت قبلا ادرسش بود.بعضی وقت ها هم کومور میدن در زمستان.موفق باشین.مرسی هلن

18- میخواستم بدانم افرادی که قبولی می گیرند آیا شخص یا اشخاصی را به عنوان همراه می توانند بیاورند؟مثلا من به همراه شوهرم در ترکیه پناهنده شدیم و مصاحبه شدیم و منتظر جواب هستیم.ومادرم در ایران است اگر قبول شودم آیا میتوانیم مادرم را ببریم واو هم با ما بیاید یا باید او هم مصاحبه شودو منتظر جواب او هم باشیم؟یا نه با یک مصاحبه ساده او را هم قبول میکنند؟
جواب: بستگی به قوانین کشوری که شما را می پذیرد دارد مثلا آمریکا اصلا قبول ندارد همراه ولی کانادا فرمی را که به شما میدهد یک برگ همراه دارد البته 50% احتمال دارد که قبول کند

من چون خواهرم citizeneآمریکا است فکر کنم در صد قبولی ما در آمریکا بیشتر است.پس آمریکا همراه نمی پذیره؟اگر مادرم به همراه برادرم که 39 سال دارد تقاضای پناهندگی دهند کیس آنها جدا است یا آنها با کیس ما ادقام میشوندچون خانواده ی ما هستند؟و اگر ادقام شود در جواب ما تاخیر ایجاد می شود؟یا نه آنها میتوانند یک کیس جدا بدون اینکه با ما ادقام شود اراعه دهند و منتظر بمانند.و کار ما هم جدا به صورت روال عادی پیش رود

دوست عزیز حتی اگر برادر دوقلو شما هم باشد کیس اون جداست و کیس شما جدا حتی برادر شما با مادرتان اگر به سازمان ملل در خواست پناهندگی بدهند کیس برادر و مادرتان از هم جداست کیس من منظورم شماره پرونده شان است ممکنه کیس ها یکی باشه ولی احتمال اینکه یکی قبولی بگیره و دیگری استیناف هست ودر مورد ادقام شدن پرونده شما با خانواده نه ادقام نمی شود فقط شما با میل خودتان می توانید در خواست به سازمان بدهید که کشورتان را معلوم نکنند تا کار خانواده تان درست شود

مثال:
من در سازمان ملل خودم مشاهده کردم که 2تا برادر دو قلو بالای 18 سال یک کیس داشتند(یعنی کیس مشابه ولی با 2 شماره پرونده )که یکی در مصاحبه اول قبولی میگیره و پرواز می گیره و دیگری استیناف خورده و بعد از پر کردن استیناف قبول میشه و یک سال و نیم بعد پرواز میگیره

19- من همسرم در دو زمان متفاوت دو کیس متفاوت داده ایم ولی به ما یک شماره کیس داده اند و یک تاریخ مصاحبه به ما دادند و تاریخ مصاحبه به نام همسرم امده است یعنی در زمان مصا حبه از هر دو کیس سئوال می شود یا فقط کیس همسرم
جواب: دوست عزیز در زمان مصاحبه از هر دو کیس سوال پرسیده می شود
فقط بادتون باشه و مراقب باشید که تناقضی در صحبتهایتان نباشد و کاملا با هم هماهنگ باشید
20- من فعالیت روزنامه نگاری داشته و دارم و همچنین اخیرا مسیحی شده ام. لطفا راهنمایی کنید با توجه به وضعیتم چقدر احتمال دارد تقاضای پناهنگی ام توسط کمیساریای پناهندگاهن قبول شود؟
جواب: ست عزیز کسی نمیتونه بگه چقدر احتمال داره قبول شید چون بستگی به خود شما وکیل شما و یکم شدوانس داره
پیش چشم آدم آواره گل هم بوی کاهگل می دهد
**زندگی دور از وطن طعم هلاهل می دهد**

pagan
پست: 298
تاریخ عضویت: سه شنبه 5 دی 1391, 1:58 pm

پست توسط pagan » شنبه 28 اردیبهشت 1392, 12:10 pm

_____________________________________________________________________________
________________________________________________________________________
-
-
21- من با یک نفر آشنا شده ام که میگه توی یک کمپ در سنگاله کپی کارتشو (کارت یو ان اچ ار سی) را هم فرستاده چطور میتونم استعلامش کنم و مطمئن بشم خود طرفه چون یه موقع کارت را دزدیده و داره سو استفاده می کنه
جواب: دوست عزیز من فکر می کنم با کمیساریای واحد سنگال تماس بگیر و از آنها بپرس که همچین کارمندی با این مشخصات دارن یا نه

22- عرض دورد - لطفا راهنمایی کنید
خانم شوهر داری که بدلایلی ناچار است از ایران به ترکیه پناه ببرد آیا میتواند زیر کیس کسی که قبولی دارد برود؟ با وجود اینکه امکان طلاف در ایران برایش خطر بهمراه دارد و به هیچ عنوان برایش میسر نمیباشد - آیا میتواند با وجود داشتن همسر در ایران ازدواجش را باطل کند وبا شخصی دیگر ازدواج کند و زیر کیس او برود یا خیر؟
لطفا در این ضمینه راهنمایی کنید راه حل این مشکل چیست

جواب: دوست عزیز متاسفانه بدون برگه تجرد حتی برای آنهایی که قبلا ازدواج هم نکردن در ترکیه امکان پذیر نمیباشد و برای زیر کیسی فقط کشور کانادا می پذیره(50%)به عنوان پارتنر (همخونه) واگر راه حلی باشد که تقریبا مطمئنم نیست باید با یک وکیل(ترک باشد و به قوانین ترکیه واقف) درترکیه مشورت کنید


23- اینجانب به همراه همسر و فرزندم 19 ماه می باشد که منتظر مصاحبه کشور کانادا می باشم اما تا کنون هیچ تماسی از سفارت نداشتم
ما در ترکیه از وضیعیت خوبی برخوردار نمی باشیم و در فشار روحی و مالی شدیدی به سر می بریم.
لطفا راهنمایی بفرمائید

جواب: اساس مصاحبه کشوری بر این صورت است
هر کشور پناهنده پذیر ظرفیت و گنجایش مشخصی را برای پذیرش پناهنده در ابتدای هر سال میلادی در نظر میگیرد . از این مقدار نصف آن در شش ماهه اول سال و نصف دیگر در شش ماهه دوم پناهنده پذیرش میشود.
بنا بر این با پر شدن ظر فیت شش ماهه تا شروع شش ماه بعدی معمولا مصاحبه صورت نمیگیرد
اما در مورد وضعیت شما 19 ماه زمان بسیار زیاد و عیر متعارفی میباشد. بطور حتم مساله ی باعث طولانی شدن پروسه پرونده شما شده بنا بر این دانستن جزئیات بیشتری از پرونده شما امکان پاسخگویی دقیقتر به شما را برای بنده فراهم میکنم
صمن اینکه اخیرا دولت کانادا روند پناهنده پذیری را کند نموده است.

دوست خوب اتفاقا پرونده منم دست سفارت کاناداس و الان 14ماه فرم کانادا هم دستمه خیلی هم رفتم سفارت هیچ راهی نداره جز صبر کردن ولی تا اونجای که من شنیدم و منبع هم دقیق نیست که میگن اونایی که فرم سفارت کانادا براشون ارسال شد در 2009 مدیکال میرن واونای که هنوز فرم سفارت براشون نیومده میمونن برای 2010 .موفق وپیروز باشید

ما ايمانداران(من و همسرم) مسيحي شده هستيم
تحت پيگرد قرار دارم و حكم جلبم هم صادر شده

البته خودم فعلا به تنهايي دارم ميام سمت وان به صورت قاچاق
اگر موفق بشم و بيايم

راهنمايي كنيد لطفا،هرچه لازم مي دانيد
نمي دانم چه كنم. چي لازم است بيارم
ممنون ميشم واقعا بلاتكليفم

تنها راهی که ممکن است در تسریع امر اسکان دوباره (resettlement) موثر واقع شود پیگیری امر از طرف خویشاوند درجه یک در کشور مقصد است . یعنی بطور مثال اگر پرونده شخصی در سفارت کانادا است ، این فرد اگر خویشاوند درجه یک در کانادا داشته باشد ، آن خویشاوند با مراجعه به اداره مهاجرت کانادا و ارائه درخواست تسریع امور به جهت محذورات امکان سرعت بخشیدن به عمل انتقال رادارد

شما بلافاصله بعد از ورود به وان می بایستی به دفتر سازمان ملل مراجعه کرده و درخواست پناهندگی نمایید ، در هنگام ثبت نام اطلاعات درخواستی را بطور صحیح ارائه داده و دلیل خروج از کشور و درخواست پناهندگی را بطور خلاصه عنوان نمایید . همچنین باید اشاره نمایید که به چه دلیل بازگشت شما به کشور خود مخاطره آمیز خواهد بود
پس از ثبت نام با در دست داشتن برگه ثبت نام ، به اداره پلیس اتباع خارجی وان مراجعه نموده و در آنجا نیز ثبت نام شوید ، بقیه مراحل را میتوانید از طریق دفتر سازمان ملل و یا پلیس جویا شوید
همراه داشتن لوازم شخصی ، مقدار کافی پول و همچنین مدارک لازم جهت اثبات ادعا میتواند به شما کمک کند

24- با درود فراوان به همه ايرانيان در سراسر جهان
من قصد دارم از طريق کيس مذهب اقدام کنم . نامزدي دارم که هنوز به صورت رسمي و قانوني همسرم نشده . قصد دارم ابتدا خودم اقدام کنم و براي کمتر شدن مشکلات و بلاتكليفي و ذحمات نامزدم، بعدا در طي مراحل پرونده نامزدم به من اضافه بشه .
لطفا راهنمائيم كنين

جواب : 1- آيا در حال حاضر un پذيرش داره ، ميگن چند مدتي هست كه پذيرش رو متوقف كرده ، اگه اينجوري هست فكر ميكونين احتمال داره دوباره كي پذيرش مجدد شروع بشه
2_ ايا بايد از نامزدم در مصاحبه بگم يا بهتر که هيچي در اين باره نگم . ايا همه اطلاعات نامزدمو ميخان . يا بهتر که چيزي نگم و بعدا با طي شدن مراحل پرونده بياد ترکيه و با انجام ازدواج رسمي در ترکيه به کيسه من اضافه بشه .
3_آيا اينجوري ممکن هست ،اگر ممکن هست در چه مرحله از پرونده بايد اين کار رو انجام بدم .
4_اگه که اينجور ممکن نيست چه بايد انجام بدم . آيا راه بهتري هست .
لطفا راهنمايم کنيد .
جواب: دوست خوبم un در حال حاضر پذیرش داره یعنی اصلا متوقف نشده بود .بعد از مراجعه به un در روز ثبت نام اسم نامزدتون رو اعلام کنید چون بعدا مشکل میشه بعدا هم میتونین زیر کیس قرار بدین البته باید مدرک معتبر دایر بر ازدواج داشته باشید و تا اونجای که من اطلاع دارم قبل از مصاحبه اصلیتون همسرتون پیشتون باشه بهتره.

SALAM. BEBAKHSHID MAN VA MADARE PIRAM PANAHANDE SHODIM KE MADARAMO GABUL NAKARDAN ALAN TAKLIFE MAN CHI MISHE?

با سلام دومان جان لطفا بیشتر توضیح بدید یعنی چی خودتون قبول شدید مادرتون قبول نشده اکر اینطور لطفا بگید به کدوم کشور شما رو دادن

admin jan salam . be man migan ke madaret aslan nemitune darkhast bede chon mariz va balaye 60 sal dare va age darkhast bede hatman rad mishe dar zemn madaram bayad tahte nazare doktor bashe alan man mundam beram kayseri ya na khastam mano rahnemaei konid

سلام . دوست خوب من تا اونجای که میدونم فکر نکنم همچین موضوعی صحت داشته باشه شما شخصا به سازمان un مراجعه کردید که این حرف رومیگین من از سفارت کانادا که خبر دارم فرقی نداره ربطی به سن نداره میتونین بگین قبولی از کدوم کشور رو دارین یا این حرفی رو که میزنین رو سفارت به شما گفته یا از پناهجویان شنیدین.

!
man madaram alan 8mahe bedalile moshkelati ke ba pedarbozorgam dasht besoorate ghachaghi be canada rafte vali hanooz dadgahi barash tashkil nashode!vali 5sal eghamato felan beehsh dadan vali on dadgah ke vaseye panahandegi va mano pedaram dar iran mitoone eghdam kone tashkil nashode!dar hale hazer pedarbozorgam baraye man va padaram dar iran dare moshkelatio ijad mikone ke ma tasmim gereftim be un dar torkie panah bebarim!mikhastam bedoonam un che karaie mitoone vase ma anjam bede va aya emkane in hast ke maro be canada pishe madaram befreste va age emkanesh hast cheghadr tool mikeshe?va tooye torkiye che komakaieo be ma mikone !!!!

شما اگر در ایران بنا به دلایلی امنیت جانی شما در خطر باشه میتونین به سازمان un مراجعه کنید و دلایل خود و علت اینکه امنیت جانی شما مورد تهدید واقع شده رو بیان میکنین و توجه داشته باشد باید صحت گفته های خودتون رو ثابت کنید اگر تونستین از سازمان un جواب قبولی بگیرید یعنی بعنوان پناهنده رسمی شناخته بشین میتونی به کانادا برید البته بهترین کار اینکه که اعلام کنید که مادرتون در کانادا تشریف دارن تا پرونده کشوری شما به کشور کانادا داده بشود .معمولا از روز ثبت نام تا خروج از کشور ترکیه به کشور سوم اگر بتونین از طرف سازمان un بدون مشکل جواب بگیرین 2سال طول میکشد.از بابت کمک که متاسفانه سازمان ملل هیچ کمک مالی نمیده و آگر موفق به دریافت کمک مالی شوید مبلغ ناچیزی هست .موفق باشید


25- با توجه به امضای تفاهمنامه ی استرداد مجرمین بین ترکیه و ایران چه تضمینی برای فعالین سیاسی در ورود به ترکیه و اقدام از طریق سازمان ملل وجود دارد؟چون من مدتی پیش شاهد تحویل یکی از پناهندگان سیاسی سازمان ملل به دولت ایران بودم.بیچاره که حتی تقاضایش پذیرفته شده بود احتمال داره بی سرو صدا ایران اعدام بشه!
در صورت امکان اگر از طریق میل پاسخ داده شود، چون از آنطریق احساس امنیت بیشتری می کنم و می توانم مشکلات خودم را برای گرفتن راهنمایی از شما مطرح کنم.
جواب: دوست عزیز لطفا اگر این اخبار مو ثق هست با ذکر نام به ما اعلام کنید تا پیگیری شود چون ما در ترکیه به چنین خبری بر نخوردیم و در مورد امنیت شما در ترکیه سازمان ملل همیشه حامی پناهجویان میباشد اما شنیده شد که بعضی اوقات دولت ترکیه بدون اطلاع سازمان ملل کسانی را به دولت ایران تحویل داده است

با سلام مجدد
شخصی که من ازش صحبت کردم "روزبه کردی" نام داشت. اما الان میخوام بدونم که بهترین راه برای خودم چیه؟ من در حال حاضر بدلیل فعالیتهای سیاسی متواری هستم و اولین تلاشم برای خروج از ایران بصورت وحشتناکی که تاحد زیادی پلیس ترکیه رقم زد، ناموفق بود.در ایران بدلیل فضای شدید امنیتی نمی تونم به سازمان ملل برم.در ترکیه هم پلیس مانع از ارتباط من با نماینده های سازمان ملل شد.در تماس کوچکی که من با نماینده سازمان ملل در استانبول گرفتم و خودم رو معرفی کردم گفتند که ما مانع از اخراج شما می شیم و ازتون حمایت می کنیم.اما قبل از اینکه اونها برسند من رو به مکان دیگری بردندو اخراج شدم. الان هم در ایران مخفیانه زندگی میکنم ولی نمی تونم زیاد این وضعیت رو ادامه بدم.پولی که داشتم رو قاچاقچی خورد و با اتفاقی که توی ترکیه برام افتاد می ترسم که دفعه ی بعد وضعیت بدتر از این بشه!
شما چه پیشنهادی دارید؟
و آیا امکانی هست که من بتونم از طریق اینترنت با آقای عصمت نماینده سازمان ملل در استانبول که در جریان کار من بودند،صحبت منم؟


26- با سلام خدمت دوستان عزیز
من وهمسرم به دلیل مسیحی شدن در ایران مورد تحدید هستیم ومیخواهیم به ترکیه بیائیم
1-آیا میتونیم بابت این مسئله درخواست پناهندگی بدیم ؟
2-آیا درترکیه هم خطری مارو تهدید میکنه ؟
3-متاسفانه پول زیادی هم نداریم آیا میتونیم بلافاصله کارپیدا کنیم؟
4-ابتدا کدوم شهر بیائیم بهتره ؟
خواهش میکنم راهنمائیم کنید

جواب: 1. بله دوست عزیز شما می توانید با این کیس در خواست پناهندگی بکنید
2.منظورتان اگرخطر از طرف جمهوری اسلامی است نه جمهوری اسلامی با کیس های مذهبی کاری نداره
3.نه دوست عزیز برای کار پیدا کردن باید زبان ترکی بلد باشین ولی کلا در حال حاضر وضعیت اقتصادی ترکیه خیلی نابسامان است و اگر زبان هم بلد باشی مشکل کار پیدا می کنید
4.شما برای درخواست پناهندگی اگر قانونی وارد ترکیه بشوید باید به دفتر سازمان ملل در آنکارا بروید . اگر قاچاق وارد ترکیه بشو ید باید به دفتر سازمان ملل در شهر وان بروید

با سلام وتشکر بابت جواب سوالاتم
اگه ممکنه بهم بگید برای پرونده هائی مثل ما که مدرک خاصی برای ارائه دادن نداریم ترتیب اثر داده میشود ؟معمولا چقدر زمان میبرد ؟وآیا هزینه ای هم دارد؟مرسی

دوست عزیز همانطور که مشاور حقوقی گفتن شما حتما لازم نیست که مدرکی داشته باشید ولی مدرک در کار شما تسریع می کند اما برای ترتیب اثر بستگی به خودتان دارد که چطور کیسی بدید و بتوانید وکیلتان را قانع کنید و زمان مشخصی ندارد ولی طی تجربه که ما اینجا داریم میانگین 2سال اگر استیناف نخورید و در مصاحبه اول قبول بشید و در رابطه با هزینه,سازمان ملل هیچ هزینه ای از شما نمیگیرد

باسلام خدمت دوستان عزیز
من میتونم ازطریق قانونی به آنکارا بیام . آیا شهر محل اقامتم در ترکیه رو سازمان ملل وپلیس تعیین میکنه یا خودم ؟
وهمچنین کشور پناهنده پذیر را من تعیین میکنم یا سازمان ملل

دوست عزیز در مورد شهر محل اقامت شما در ترکیه سازمان ملل آن را تعیین میکند و شما ملزم هستید تا زمان پرواز به کشور سوم در آن شهر مقیم باشید.
در مورد کشور نیز بستگی به زمان قبولی و کشورهای موجود و پناهنده پذیر دارد
که اگر در کشورهایی که در آن تایم پناهجو از ترکیه میگیرند اسپانسر داشته باشید می تواند در کار شما تسریع ایجاد کند
درغیر این صورت سازمان ملل کشور سوم را تعیین می کند.

با سلام خدمت دوستان عزیز وپوزش بابت سوالهای زیادی که میکنم
اگه ما بتونیم پناهندگی بگیریم شرایط زندگی در کشورهای پناهنده پذیر به چه صورته اونجا هم مثل ترکیه مشکلات داره یا اینکه ازمون حمایت میشه ؟


دوست عزیز در کشورهای پناهنده پذیر بستگی به نوع کشور و خدمات موجود در آنجا شما تحت حمایت قرار می گیرید و دارای حقوق و مزایا می باشید و شهروند آن کشور شناخته می شوید.

یکی از آشنایان ما در کانادا شرکت داره وگفته میتونه ماروساپورت کاری کنه مااز این فرصت چگونه میتونیم استفاده کنیم؟
دوست عزیز اگر شما را سازمان ملل به عنوان پناهنده پذیرش کنه و در آن زمان کانادا پذیرش پناهنده داشته باشه اونوقت این آشنا شما به درد شما می خوره البته اگر بخواهید از طرف سازمان ملل اقدام کنین اگر بخواهید از طریق ویزا کاری اقدام کنید من اطلاعی راجع به اون قضیه ندارم

مااگه به آنکارا بیائیم چقدرزمان میبره تا شهرمحل اقامتمون تعیین بشه ؟وآیا بازهم امکان داره شهرمون رو عوض کنند یا نه؟

ما اگه به آنکارا بیاییم چقدر زمان میبره تا شهرمحل اقامتمون تعیین بشه ؟
وآیابازهم امکان داره شهرمون روعوض کنندیا نه ؟
آیا ازطریق کشور دبی هم میشود اقدام به پناهندگی کرد؟

شما بعد از ثبت نام در un یک برگه بهتون میدن که شهری که میخوای توش نوشته در ضمن روز های سه شنبه ثبت نام برای ایرانی ها هست ولی الان قبل ثبت نام اصلی که اینجا پیش مصاحبه میگیم بهش شما روز سه شبه که مراجعه کنید یه وقت احتمالا 20 روزه واسه ثبت نام یا همون پیش مصاحبه میدن در اون 20 روز میتونین هر جا که خواستین بمونین و روز ثبت نام هم الان 5 تا شهر موجوده واسه اقامت ایرانی ها که اونجا بهتون میگن هر کدوم رو دوست داشتین انتخاب کنین .موفق باشد

27- سلام میخواستم بپرسم چجوری می شه با داشتن یه کیس نسبتا قوی در سازمان ملل کشور مقصد-کشوری که سازمان ملل پناهجو را به آنجا می فرستد-را انتخاب کرد؟آیا امکانی هست که با ورود غیر قانونی به ترکیه مطمئن بود که به همان کشور مورد نظر رفت؟اگر قبل از معرفی خود به سازمان ملل خود را به سفارت کشور مورد نظر معرفی کنیم و تقاضای پناهنگی نماییم،تا چه قدر احتمال پذیرش وجود دارد؟آیا نیازی هست بعد از آن خود را به سازمان ملل معرفی کرد؟

جواب: دوست عزیز تا جایی که ما اطلاع داریم شما در هر سفارتی در ترکیه بروید شما را به سازمان ملل میفرستند و سازمان ملل در صورتی که کشور مورد نظر شما طرف قرار داد سازمان باشد شما را به آن کشور میفرستد و این نکته را فراموش نکنید که شما کشورتان را تعیین نمیکنید سازمان ملل تعیین می کند

شما ابتدا گفتین که اگه کشور مورد نظر طرف قرار داد با سازمان..باشه میفرستن اونجا و بعد گفتین که اونا خودشون انتخاب می کنن.میشه بیشتر توضیح بدین؟
یعنی کسی که درخواست پناهدگی مبده نمیتونه هیچ نقشی داشته باشه در کشوری که قرار هست برود؟پس قسمت اول جوابتون منظورتون چی بود که گفتین اگه طرف قرار داد باشه میفرسته اونجا؟
اگه کسی بخواد رسیدگی به پروندش مدت کمتری طول بکشه باید چکار بکنه؟
و آیا راهی هست که پناهنده به از ترکیه به کشور مورد نظر اروپایی برود و از در آنجا تقاضای پناهندگی کند؟ سفارتخانه های کشور های اروپایی معمول اگر طرف مقابل قضیه اش جدی باشد و تحت تعقیب باشد چگونه برخورد می کنند؟

دوست عزیز بله من گفتم که اگر طرف قرار داد سازمان باشه ولی ممکنه وقتی شما قبولی از سازمان ملل گرفتی و وقت تعیین کشورتان باشه اگر در آن زمان ظرفیت کشور مورد نظر شما که طرف قرار داد سازمان است پر باشد سازمان ملل شما را به کشور دیگری میدهد در کل دوست عزیز سازمان ملل کشور شما را تعیین میکند نه خود شما اگر همه چیز درست باشه برای اینکه شما به کشور مورد نظر بروید ولی سازمان ملل ترجیح بده که شما به آن کشور نباید برید پس کشورتان را عوض میکنه در کل خیلی ساده به شما بگم شما نمیتوانید کشورتان را مشخص کنید مگر اینکه پدر یا مادر یا فرزندتان در کشور مورد نظر باشد البته 80% شما را به آن کشور میفرستن (خواهر و برادر شامل نمیشود)

در مورد سوال دوم نه دوست عزیز هیچ کاری نمیشه کرد که رسیدگی به پرونده شما تسریع یابد

تنها راهی که بتوانبد بدون ویزا به اروپا بروید قاچاق است

حالا که سازمان ملل خود تصمیم گیرنده نهایی برای تعیین کشور مورد نظر است اگر شخص به علت فعالیت های سیاسی و سایر موارد خواهان رفتن به کشور خاصی باشد ولی سازمان ملل به کشور دیگری وی را بفرستد و شخص با رفتن به آن کشور موافق نباشد آیا شخص می تواند اقدامی انجام دهد؟ شخص متقاضی می تواند چند کشور را به سازمان ملل معرفی و بخواهد او را به یکی از آنها کشور ها بفرستد؟
معمولا پناهندگان را به کشور های اروپایی می فرستند فقط یا خیر؟ مثلا به آمریکا و کانادا..؟
تعیین کشور مورد نظر غیر از مسائل خانوادگی در چه صورت شخص می تواند تاثیر گذار باشد؟

آیا خود کشور ترکیه هم از کشو هایی است که ممکن است پناهندگی شخص را بپذیرند یا خیر؟


دوست عزیز بله میتونی بگی به اون کشور نمیری ولی بعد از اینکه خود شما کشورتان را رد کنید یک پروسه یک سال یا یک سال ونیم در انتطارتان است که معمولا به خاطر شرایط سخت زندگی در ترکیه کسی این کار را نمیکند
معمولا آمریکاوکاناداواسترالیا از پایه های ثابت سازمان ملل هستن ولی بعضی وقتها کشورهای اسکاندیناوی هم سهمیه ای به سازمان ملل ترکیه میدن مثل سوئد دانمارک فنلاند
ولی من تا حالا نشنیدم هیچ کشور اروپایی(شینگن) از ترکیه پناهنده بگیره

قبلا هم گفتم شما هیچ تاثیری در روال پرونده و یا تعیین کشور نمیتوانید بگذارید.

نه ترکیه فعلا پناهنده پذیر نیست ولی یک شایعه ای هست که قرار خودش پناهنده بگیره

با سلام خدمت همگي اميدوارم كه موفق باشين1- من ميخواستم ببينم كه از شهر وان تا آنكارا پول كرايه اتوبوس چقدر است2- و ميخواستم بدونم در استانبول كار براي ايرانيها زياد است يا نه3- و ميخواستم بدونم از وقتي كه خودم رو به سازمان معرفي كردم در كجا بايد زندگي كنم..4- آيا شهري كه در تركيه قرار است انجا بمانيم را خودمان انتخاب ميكنيم ..5- آيا اگر به ما كار دادند ميتوانيم با درآمد آن زندگي كنيم به طوري كه فقط نميريم..6- اكثر ايرانيها در تركيه چه كارهايي انجام ميدهند..7-در آنكارا خودم رو با چه وسيله اي به سازمان برسونم مثلا اتوبوس شهري يا مترو يا تاكسي...8- از ترمينال آنكارا چند دقيقه طول ميكشد تا به سازمان برسيم ..9- آيا در موقع مصاحبه همه مدارك را از ما ميگيرند..10- آيا به سفارت كشوري كه خودمان انتخاب كنيم ما را ميفرستند..11- راستي من گواهينامه بين المللي رانندگي دارم آيا در پيدا كردن كار تاثيري ميگذارد..12-من گفتم كه آدرس سازمان رو برام بنويس نه كه روي نقشه شان بدهيد اگر ميشود آدرس را برايم بنويسيد.. 13-من نفهميدم كه كاري كه به ما ميدهند سياه است يعني چه..(((اگر اراده و استقامت داشته باشي بي شك موفق ميشوي)))

سلام دوست عزیز
1:کرایه اتوبوس 80 لیر ترکیه میباشد
2:کار در شهرهای بزرگ معمولا زیاد هست
3:وقتی خودتون را معرفی کنید باید به شهری که اونا میگن بروید
4:یکسری از شهرها هستن که سازمان ملل میگه و اگر بخواهید از اون لیست خودتون میتونید یه شهر را انتخاب کنید
5:حقوف آن طوری هست که به قول شما فقط بشه زنده موند
6:کارگری و ظرفشویی و ... در صورتی که به زبان ترکی مسلط باشید میتونید در حرفه خودتون کار کنید
7:از خیابان کیزیلای به تاکسی 10 لیر بدهید میتوانید به اونجا برسید
8:از ترمینال با مترو به کیزیلای بیایید بعد به تاکسی 10 لیر بدهید میتوانید به اونجا برسید
9:در مصاحبه اصلی باید مدارک خود را تحویل بدهید
10:سازمان ملل با چند کشور طرف معامله هست و اگر در آن کشورها فامیل درجه 1 داشته باشید شما را به اونجا میدن
11:نه تاثيري ندارد
12:Sancak Mahallesi - 12. Cadde - 212. Sokak - No3
13:یعنی ما به صورت قانونی اجازه کار نداریم

یعنی من که شغلم که رپ خواندن است و اسمم را نمیتوانم به دلیل شرایط امنیتی بگویم و فقط آمریکا ما را حمایت میکند و هیچ فامیلی در آمریکا نداریم میتوانم به آمریکا پناهنده شوم در صورتی که انها معلوم نیست ما را به سفارت کدام کشور بفرستند آیا میتوانم به آمریکا بروم ...اگر راهی است که بار اول من را به سفارت آمریکا بفرستند

دوست عزیز یک بار قبلا توضیح دادم انتخاب کشور دست شما نیست و هیچ راهی نداره که شما انتخاب کنید

یه سوال دارم در صورتی که ترکی بلد نباشیم میتونیم کارهایی مثل ظرفشویی پیدا کنیم؟؟

دوست عزیز ما که تجریه کار کردن نداشتیم ولی آگه دنبال اینجور کارها باشی نیاز به زبان ترکی نیست ولی آگر شده مختصر زبان ترکی رو بلد باشی در پیدا کردن کار بهت کمک میکنه.

28- با عرض سلام و خسته نباشید.
من سال 82 طی یک رابطه نامشروع دستگیر شدم و با گذراندن 72 ساعت بازداشت قاضی حکم به زندان و شلاق داد. اما با دادن رشوه به قاضی کلاً حکم به جریمه نقدی بدل از زندان و شلاق داد.
الان من نامزد هستم. با توجه به اینکه من در دادگستری دارای سابقه هستم آیا می توانم پس از ورود قانونی به ترکیه درخواست پناهدگی به UN بدهم؟ چه مدارکی باید جمع کنم؟
در ضمن من به خانم مورد رابطه دسترسی ندارم.
لطفا کمکم کنید یک راه خوب جهت پناهندگی پبدا کنم. از ایران خسته شدم. )):
منتظر جوابتان هستم.

جواب: دوست عزیز شما برای مسئله ای که درج کردید شانس قبولی در سازمان ملل را نداری وبرای وارد شدن به سازمان ملل بهتره که مشکل داشته باشید نه مشکل درست کنید برای خودتان.
موفق باشید

من می خواهم هر طور شده از ایران خارج بشم. خسته شدم از زندگی در اینجا. چه گناهی کردیم که در اینجا به دنیا اومدیم؟ به نظر شما از چه روشهایی می تونم استفاده کنم؟؟؟ به نظر شما با تغییر دین (اسلام به مسیحیت) امکانش هست؟؟؟؟ برای اینکار چه کارهایی باید انجام بدم؟
یا روشهای دیگه که تقریبا مطمئن هستن چه چیزایی میتونن باشن؟؟؟

در ضمن منظور شما رو از این جملتون نفهمیدم: "برای وارد شدن به سازمان ملل بهتره که مشکل داشته باشید نه مشکل درست کنید برای خودتان."
منتظر پاسخ هستم.
دوست عزیز ما اینجا نمیتونیم که واسه شما کیس بزاریم و فقط کمکی که میتونم بهت بکنم اینه که الان کیسهای درگیریهای اخیر در ایران برای سازمان ملل در اولویت است

و منظوره من از این جمله (برای وارد شدن به سازمان ملل بهتره که مشکل داشته باشید نه مشکل درست کنید برای خودتان)
اینه که بهتره واقعا مشکل داشته باشی (مشکل جدی) نه اینکه فقط بخوای که از ایران بیای بیرون چونکه ما پناهجویان در ترکیه اصلا وضعیت خوبی نداریم (زندگی در اینجا از ایران صد پله سخت تر هستش ) و در آخر کاری نکن که بعد پشیمون شی
موفق باشید

دوست عزیز این نکته رو هم از من داشته باشید. آدم برای پناهندگی بهتره که در ایران کارخونه دار باشه تا وقتی میاد اینجا کارخونهه کار کنه و براش پول بفرسته. در نظر بگیرید که هر هزار تومن ایران تقریبا معادل 1 لیره در ترکیه ارزش داره. این تصور عجیبیه که تمام ایرانی ها از پناهندگی دارند و فکر می کنند از روز اول فرش قرمز براشون پهن شده و خونه ی مفت و پول مفت در کاره.

عزیز من اگر از ایران خسته شدی بهترین راه مهاجرت است. از طریق پذیرش تحصیلی هم خیلی خوبه. پناهندگی یک جور آوارگی و بدبختیه. باور کن.

29-مصاحبه استیناف یا appeal
مصاحبه استیناف یا Appeal Interview در زمره مسائلی است که پناهجویان اطلاعات کافی در مورد آن ندارند لذا ذکر نکاتی ضروری به نظر میرسد
مصاحبه استیناف جزو حقوق پناهندگی نمیباشد و لازم الاجرا نیست ، لکن در مواردی که وکیل استیناف در مورد اطلاعات موجود در پرونده به یقین نرسیده و یا نواقصی در پرونده است ، درخواست مصاحبه استیناف با پناهجو میکند.
مصاحبه استیناف معمولا کوتاهتر از مصاحبه اول بوده و بیشتر جنبه اشکار سازی و شبه زدایی دارد .
سوالات آن از قبل توسط وکیل تهیه شده و پرسیده میشود.
آنچه که در مصاحبه استیناف حائز اهمیت است پاسخگویی دقیق به سئوالات وکیل است. چنانچه به علت مرور زمان جواب سئوالی را به خاطر نمی اورید یا مطمئن به صحت آن نیستید مساله را به وکیل گوشزد کنید
ارائه اطلاعاتی که در مصاحبه اصلی بیان کرده اید ضروری نمیباشد و از تکرارگویی پرهیز کنید
چنانچه اتفاق و یا مساله ای در مورد پرونده شما بعد از مصاحبه اصلی به وجود آمده حتما ان را بیان کنید
در صورت بدست آوردن مدارکی در له خود بعد از مصاحبه اول ، آنها را دسته بندی نموده و در هنگام مصاحبه استیناف به وکیل ارائه نمایید
تناقض گویی مهمترین عامل رد شدن کیس شما در مرحله استیناف میباشد ، لذا انچه را در مصاحبه اول عنوان کرده اید به هیچ عنوان تغییر ندهید

مرسی از توضیحاتتون دوست عزیز مفید بود در ضمن دوست گرامی آگر وکیل هستید مایل به همکاری باشید به گرمی دستانتان را میفشاریم خیلی از دوستان پناهجو به یک وکیل یا مشاور زبده احتیاج دارنند گرچه اینجا هستنند دوستانی که در حد مشاور هستند ولی آگر شما هم اعلام امادگی فرمایید ممنون میشویم .با آرزویی پیروزی و موفقیعت برای شما و دیگر عزیزانی که قلب شون برای همنوعانشان می تپد

من اینجا سوالی دارم که حتما سوال خیلی از پناهجویان هست و سوال من اینه که بعضی وقتها پیش می یاد که بعد از پر کردن استیناف توسط پناهجو بدون مصاحبه استیناف دوم خورده و پرونده بسته می شود
1.دلیل این که بدون مصاحبه درخواست استیناف رد میشه چیست؟
2. آیا راه کاری هست که این اتفاق نیفته و استیناف بدونه مصاحبه رد نشه

همانطور که قبلا اشاره شد ، طبق قانون ، برگذاری مصاحبه استیناف جزو حقوق پناهجو نمیباشد و الزامی بر وکیل در جهت اجرای آن نیست
دلیل بسته شدن پرونده بدون برگذاری مصاحبه ، ناشی از عدم احساس احتیاج به مصاحبه از جانب وکیل استیناف و حاصل شدن یقین از طرف وی است.
در مرحله استیناف مندرجات پرونده به اضافه متن مصاحبه اول توسط وکیل استیناف ( که بطور حتم شخصی غیر از هیئت بدوی میباشد) مرور شده و بازخوانی میشود
در صورتی که پناهجو در فرم استیناف خود به نکته جدید و ناگفته ای اشاره ننماید و یا مدرک جدیدی ارائه نکند و اگر نظر وکیل استیناف برابر نظر هیئت بدوی باشد پرونده بدون برگذاری مصاحبه استیناف بسته خواهد شد
+ نوشته شده در شنبه بیست و نهم اسفند 1388ساعت 12:45 توسط حسام |
پیش چشم آدم آواره گل هم بوی کاهگل می دهد
**زندگی دور از وطن طعم هلاهل می دهد**

pagan
پست: 298
تاریخ عضویت: سه شنبه 5 دی 1391, 1:58 pm

پست توسط pagan » شنبه 28 اردیبهشت 1392, 12:15 pm

__________________________________________________________________________
___________________________________________________________________
-
-


1- اطلاعات جهت افرادی که در کشور ترکیه تقاضای پناهندگی می‌کنند

منبع : مجمع سازمان هلسینکی

ـ آیا من یک پناهنده می‌باشم؟

به جهت پناهنده بودن افراد باید مشمول شرایط زیر باشند :

Ø باید خارج از کشور مبدأ ( یعنی کشوری که درآن اقامت دارید) باشید.

Ø باید دارای مدرکی موجه و مستند مبنی بر آزار و اذیت باشید

Ø به دلایلی از قبیل قومیت (نژاد) ، مذهب ، ملیت ، عقیده سیاسی و عضویت در گروه خاص اجتماعی

Ø و بخاطر ترس ، شما ناتوان و یا بی میل به جهت داشتن امنیت در کشور خودتان هستید

این تعریفی است که بر اساس‌ قانون بین‌المللی کنگره(کنوانسیون) سال 1951 و توافق‌نامه سال 1967 مربوط به وضعیت پناهندگان شده است.

برای درک این موضوع که آیا این تعریف شامل حال شما می شود یا نه لازم است که موارد زیر را بدانید:

ترس موجه و مستندی که در بالا ذکرشده است براساس تهدید به آزار و اذیت در آینده بوده و نه فقط آزار و اذیتی که در گذشته انجام شده است.

آزار و اذیت ممکن است شامل یک تهدید برای زندگی و یا آزادی شما و یا حتی شامل تبعیض شدید باشد، آزار و اذیت نه فقط بوسیله دولت و حکومت ، بلکه بوسیله گروهی اجتماعی که دولت قادر به کنترل و یا مایل به کنترلشان نباشد نیز می‌تواند انجام شود.

قومیت شامل نژاد، قوم ، تبار ، طایفه و خاندان شما باشد.

مذهب به عنوان پایه و اساس آزار و اذیت می تواند به این معنی باشد که شما اجازه عضویت در گروه مذهبی خاص ، پرستش و عبادت بصورت عمومی و شخصی و یا گذراندن تعلیمات مذهبی را نداشته باشید. همچنین ممکن است به عنوان اقلیت مذهبی مورد آزار و اذیت قرار گیرید به این دلیل که شما از دیدگاه اکثریت مذهبی بحرانی و خطرناک شمرده شدید.

ملیت مربوط به تبعیت شما و حتی ممکن است نژاد و یا زبان قومی شما باشد.

عقیده سیاسی به عنوان دلیلی برای آزار و اذیت ممکن است به این معنی باشد که شما دارای عقیده ای هستید که دولت آن را ضد حکومت تشخیص داده است، عقیده سیاسی شما باید شناخته و یا به تدریج شناخته شود تا حکومت شما بطور معتبر و قانونی آنرا محکوم نماید، همچنین دولت ممکن است بطور اشتباه شما را بدلیل داشتن عقیده سیاسی خصمانه متهم نماید که در اصطلاح اتهام سیاسی ناروا نامیده می‌شود.

عضویت در گروه خاص اجتماعی به این معنی است که شما متعلق به گروهی از مردم می‌باشید که همگی آنها در ویژگیهایی از قبیل شغل ، عضویت در اتحادیه کار ، خانواده ، جهت یابی جنسی و غیره سهیم می‌باشند.

ـ چه کسی پناهنده نیست ؟

اگر به دلایل زیر کشورتان را ترک کنید شما پناهنده نیستید :

Ø فقط بدلایل اقتصادی

Ø بدلایل حوادث طبیعی از قبیل سیل ، خشکسای و یا زلزله

Ø نرفتن به زندان بخاطر محکومیت طبق قانون جزای عمومی در محاکمه عادلانه

Ø بخاطر شرکت در نزاع جنایی و یا فعالیتهای تروریستی با میل و رضایت خود

من تازه به ترکیه رسیده‌ام و فکر می‌کنم پناهنده هستم ، چه کاری باید انجام دهم ؟

اگر غیر اروپایی هستید و گمان می‌کنید که پناهنده هستید ، باید از کمیساریای عالی پناهندگان سازمان ملل (UNHCR ) درخواست پناهندگی بعنوان پناهنده و از دولت ترکیه درخواست داشتن پناهگاه موقت نمائید.

برای شروع شدن مراحل در کمیساریای عالی پناهندگان سازمان ملل باید ثبت نام بعمل آورید، بعد از ثبت نام با شما در کمیساریای عالی پناهندگان سازمان ملل مصاحبه بعمل می‌آید و بعد از آن شمارا در جریان تصمیمی که در مورد درخواست شما گرفته شده قرار می‌دهند. اگر شما به عنوان پناهنده در کمیساریای عالی پناهندگان سازمان ملل شناخته شوید ( یعنی با درخواست شما موافقت شود ) به شما اقامت در کشور دیگر داده خواهد شد.

به منظور اقامت در ترکیه به صورت قانونی و دسترسی داشتن به کمکهای اجتماعی زمانی که منتظر تصمیم‌ کمیساریای عالی پناهندگان سازمان ملل می‌باشید شما همچنین باید در اداره پلیس ترکیه نیز ثبت نام بعمل‌آورید، در غیر اینصورت ممکن است شما دستگر و بازداشت شوید. بعلاوه کمیساریای عالی پناهندگان سازمان ملل نیز از شما و خانواده شما مصاحبه بعمل نمی‌آورد و در مورد مشکل شما تصمیم گیری نمی‌نماید مگر اینکه در ابتدا در شهر مشخص شده ثبت نام نموده باشید. شما باید در طی مدتی که کمیساریای عالی پناهندگان سازمان ملل و دولت ترکیه در مورد ادعای شما بعنوان پناهنده تصمیم گیری می‌کند در شهر مورد نظر ساکن شوید.

ازکجا می‌توانم کمک به جهت ادعای پناهندگی بگیریم؟ ( مشورت و آگاهی)

شما می‌توانید در خصوص دعوی پناهندگی از سازمان جماعت هلسینکی ، دستور و برنامه حمایت و و‌‌کالت بجهت پناهندگان ترکیه ( HCA ) مشورت بگیرید. کارکنان سازمان جماعت هلسینکی به شما در مورد کمیساریای عالی پناهندگان سازمان ملل و نحوه کار پلیس ترکیه اطلاعات و همچنین در خصوص درخواست پناهندگی شما در زمان ممکن مشاوره خواهد داد. شما می‌توانید به دفتر ما در روزهای دوشنبه و پنچشنبه ساعت 10 صبح الی 15 بعدازظهر جهت گشایش پرونده و مشخص کردن ملاقات برای گرفتن مشاوره از وکلای قانونی مراجعه نمائید.

روش کاری کمیساریای عالی پناهندگان سازمان ملل

چطور می‌توانم در کمیساریای عالی پناهندگان سازمان ملل ثبت نام کنم؟

به محض ورود به کشور ترکیه شما باید درکمیساریای عالی پناهندگان سازمان ملل در آنکارا ثبت نام کنید، فارس زبانها برای ثبت نام می توانند روزهای سه‌شنبه ساعت 8:30 الی 11:00 مراجعه نمایند، همچنین می‌توانید بجهت گرفتن وقت ملاقات بجهت ثبت نام، از قبل با شماره تلفن 03124097000 تماس حاصل کنید، سپس داخلی شماره 3 را شماره گیری کرده بجهت تعیین وضعیت و محافظت و درخواست کارمند قانونی که بتواند به شما وقت ملاقات بجهت ثبت نام بدهد. در آینده نزدیک حتی شما این امکان را خواهید داشت که در شهر استانبول ثبت نام بعمل آورید ، برای اطلاعات بیشر می‌توانید با سازمان هلسیکی تماس حاصل نمائید.

در طول ثبت نام از شما درخواست می‌شود که ( RSD ) یعنی فرم درخواست که تعیین وضعیت پناهندگی می‌باشد با راهنمایی کارمندان کمیساریای عالی پناهندگان سازمان ملل پر شود ، در فرم درخواست اطلاعاتی در مورد شما، خانواده شما ، درخصوص تحصیلات شما ، سابقه کاری ، اسناد شناسایی ، سابقه درخواست پناهندگی، نوع و مسیر مسافرت به ترکیه و دلایلی که مربوط به ترک کشورتان و همچنین ترس از بازگشت به کشورتان می‌شود ، توجه نمائید تمامی اطلاعاتی که در فرم درخواست شما ثبت می‌شود بوسیله شخصی که با شما مصاحبه انجام خواهد داد مرور می‌شود. همچنین کمیساریای عالی پناهندگان سازمان ملل موظف به فراهم نمودن شخصی است به عنوان مترجم که بتواند به زبان شما صحبت کند.

فرم ثبت نام به شما این مزیت را می‌دهد که زبان در روز مصاحبه را انتخاب کنید ، حتی می‌توانید جنسیت شخصی که با شما مصاحبه انجام می‌دهد و یا حتی شخصی که به عنوان مترجم انجام وظیفه می‌کند را مشخص نمائید. همه اعضای خانواده حتی فرزندانتان را به هنگام ثبت نام با خود همراه داشته باشید. اعضاء بالاتر از 18 سال خانواده بطور جداگانه باید فرم درخواست را پر نمایند. کارکنان کمیساریای پناهندگان عالی سازمان ملل از شما و اعضاء خانواده شما به منظور شناسائی عکس می‌گیرند. فراموش نکنید که به هنگام روز ثبت نام هر مدرکی به عنوان شناسایی شما و هر سند و یا مدرکی که متضمن ادعای پناهندگی شما باشدرا به همراه داشته باشید.

برای شما در روزی که ثبت نام بعمل می‌آورید باید گواهی تقاضای پناهندگی صادر شود. حتی اگر تعداد پرونده‌های ثبت نامی حجیم باشد، از شما درخواست می‌شود که برای گرفتن گواهی تقاضای پناهندگی در تاریخی دیگر مراجعه نماید. گواهی تقاضای پناهندگی، وضعیت درخواست پناهندگی شما را بوسیله کمیساریای عالی پناهندگان سازمان ملل (UNHCR ) و ثبت نام در اسرع وقت در پلیس شهری که برای اقامت شما مشخص شده است را شرح می‌دهد. شما و تمامی اعضای خانواده شما در هر زمان باید کپی از گواهی تقاضای پناهندگی را به همراه داشته باشد.

همچنین به شما برگه کاغذی دیگری که در آن تاریخ ملاقات شما با کمیساریای عالی پناهندگان سازمان ملل مشخص شده است نیز داده می‌شود.

تاریخ مصاحبه شما ممکن است چند ماه پس از ثبت نام شما باشد ، اگر نیازبه حمایت سریع دارید بخاطرمواردی از قبیل تهدید به اخراج شدن سریع از کشور، احتیاج داشتن به کمک پزشکی فوری ، اگرزنی هستید که در خطر است ، سالخورده و یا ناتوان بودن بدون حمایت و مواردی از این نوع می‌توانید درخواست مصاحبه زودتر و سریعتر را نمائید.

چه اتفاقی در مصاحبه من ( UNHCR ) خواهد افتاد ؟

پس از ثبت نام در کمیساریای عالی پناهندگان سازمان ملل و پلیس شهر مشخص شده ، مصاحبه شما بوسیله کمیساریای عالی پناهندگان سازمان ملل در طی مدت زمانی انجام می‌شود، هدف از مصاحبه مشخص نمودن این موضوع می‌باشد که آیا شما طبق قانون بین‌المللی پناهنده هستید یا نه ، مامور قانونی که با شما مصاحبه انجام می‌دهد موضوعات گفته شده بوسیله شما را با اطلاعات موجود از کشور شما مقایسه می‌کند.

شما باید در روزی که برای مصاحبه مشخص شده است به هنگام صبح در کمیساریای عالی پناهندگان سازمان ملل حضور بهم رسانید، همسر و همچنین ممکن است فرزندان نوجوان شما پس از شما مصاحبه شوند، ممکن است چند ساعت تا لحظه مصاحبه شما طول بکشد بنابراین فراموش نکنید که به همراه خود خوراکی داشته باشید . بطور معمول در یک روز مصاحبه شما انجام می‌شود ولی بعضی اوقات برای گرفتن اطلاعات بیشتر امکان دارد مصاحبه شما به دفعات دوم و سوم هم بیانجامد.

شما حق داشتن نماینده قانونی به هنگام برگزاری مصاحبه با کمیساریای عالی پناهندگان سازمان ملل را دارید، اگر شما دارای شاهدی در تایید ادعای خود هستید حتماً آن را به اطلاع شخصی که با شما مصاحبه انجام می‌دهد برسانید. از آوردن کلیه مدارک اصل به هنگام مصاحبه خود اطمینان حاصل نمائید، کمیساریای عالی پناهندگان سازمان ملل هزینه رفت و آمد شما را به آنکارا پرداخت خواهد نمود ( در صورتی که خودشان شما را به آنکارا دعوت کرده باشند)

تصمیمی که بوسیله کمیساریای عالی پناهندگان سازمان ملل در مورد وضعیت پناهندگی شما اتخاذ می‌شود در اصل بر اساس مصاحبه شما می‌باشد، بنابراین :

Ø حقیقت را بگوئید . برای پذیرفته شدن ادعای شما در خصوص پناهندگی ، گفته‌های شما باید قابل قبول باشد.

Ø از درک تمام سوال‌ها اطمینان حاصل نمائید. درصورت احتیاج درخواست تکرارو مشخص بازگو کردن سوال را نمائید.

Ø اگر مترجم به هنگام مصاحبه شما حضور دارد، اطمینان حاصل نمائید که او را کاملاً متوجه می‌شوید و احساس راحتی دارید، شما حتی می‌توانید جنسیت مترجم خود را، البته در روز ثبت نام، با ارائه دلایل قانع کننده درخواست نمائید.

Ø جوابهای شما واضح باشد و از پرداختن به اطلاعات دیگر خودداری نمائید، اگر موضوعی را نمی‌دانید ، پاسخ دهید نمی‌دانم. اگر بعضی موارد مانند تاریخ را به خاطر نمی‌آورید، بگوئید بخاطر نمی‌آورم، ولی با مصاحبه گر خود به جهت امکان تخمین زدن تاریخ همکاری نمائید.

Ø در صورت امکان جزئیاتی بیشتری در مورد دلیل خروجتان از کشور ارائه کنید.

Ø هر چیز مهم را در مورد دعوی خود به مصاحبه گر خود بگوئید، حتی اگر در مورد آن اتفاقات بطور مستقیم از شما در هنگام مصاحبه سوال نشده است، اطمینان حاصل نمائید که توضیح دهید اگر به کشورتان بازگردید چه اتفاقی برای شما رخ می‌دهد و چرا می‌ترسید به کشورتان بازگردید.

Ø در صورت استفاده از مدارک اشتباه مصاحبه گر خود را در جریان بگذارید و دلیل آن را نیز توضیح دهید، ( در این صورت ادعای شما رد نخواهد شد، در صورتی که شما این موضوع را داوطلبانه بازگو ننمائید و اگر کمیساریای عالی پناهندگان سازمان ملل مدتی بعد از این موضوع مطلع شود ، ممکن است کل درخواست پناهندگی شما زیر سوال برود).

Ø از مصاحبه‌گر خود در صورت نیاز به هر دلیلی درخواست استراحت نمائید ( برای مثال برای رفتن به دستشوئی و یا اگر احساس آشفتگی و اضطراب دارید)

Ø اگر هر گونه زخم و یا نشانه‌‌ای از آسیب دیدگی بر بدن در مورد دعوی خود دارید با مصاحبه گرتان در میان بگذارید، در این صورت شما می‌توانید برای معاینه به پزشک فرستاده شوید.

Ø در هر زمان کاملاً محترم و مودبانه با مصاحبه‌گرتان رفتار نمائید و هیچ زمان سعی نکنید به کارمند کمیساریای عالی پناهندگان سازمان ملل رشوه دهید.

Ø در پایان مصاحبه از مصاحبه‌گر درخواست بازخوانی رونوشت مصاحبه خود را نمائید ( گزارشی از سوالات و پاسخ‌ها که به هنگام مصاحبه از شما انجام شده و در کامپیوتر ضبط ثبت شده است ) ، با دقت گوش نمائید و اگر اشتباهی رخ داده است تصحیح نمائید.

Ø از دادن آدرس پستی دقیق به کمیساریای عالی پناهندگان سازمان ملل جهت ارسال نتیجه دعوی تان اطمینان حاصل نمائید. اگر یکی از مراجعین مجمع سازمان هلسینکی ( hca ) هستید و آدرس دقیق ندارید، می‌توانید ایشان ( hca ) را به عنوان آدرس معرفی نمائید.

چطور می‌توانم از وضعیت دعوی پناهندگی خود در جریان باشم (کنترل داشته باشم)؟

ممکن است چندین ماه، یا یکسال ویا حتی بیشتر از آن به منظور اینکه آیا شما به عنوان پناهنده پذیرفته شده‌اید طی شود ، شما هم می‌توانید با آدرس اینترنتی که کمیساریای عالی پناهندگان سازمان ملل بعد از مصاحبه‌تان در اختیارتان می‌گذارد از وضعیت خود آگاه شوید و همچنین می‌توانید از طریق سازمان مجمع هلسینکی (hca ) که در ابتدای هر ماه لیستی از تمامی مراجعین خود و دعوی ایشان دریافت می‌کند ( برای مثال پذیرفته شدگان ، کسانی که دعویشان پذیرفته نشده باشد و کسانی که دعویشان تحت بررسی باشد)

اگر شما یکی از مراجعین سازمان مجمع هلسینکی می‌باشید ، می‌توانید ماهی یکبار به منظور آگاهی از پرونده‌تان تماس حاصل نمائید.

شما همچنین می‌توانید بطور مستقیم با کمیساریای عالی پناهندگان سازمان ملل با شماره تلفن 03124097007 جهت آگاهی یافتن از نتیجه پرونده خود تماس حاصل نمائید. فارس زبانها می‌توانند روزهای دوشنبه ساعت 14:00 الی 17:00 تماس بگیرند. شما حتی می‌توانید روزهای دوشنبه و جمعه ساعت 9:00 الی 10:30 بمنظور آگاهی یافتن از پرسشهای قانونی ( سوالات مربوطه به وضعیت درخواستتان) به کمیساریای عالی پناهندگان سازمان ملل در آنکار مراجعه نمائید.

همیشه برای دسترسی به موقعیت پرونده خود شماره پرونده خویش را به همراه داشته باشید.

اگر شما به عنوان پناهجو در ترکیه زندگی می‌کنید و بازداشت شدید و یا به زندان رفتید ‌می‌توانید با شماره تلفن 2924830 0212 سازمان مجمع هلسینکی (hca ) تماس حاصل نمائید و ما کمیساریای عالی پناهندگان سازمان ملل را از شرایط شما مطلع خواهیم ساخت.

چه اتفاقی خواهد افتاد اگر من به عنوان پناهنده پذیرفته شوم ؟

اگر شما به عنوان پناهنده پذیرفته شوید، کمیساریای عالی پناهندگان سازمان ملل به شما گواهی قبولی پناهندگی خواهد داد و دعوی ( پرونده ) شما را به اداره راه حل پایدار ( Durable solutions ) جایی که به شما کمک می‌‌شود تا به کشور دیگری منتقل شوید داده خواهد شد، در مرحله بعدی شما باید آماده درخواست جهت ملاقات با سفارتهایی که به شما اسکان می‌دهند شوید و ممکن است چندین ماه تا خروج شما از ترکیه طول بکشد.

برای دریافت اطلاعات بجهت اسکان مجدد ( انتقال به کشور جدید ) شما می‌توانید به کمیساریای عالی پناهندگان سازمان ملل با شماره تلفن 03124097005 تماس حاصل نمائید. فارس زبانها می‌توانند روزهای پنجشنبه ساعت 9:00 الی 12:00 و 14:00 الی 15:00 تماس حاصل نمایند.

پس از اینکه شما به عنوان پناهنده پذیرفته شدید، می‌توانید جهت گرفتن کمک مالی محدود از کمیساریای عالی پناهندگان سازمان ملل درخواست بعمل آورید، که ممکن است به شما داده شود و یا داده نشود، جهت سوالهای پزشکی و یا مالی نیزمی‌توانید با کمیساریای عالی پناهندگان سازمان ملل با شماره تلفن 03124097006 روز چهارشنبه ساعت 14:00 الی 16:00 تماس حاصل نمائید.

اگر با دعوی( درخواست پناهندگی) من پذیرفته نشود چه کاری باید انجام دهم؟

اگر کمیساریای عالی پناهندگان سازمان ملل درخواست شما را نپذیرد، باید به شما نامه‌ای با اشاره به دلیلی که پرونده شما را مردود نموده است فرستاده شود، در آن نامه همچنین نیز توضیح داده می‌شود که شما این حق را دارید که درخواست استیناف نمایئد، شما 30 روز از لحظه‌ای که مردود شدن شما را به شما اطلاع می‌دهند فرصت دارید که در‌‌‌‌‌خواست استیناف بدهید. اگر می‌خواهید در مورد نحوه آماده سازی استیناف به شما کمک شود به‌محض اطلاع از مردود شدن درخواستتان سازمان hca را مورد اطلاع قرار دهید. یکی از مشاورین سازمان hca از کمیساریای عالی سازمان پناهندگان درخواست جزئیات بیشتر در مورد مردودی پرونده شما می‌نماید که بوسیله آن به شما کمک می‌شود تا بیانیه استیناف را آماده کنید. استیناف باید در فرم اصلی درخواست استیناف که بوسیله کمیساریای عالی پناهندگان سازمان ملل به شما فرستاده شده است پرشده و ارسال شود. اگر مدرکی در مورد دعوی شما پس از تاریخ مصاحبه به شما داده شده است و شما آن را به کمیساریای عالی پناهندگان سازمان ملل تحویل نداده‌اید می‌توانید با تهیه کپی از نسخه اصلی آن را بهمراه برگه استینافتان به کمیساریای عالی پناهندگان سازمان ملل ارائه نمائید.

معمولاً برگه استیناف بطور کلی نباید بیش از یک صفحه باشد ، ولی اگر هم بیشتر باشد بازهم مورد بررسی قرار می‌گیرد، برگه استیناف باید شامل موارد زیر باشد:

Ø مقدمه ، به کمیساریای عالی پناهندگان سازمان ملل، به اداره شعبه آنکارا، کمیساریای عالی پناهندگان سازمان ملل با درخواست پناهندگی من موافقت ننموده‌اند و این نامه اعتراض به تصمیم گرفته شده می‌باشد .

Ø مشخصات شخصی ، نام و نام خانوادگی بطور کامل و شماره پرونده خود (در کمیساریای عالی سازمان پناهندگان) را نیز یادداشت نمائید.

Ø جزئیات در مورد درخواست پناهندگیتان ، توضیح دهید که چرا کشور خود را ترک نمودید و به چه علت قادر به بازگشت به کشورتان نمی‌باشید، اگر در این خصوص مطالبی داشتید که به هنگام مصاحبه‌تان اعلام نمودید، مجدداً‌ بطور خلاصه در 4 الی 5 سطر بازگو نمائید، اگر نتوانستید همه اطلاعاتی را که می‌خواستید در روز مصاحبه بازگو نمائید، در این خصوص توضیحاتی را ارائه نمائید و همچنین اعلام نمائید به چه دلیلی نتوانستید این اطلاعات را به هنگام مصاحبه بازگو نمائید.

Ø شرایط مصاحبه ، ممکن است که شما تمام چیزهائی که می‌خواستیدگفته باشید، ولی هنوز احساس ناآرامی داشتید، در اینصورت توضیح دهید چرا.؟

Ø اطلاعات جدید، اگر متوجه هرگونه اطلاعات جدیدی پس از مصاحبه شدید، در برگه استیناف خود بازگو نمایئد و توضیح دهید که این اطلاعات چگونه به شما رسیده است وچطور از دعوی شما به نفع شما حمایت می‌کند، این اطلاعات ممکن است از طریقی افرادی که در کشور شما هستند و شما می‌شناسید، ممکن است از طریق افرادی که شما در کشور ترکیه با ایشان آشنا شده‌اید، همچنین ممکن است از طریق تلویزیون ، رادیو ، روزنامه و یا اینترنت به شما رسیده باشد.

Ø پیشرفت (مشکل شما) در ترکیه، از زمان مصاحبه شما با کمیساریای عالی پناهندگان سازمان ملل، امکان دارد شما فعالیتی انجام داده باشید و یا اتفاقی برای شما در ترکیه افتاده باشد که این ترس را در شما بوجود آورد که نتوانید به کشورتان بازگردید، اگر این چنین می‌باشد آن را در برگه استیناف خود قید کنید و توضیح دهید که چطور موجب ترس شما می‌شود .همچنین اگر شما مشکل حفاظت در ترکیه را دارید از قبیل : مشکلات حاد سلامتی و یا نگرانی امنیتی ، آن را نیز در 2 یا 3 جمله توضیح دهید.

Ø نتیجه ، نام و نام خانوادگی ، امضاء و تاریخ را قید نمائید، اضافه نمائید به این دلیل این نامه اعتراض را ارائه داده‌اید که گمان می‌بریدکمیساریای عالی پناهندگان سازمان ملل مشکل شما را مجدداً‌ مورد توجه قرار می‌دهد و همچنین از کمیساریای عالی پناهندگان سازمان ملل درخواست می‌کنید در خصوص استیناف شما از شما حمایت کند و به شما مصاحبه مجدد بدهد.

از درخواست استیناف خود نسخه کپی شده آماده کنید و برگه اصلی را به کمیساریای عالی پناهندگان سازمان ملل بفرستید، پس از اینکه نامه استیناف را ارسال کردید ممکن است به شما مصاحبه استیناف داده شود، ممکن است پس از ارسال نامه استیناف چندین ماه تا مصاحبه شما طول بکشد.

مصاحبه استیناف شبیه به مصاحبه اول شما بوسیله کمساریای عالی پناهندگان سازمان ملل انجام می‌شود، اما شخص مصاحبه کننده سوالاتی در مورد استیناف شما از شما خواهد پرسید، به همین دلیل ممکن است مصاحبه شما کوتاهتر از مصاحبه اول شما باشد، شما این حق را دارید که بطور قانونی در مصاحبه استینافی خود حضور داشته باشید. جهت اطلاع از تصمیم گرفته شده از سوی کمیساریای عالی پناهندگان سازمان ملل در خصوص مصاحبه استینافی شما ممکن است چندین ماه و حتی یکسال طول بکشد. اگر با استیناف شما موافقت شود و مشکل شما پذیرفته شود شما به کشور دیگر منتقل خواهید شد ، اگر استیناف شما مردود شود، پرونده شما در کمیساریای عالی پناهندگان سازمان ملل بسته خواهدشد.

چه کاری می‌توانم انجام دهم اگر کمیساریای عالی پناهندگان سازمان ملل پرونده مرا ببندد؟

اگر پرونده شما بسته شود، تنها در شرایط زیر امکان بازشدن مجدد را دارد:

Ø اگر شما اطلاعات جدید و قابل اطمینانی داشته باشید که نشان دهد تغییراتی شخصی در مورد شما و یا تغییری در شرایط کشور شما بوجود آمده باشد.

Ø اگر مدرک و یادلیل جدید و خاص داشته باشید که نشان دهد بطور مناسب تصمیم اتخاذ نشده باشد و یا

Ø کمیساریای عالی پناهندگان سازمان ملل دلیلی مهم داشته باشد که در خصوص مشکل (پرونده ) شما بطور مناسب تصمیم گیری نشده و یا باور داشته باشد که پرونده شما بطور کامل بررسی نشده باشد.

درخواست بازشدن مجدد پرونده شما باید بصورت نوشته باشد. ممکن است شما را جهت مصاحبه بازشدن مجدد پرونده شما مطلع سازند. شما حق قانونی دارید که به هنگام مصاحبه‌تان حضور داشته باشید. ممکن است چندین ماه تا تصمیم صادر شده در خصوص درخواست شما مبنی بر بازشدن پرونده‌تان طول بکشد.
پیش چشم آدم آواره گل هم بوی کاهگل می دهد
**زندگی دور از وطن طعم هلاهل می دهد**

pagan
پست: 298
تاریخ عضویت: سه شنبه 5 دی 1391, 1:58 pm

پست توسط pagan » یک شنبه 29 اردیبهشت 1392, 5:09 am

__________________________________________________________________________________
____________________________________________________________________________
-
-
روال کاری پلیس

چرا احتیاج به ثبت نام در پلیس دارم ؟

اگر شما پناهجوی غیر اروپائی هستید، حتماً باید در پلیس ثبت نام بعمل آورید، اگرچه بصورت قانونی و یا غیرقانونی به ترکیه وارد شده باشید. پس از ثبت نام ، پلیس شما را برای دریافت اقامت موقت به هنگامی که کمیساریای عالی پناهندگان سازمان ملل در مورد ادعای پناهندگی شما تصمیم گیری می‌کند، ارزیابی خواهد کرد تا شما بطور قانونی در ترکیه بمانید. اگر در پلیس ثبت نام ننمائید، شما می‌توانید بازداشت و یا دستگیر شده که در اینصورت کمیساریای عالی پناهندگان سازمان ملل با شما مصاحبه نخواهد کرد. وقتی ثبت نام بعمل آوردید، از شما درخواست می‌شود تا در شهری مشخص شده زندگی کنید، وقتی به آنجا منتقل شدید، مستحق دریافت سرویسهای اجتماعی معین و محدود خواهید شد.

چطور می‌توانم در پلیس ثبت نام نمایم ؟

اگر بطور قانونی با ( مدارک قانونی معتبر مسافرتی ) به ترکیه رسیدید، باید در پلیس شهری که در حال حاضر در آن ساکن هستید ثبت نام نمائید. اگر بطور غیر قانونی (بدون مدارک مسافرتی) به ترکیه رسیدید، شما باید در نزدیکترین شهر به محل ورودتان به ترکیه ثبت نام نمائید. هیچ زمان محدود و دقیقی برای ثبت نام وجود ندارد، شما بهرحال باید بدون تاخیر این کار را انجام دهید. اگر قبل از مراجعه به پلیس با کمیساریای عالی پناهندگان سازمان ملل ثبت نام نمائید، شما را به یک شهر مشخص برای ثبت نام می‌فرستدند. اگر قبل از ثبت نام در کمیساریای عالی پناهندگان سازمان ملل با پلیس ترکیه ثبت نام نمائید، این امکان وجود دارد که پلیس شما را به شهر مقرر شده دیگری ارجاع نماید. شما این حق را دارید که به هنگام ثبت نام مترجم داشته باشید.

درطول ثبت نام ، پلیس اطلاعات مقدماتی در مورد شما و خانواده‌تان از شما می‌خواهد، نحوه مسافرتتان به ترکیه ، دلیل ترک کشورتان و اینکه به چه دلیل می‌ترسید به کشورتان بازگردید. اگر شما بطور غیرقانونی به ترکیه وارد شده‌اید، از شما این سوال می‌شود که چه کسی به شما کمک کرد تا به ترکیه مسافرت کنید. اگر آشنایان نزدیک دارید که در شهرهای دیگر ترکیه ساکن هستند، اطمینان حاصل نمائید که این مورد را به هنگام ثبت نام به پلیس اطلاع دهید، در اینصورت این امکان وجود دارد که به شما اجازه داده شود تا به اتفاق آنها با هم زندگی کنید. اگر توانایی خواندن و نوشتن دارید همچنین پلیس از شما میخواهد که دلیل خروج از کشورتان و اینکه چرا می‌ترسید به کشورتان بازگردید را بطور خلاصه توضیح داده و بنویسید. عکس و اثر انگشت از شما و اعضای خانواده شما گرفته خواهد شد.

چطور می‌توانم کارت شناسایی پناهجویی ( Asylum seeker ID ) و اجازه اقامت ترکیه را اخذ نمایم؟

وقتی درخواست خود را به عنوان پناهجوی موقت می‌دهید، دو مدرک خواهید گرفت، یکی کارت شناسائی پناهجویی ودیگری اجازه اقامت . کارت شناسائی پناهجوئی خود را بموقع و سریعاً‌ باید دریافت نمائید، اما برای گرفتن اجازه اقامتتان چند ماه طول خواهد کشید. باید به هنگام مواردی از قبیل مراقبتهای پزشکی ، تحصیل ، گرفتن کمکهای اجتماعی وکار( اشتغال) مدارکتان یعنی کارت شناسائی و اجازه اقامت را ارائه دهید ( از شما مطالبه خواهد شد).

کارت شناسائی پناهجوئی، دارای عکس و اطلاعات مقدماتی شما می‌باشد، به این شرح که به علت درخواست پناهندگی شما در ترکیه هستیدکه برای تمامی اعضای خانواده‌تان صادر خواهد شد . این کارت منقضی نخواهد شد و رایگان می‌باشد.

اجازه اقامت ، که به شما اجازه می‌دهد بطور قانونی در ترکیه اقامت داشته باشید ، برای تمام اعضای خانواده شما صادر خواهد شد. اگر بصورت قانونی به ترکیه وارد شدید، اجازه اقامت شما پس از انقضای ویزای شما دارای 6 ماه اعتبار خواهد شد، اگر بصورت غیر قانونی به ترکیه وارد شدید، اجازه اقامت شما دارای اعتبار 6 ماهه از زمانی که شما به ترکیه وارد شدید می‌باشد. اجازه اقامت شما بطور اتوماتیک پس از 6 ماه تمدید می‌شود مگر اینکه پلیس و یا وزارت کشور به دلیلی از تمدید آن امتناع نماید. اگر پس از یکسال هنوز درخواست پناهندگی شما در کمیساریای عالی پناهندگان سازمان ملل و یا نزد پلیس باشد، اجازه اقامت شما، ممکن است تمدید شود.

برای دریافت اجازه اقامت باید هزینه مدارک و مالیات اقامتی را بپردازید، هزینه مدارک خفیف می‌باشد، مالیات اقامتی که هر ساله بوسیله وزارت دارائی مشخص می‌شود می‌تواند سنگین باشد و باید بوسیله تمامی اعضای خانواده پرداخت شود. اگر توانائی پرداخت مالیات اقامتی را ندارید، شما حق قانونی دارید که از پرداخت آن معاف شوید. برای دریافت آگاهی جهت معاف شدن از پرداخت مالیات اقامتی با سازمان hca تماس حاصل نمائید. درصورتی که با تاخیر در پلیس ثبت نام کرده باشید از شما جریمه خواهند گرفت که بسیار گران هم می‌تواند باشد، بستگی به این دارد که چه مدتی برای ثبت نام تاخیر کرده باشید.

چه کاری می‌توانم انجام دهم اگردرخواست پناهگاه موقت من رد شود؟

پس از ثبت نام شما در پلیس به شما وقتی داده می‌شود برای دریافت اطلاعات بیشتر به جهت اینکه آیا با درخواست پناهگاه موقت شما موافقت می‌شود یا نه. پلیس درخواست شما را براساس دلیل ترک شما از کشورتان ، چطور به ترکیه رسیدید و چرا از بازگشت به کشورتان می‌ترسید ارزیابی می‌کند، از شما خواسته خواهد شد تا برای اطلاع از نتیجه درخواستتان مراجعه کنید.

اگر درخواست شما رد شود، پلیس حتماً باید به شما اطلاع کتبی بدهد ( اولین ردی در پلیس) . مدت 15 روز فرصت دارید تا نسبت به ردی درخواست خود اعتراض (استیناف خواستن) نمائید. اگر در طی زمان مذکور اعتراض ننمائید، از شما خواسته خواهد شد که ترکیه را ترک نمایئد. در اعتراض خود اطمینان حاصل نمائید که دلیل ترس از بازگشت به کشورتان را بطور واضح درج نموده‌اید ، مدارکی نیز که استیناف شما را حمایت می‌کنند (پوشش می‌دهد) حتماً ارائه نمائید.

اگر درخواست اعتراض یا استیناف شما رد شود، پلیس باید تصمیم مکتوب خود را به این شرح که شما 15 روز فرصت دارید ترکیه را ترک نمائید صادر نماید ( دومین ردی در پلیس). شما می‌توانید بوسیله موکلین تُرک تبار در خصوص ردی درخواستتان در دادگاه اجرایی ترکیه ادعای حق نمائید، اما باید در طی 15 روز از تصمیم اتخاذ شده این کار را انجام دهید. دادگاه نیز امکان دارد موافق و یا مخالف تصمیم پلیس باشد. از شما درخواست خواهد شد که حق وکیل و اشغال کردن دادگاه را پرداخت نمائید. سازمان هلسینکی hca نمی‌تواند درخصوص پرونده شما در دادگاه اجرایی کمک قانونی بدهد، اما می‌تواند شما را به وکیلی با تخصص در این موضوع ارجاع دهد. حتی اگر دادگاه، رد شدن در پناهگاه موقت را تحت شرایط استثنائی تائید نماید، وزارت کشور ترکیه ممکن است به شما اجازه ماندن در ترکیه را بدهد.

چه شهری برای من بعنوان زندگی کردن مشخص خواهد شد؟ آیا شهر مقرر شده را می‌توانم ترک یا تغییر دهم؟

بعد از اینکه ثبت نام را انجام دادید یکی از شهرهای زیر بعنوان زندگی کردن در ترکیه برای شما مشخص خواهد شد، آفیون ، آغری ، آکسارای ، آماسیا، بیلجیک ، بوردور، چانکری ، چروم، اسکی‌شهیر، حاکاری ، هاتای، اسپارتا ، ازمیر ، کارامان ، کاستامونو، کایسری ، کیریک کاله ، کیرشهیر، کنیا ، کوتاهایا ، نوشهیر ، نیده ، سیلوپی ، سیواس ، توکات ، وان و یوزگات. زمانی که در شهر مقرر شده هستید، پلیس از شما درخواست می‌کند که بطور منظم در دفتر مخصوص پلیس امضاء نمائید، تعداد امضاء در روزهای هفته در هر شهر متفاوت می‌باشد، پلیس یکی از مدارک شناسایی یا مسافرتی شما را ( در صورت داشتن، پاسپورت) نگه خواهد داشت. از تمامی مدارک داده شده به پلیس برای خودتان کپی تهیه کنید.

شما می‌توانید درخواست کتبی جهت تغییر شهر مشخص شده بجهت زندگی به پلیس ارائه دهید، تنها دلیلی که باعث می‌شود پلیس به شما اجازه دهد تا شهرتان را تغییر دهید این می‌باشد که شما در شهری دیگر آشنائی داشته باشید یا بیماری حادی داشته باشید که با مدرک ارائه شده نشان دهد که فقط در شهر دیگری قابل درمان می‌باشد، از آوردن مدارک مربوط به اقوام و آشنایان و یا مدارک پزشکی مربوط به هنگام ارائه دادن درخواستتان در مورد تغییر شهر مقرر شده اطمینان حاصل نمائید.

شما حتی امکان دارد از پلیس درخواست اجازه ترک شهرتان برای مدت کوتاهی نمائید، که ممکن است به دلیل پزشکی ، رفتن به کمیساریای عالی پناهندگان سازمان ملل و یا گرفتن کمک قانونی به جهت دعوی پناهندگی‌تان باشد. اگر پلیس با تقاضایتان موافقت کند، برای شما اجازه‌نامه ترک موقت صادر خواهد کرد. امکان دارد به شما با توجه به شرایط متفاوت اجازه ترک شهرتان تا مدت 15 روز داده شود. شما حتی امکان تجدید اجازه خروجتان را با رفتن به پلیس شهر مربوطه دارید که ممکن است به مدت 15 روز دیگر تجدید شود. اگر شهر مقرر شده جهت زندگی‌تان را بدون اجازه ترک کنید، شما را به عنوان فراری محسوب می‌‌کنند. اگر به شهرتان بازگردید و یا دستگیر شوید ، پلیس از شما درخواست می‌کند که دلیلی قانع کننده برای بدون اجازه ترک کردن شهرتان ارائه دهید. اگر پلیس با دلیل شما قانع و یا خشنود نشود ممکن است که تنبیه شوید و یا حتی به زندان انداخته شوید.

چه نوع کمکهای در شهر مقرر شده برای زندگی می‌توانم بگیرم؟

کمکهایی از قبیل مسکن، خوراک ، مراقبتهای پزشکی، شغل ، تحصیل و کمکهای مجاز که در شهرهای متفاوت ، متغیر می‌باشد و به ندرت تغییر می‌کند. در تعداد کمی از شهرها موسسات خیریه به تعداد محدودی از پناهجویان و پناهندگان کمکهایی از قبیل مسکن و خوراک را انجام می‌دهند. اکثریت شهرها در موارد فوق به هیچ‌وجه هیچ کمکی انجام نمی‌دهند. در خصوص مراقبتهای پزشکی، از شما درخواست می‌‌شود تمامی هزینه را بوسیله خودتان پرداخت نمائید. اگر بتوانید به پلیس مدرکی ارائه نمائید که قادر به پرداخت هزینه‌ها نمی‌باشید، شما را به بیمارستان دولتی منتقل می‌نمایند که تمامی هزینه‌های پزشکی مجانی می‌باشد. پیدا کردن شغل در شهرهای کوچک معمولاً خیلی سخت می‌باشد. وقتی که به شما اجازه اقامت داده شد می‌توانید درخواست اجازه کار نمائید. اما شما فقط در شرایطی می‌توانید اجازه کار بگیرید که صاحب کاری بطور قانونی بخواهد شما را استخدام نماید.

در ترکیه از فرزندان بین 6 الی 14 سال درخواست می‌شود که تحصیلات مقدماتی را انجام دهند. شما می‌توانید فرزندان خود را بعد از ثبت نام در پلیس ،در مدرسه شهر مقرر شده ثبت نام نمائید. اگر فرزند شما بیشتر از 14 سال دارد و شما می‌خواهید او را به دبیرستان و یا مراتب آموزشی بالاتر بفرستید باید با پلیس شهرتان مشورت نمائید.

شما می‌توانید جهت دریافت کمکهای قانونی به هیئت وکلا در شهرتان مراجعه نمائید ( بجز کمک قانونی در خصوص درخواست پناهجویی) اگر بتوانید تثبیت نمائید که از نظر اقتصادی مشکل دارید، هیئت وکلا به شما خدمات رایگان خواهد داد. برای کمک قانونی به جهت تقاضایتان با کمیساریای عالی پناهندگان سازمان ملل و یا درخواست پناهجویتان با پلیس می‌توانید با سازمان hca تماس حاصل نمائید.

برای هرگونه کمک دیگری می‌توانید به همبستگی اجتماعی و بنیاد همکاری شهرتان مراجعه نمائید. ممکن است سازمانها و یا موسسات خیریه دیگری برای کمک وجود داشته باشد. برای اطلاعات بیشتر می‌توانید با پلیس یا والی شهرتان تماس حاصل نمائید.
پیش چشم آدم آواره گل هم بوی کاهگل می دهد
**زندگی دور از وطن طعم هلاهل می دهد**

pagan
پست: 298
تاریخ عضویت: سه شنبه 5 دی 1391, 1:58 pm

پست توسط pagan » پنج شنبه 2 خرداد 1392, 6:26 am

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
-
-
از زیرچکک به زیر ناودان؛ سرنوشت افغانهای مهاجر در سوریه
تصویر
نزدیک به یک هزار پناهجوی افغان در منطقه کوچکی در شرق دمشق که در کنترل دولت است گیرمانده اند.
آنها می‌گویند پناهگاه عمومی شان در شرق منطقه موسوم به سیده زینب در حومه دمشق در تیررس هاوان/خمپاره های مخالفان است و تا کنون ده تن از آنها کشته شده اند.
گفته می شود که در ده سال گذشته بیش از دو هزار پناهجوی افغان از راه ها و کشورهای مختلف به این امید رسیدن به کشورهای غربی، به سوریه رفته اند تا از آنجا به کمک کمسیاری عالی پناهنده گان سازمان ملل به کشور سومی فرستاده شوند.
اما به دنبال درگیری ها بین سربازان وفادار به بشاراسد و نیروهای شورشی، نصف از آنها که اسناد قانونی و توان مالی داشتند از سوریه فرار کرده اند.
به گفتهء عارف ادبی یکی ازین پناهجویان بسیاری از آنهایی‌ که در سوریه مانده اند زنان، کودکان و افراد سالخورده هستند.
عارف ادبی که ۲۹ سال دارد هفت سال پیش به سوریه رفت. اومی‌گوید پیش از آغاز جنگ های سوریه در سه سال پیش مهاجران با اسنادی که دفتر پناهنده گان سازمان ملل به آنها داده بود، می توانستند آزادانه به سراسر سوریه سفر کنند.
آقای ادبی که از منطقه سیده زینب تلفنی با بی‌بی‌سی صحبت می‌کرد گفت، بسیاری ازین افغان‌های پناهنده، از شیعه های افغانستان هستند.
او می‌گوید آنها بیم از آن دارند که بخاطر مذهب شان، از سوی مخالفان رژیم که سنی مذهب اند، هدف قرار خواهند گرفت.
به گفتهء آقای ادبی پناهجویان افغان از محلات مختلف توسط شورشیان رانده شده و در ناحیهء کوچک در سیده زینب تجمع کرده اند.
او گفت نبود امنیت امکانات آموزش برای کودکان، از جدی ترین مشکلات آنها است.
آقای ادبی افزود که دفتر پناهجویان سازمان ملل تا به حال از چند کشور همسایه سوریه خواسته تا این افغان های گیرمانده در سوریه را به عنوان پناهجو بپذیرند. اما این درخواست تا به حال رد شده و سرنوشت صدها افغان در سوریه همچنان مبهم و ناروشن است.
پیش چشم آدم آواره گل هم بوی کاهگل می دهد
**زندگی دور از وطن طعم هلاهل می دهد**

pagan
پست: 298
تاریخ عضویت: سه شنبه 5 دی 1391, 1:58 pm

پست توسط pagan » یک شنبه 5 خرداد 1392, 6:27 am

___________________________________________________________________________
_______________________________________________________________________
-
-
پناهندگان سیاسی در ایتالیا: شهروندان هیچستان
تصویر
تظاهرات پناهجویان در شهر تورین ایتالیا
بارها دیده بودمش... صبح ها می رفت و صورتش را در دستشویی کتابخانه می‌شست و خودش را گرم می‌کرد... می گفت: "صبح تا شب دنبال کار می‌گردم پیدا نمی شه، شب‌ها را در پارک صبح می‌کنم، وقتی سرد است یا باران می‌آید، می روم نزدیک ایستگاه قطار و روی حفاظ‌های آهنی هواکش‌ها می خوابم، نان ظهر را هم اگر سر وقت برسم، در کلیسا می خورم"... مدتی از او بی‌خبر بودم، تا این که گفتند سه بار رگش را در کمپ مهاجران زده است...



نوشتۀ رازی محبی
پژوهشگر در امور پناهندگان سیاسی – فیلم ساز



گره های کور و درهای بسته

"بارها در کوچه پس کوچه های مرکز شهر تورین دیده بودمش، و بیشتر در خیابان رما، خیابانی با ساختمانهای تاریخی و نقاشیهای دیواری برجا مانده از صد ها سال پیش، که به قدیمی‌ترین کتابخانه شهر ختم می شود. صبح ها می رفت و صورتش را در دستشویی کتابخانه می شست و خودش را گرم می کرد، می‌گفتم : چطوری ؟ می گفت: "آقای رازی صبح تا شب دنبال کار می‌گردم پیدا نمی شه، شب‌ها را در پارک صبح می کنم، وقتی سرد است یا باران می‌آید می روم نزدیک ایستگاه قطار و روی حفاظ‌های آهنی هواکش‌ها می خوابم، نان ظهر را هم اگر سر وقت برسم، درکلیسا می خورم".

بعد گم شد، از هر کسی سراغش را می گرفتم نبود، تا اینکه خبر شدم که از سویدن (سوئد) درخواست پناهندگی سیاسی کرده است، باز هم مدتی از او بی‌خبر بودم، تا اینکه گفتند قرار بوده به ایتالیا/تورین تحویلش بدهند و او هم برای آنکه باز پس فرستاد ه نشود، سه بار رگش را در کمپ مهاجران زده است، و در آخر دفتر امور پناهندگان سویدن (سوئد) پذیرفته که پرونده اش را بررسی کند. این نامه را می نویسم تا هموطنانم فریاد رنج را بشنوند، تا اقلا رنج یک انسان، دعوتی برای اندیشیدن انسانهای دیگر شود .

افغانستان، با داشتن دو میلیون و هفتصد هزار پناهنده سیاسی، بالاترین آمار پناهندگان سیاسی را در دنیا دارد شاید اکنون فرصتی است که به پناهندگی سیاسی با عمق بیشتری بپردازیم. در متن حاضر توجهمان را به پناهندگان سیاسی در ایتالیا و شرایطشان معطوف می کنیم.

ایتالیا در این روزها، یکی از سخت ترین دوره‌های تاریخی اش را پس از تشکیل جمهوری ایتالیا، در ماه جون سال 1946، می گذراند. فشار اقتصادی خرد کننده است، تعداد کسانی که به دنبال کا ر می گردند و هیچ پاسخی دریافت نمی کنند به طور تقریبی به دو میلیون و چهل و سه هزار نفر می رسد، یعنی حدود 38 درصد جوانان جویای کارایتالیایی، هیچ شغلی برای امرار معاششان پیدا نمی کنند (آمار ایستات، مرکز مطالعات آماری ایتالیا) و هر روز به طور میانگین هزار و ششصد شرکت برای همیشه تعطیل می‌شوند و یا از ایتالیا به کشوری با اقتصاد امن تر مهاجرت می کنند. در این شرایط آشفته، تنها نهاد اجتماعی که جامعه ایتالیا را هنوز سراپا نگاه داشته است، خانواده و پس‌انداز پدر و مادر و یا پدربزرگ و مادربزرگ‌های ایتالیایی است. اما پناهندگان سیاسی، که این نهاد اجتماعی را هم برای پشتیبانی و جلوگیری از سقوط آزادشان ندارند، در طول زمان کوتاهی از جامعه حذف می شوند. مر دگانی در تن‌های زنده می‌شوند و این گونه شهر جز قبرستان رسمی اش که نام مردگانش را در لیست شهرداری ضبط می کند، قبرستانی از مردگان زنده خواهد داشت که از همه لیست‌ها حذف می شوند .

پناهنده سیاسی در ایتالیا، با در دست داشتن مدارک پناهندگی از ایتالیا خود را در برابر این سه در بسته می‌بیند:

- در بسته اول :

ادامه فعالیتهای سیاسی – اجتماعی که به خاطر آن مجبوربه ترک سرزمین ودارایی اش شده است، غیرممکن است. زیرا که در اینجا یا درمرحله درخواست کننده پناهندگی سیاسی قراردارد و از امکانات حداقلی برای زنده ماندن در برخی از شهرها بر خوردار می شود و یا در کلاس اجتماعی پناهنده سیاسی- کارگر خواهد رفت. اما برای پناهنده سیاسی که در کشور خودش فعال سیاسی –اجتماعی بوده است و نیاز به ادامه فعالیت های سیاسی- اجتماعیش، برای حفظ شبکه های ارتباطی قبلیش و امکان ایجاد شبکه های ارتباطی جدید دارد، هیچ فکری نشده است. پناهنده سیاسی برای بهبود وضعیت اقتصادیش مجبور به ترک سرزمینش نشده است، بلکه امید به ادامه فعالیت هایش در فضایی که جانش را تهدید نمی کند و امکان رشد شبکه های ارتباطی وسیع تری را برایش فراهم می کند تا در سایه آن شناخت عمیق تری پیدا کند، دلیل اصلی ترک وطنش است. از سوی دیگر، پناهند ه سیاسی با ترک وطنش بار سنگینی را بر دوش خانواده، دوستان و همکاران سابقش می گذارد، اما شرایط موجود در ایتالیا امکان هر گونه پشتیبانی سیاسی، و یا حتی اقتصادی را از ایشان، امکان ناپذیر می کند.

- در بسته دوم :

اگر با دشوار یافتن شرایط ادامه کارو فعالیت اجتماعی –سیاسی، تصمیم به آغاز کار در کشور دیگری بگیرد، با در بسته "دوبلین" مواجه خواهد شد. بنا بر توافقنامه دوبلین در 18 فوریه سال 2003 ، با وارد شدن به اولین کشور حوزه اتحادیه اروپا، اثر انگشت شخص به صورت دیجیتالی ضبط می شود و در صورت درخواست پناهندگی از کشورسوم، بدون بررسی پرونده و موقعیتش، به اولین کشوری که اثر انگشتش در آن ضبط شده، باز پس فرستاده می شود. این قانون برای ممانعت از ورود پناهندگان به کشورهای اروپای شمالی و اسکاندیناوی (نروژ، دانمارک، فنلاند، سوئد) است. کشورهای اسکاندیناوی، نسبتا دارای قوانین ارگانیک منظم تری درباره پناهندگان سیاسی هستند و ارگانهای منسجم تر اجتماعی دارند که به امور پناهندگان سیاسی می پردازد. با گرفتن اثر انگشت و آرشیو دیجیتال آن، که در دسترس پلیس جنایی کشورهای عضو اتحادیه اروپا قرار می گیرد، اجازه اقامت و کار پناهنده سیاسی در کشور ثالث سلب می شود.


- در بسته سوم :

بازگشت به وطن هم دشوار است زیرا پناهنده، پل های پشت سرش را ویران شده می بیند و از سویی به لحاظ روانی آمادگی برگشت ندارد و از سویی توانایی مالی پرداخت هزینه ها و امید به آینده در سرزمینش برایش دشواراست.


باز کردن این سه در بسته با زور و مشت و سرنیزه میسر نیست، برای گشودنشان نیاز به شماره های رمزی – کدی است که دریافتنش دورنمایی نامعلوم دارد :


گشودن درها

- "قانون ارگانیک برای پناهنده سیاسی و تسریع روند تابعیت"

ایتالیا در سال 1992، آغاز به پذیرفتن پناهندگان سیاسی کرده و پیش از آن تنها کشور ترانزیت پناهندگان سیاسی به سوی کشورهای مقصد (امریکا، استرالیا و کانادا ) بوده است. یکی از عمده ترین دلایل این تغییر رویکرد به پناهندگان سیاسی را، می توان در این یافت که با توسعه اقتصادی بی نظیر سالهای اول دهه هشتاد میلادی، ایتالیا قادر بود پناهندگان سیاسی را در مشاغلی که ایتالیایی‌ها دیگر حاضر به انجامش نبودند، جذب کند. هم اکنون تعداد پناهندگان سیاسی پذیرفته شده در ایتالیا به حدود چهل و هفت هزار نفر می رسد. (تعداد کل پناهندگان سیاسی در اروپا، مطابق آمار اعلام شده از سوی دفتر سازمان ملل متحد در امور پناهندگان حدود یک میلیون و ششصد هزار نفر است که در این میان آلمان با بیش از پانصد هزار پناهنده سیاسی، بالاترین آمار پناهندگان سیاسی را دارد. لازم به تذ کر است که تعداد کل پناهندگان سیاسی در اروپا، کمتر از پناهندگان سیاسی ثبت شده در پا کستان است).

اما بحران شدید اقتصادی سالهای اخیر مرز این فرصت های شغلی حاشیه ای راهم به شدت تنگ‌تر کرده و این باعث شده که علاوه بر نبود قانون ارگانیک، که در آن پناهنده سیاسی دارای وظایف و حقوق مشخص می‌شود، شرایط بد اقتصادی، زندگی پناهندگان سیاسی را به شدت دشوار کند.


- "توافقنامه دوبلین"

از سویی شرایط ماندن و ادامه فعالیت های سیاسی در ایتالیا به علت عدم وجود قانون ارگانیک و شرایط وخیم اقتصادی، ناممکن می نماید و از سوی دیگر توافقنامه دوبلین دورتا دور ایتالیا را سیم خارداری نفوذناپذیر می کشد. پناهنده سیاسی، پاسپورت کشورش را در اداره پلیس می گذارد و در برابرش مدرک سفری با جلد خاکستری و دست نویس می گیرد که کشورهای خارج از اتحادیه اروپا هم، آن را به رسمیت نمی شناسند.

- "حق داشتن مسکن"

پناهندگان سیاسی پس از پنج سال اقامت و داشتن مسکن، می توانند درخواست شهروندی کنند. اما شرایط دریافت شهروندی بسیار دشوار است و این پروسه به لحاظ زمانی از عمر مفید پناهنده سیاسی بیشتر است،
زیرا که تنها داشتن و از دست ندادن مسکن برای پنج سال، که یکی از شرایط دشوار دریافت شهروندی است، نا ممکن است واین یکی دیگر از وجوه عدم قانون ارگانیک است .

در عدم وجود قانون ارگانیک و حق مسکن، و با وجود توافقنامه دوبلین، تنها راه پناهنده سیاسی، روی آوردن به نهادهایی است که در ضمن پرداختن به سهولت پروسه مدارک، پناهنده سیاسی را چنان هدایت می‌کند که بتواند نیاز به بازار کار ایتالیا را برای کارهایی که ایتالیایی‌ها انجام نمی دهند، ارضا کند و یا اینکه به صورت سیستماتیک از جامعه حذفشان کند.


نهادهایی که در ایتالیا به پناهنده سیاسی می پردازند :
- نهاد های مهاجرت که از سوی دولت تنظیم شده اند و به امور مهاجران اقتصادی می پردازند
- بنگاههای کاریابی
- مددکار اجتماعی (مرگ روحی پناهنده و راندنش به سوی حاشیه جامعه)
- کاریتاس (مهمانخانه های کلیسا برای خیابان خوابها)



بازار کارهایی که ایتالیایی‌ها از انجامش سر باز می زنند، در شرایط اقتصادی فعلی اشباع شده است، پس پناهنده سیاسی به طرف مددکار اجتماعی که آخرین در به سوی حاشیه جامعه است، رانده می شود. اولین پاسخ مددکاران اجتماعی به پناهندگان سیاسی این است که برای پیدا کردن خانه و کار هیچ کمکی نمی توانند بکنند. در واقع این در آخر، شرافت انسانی پناهنده سیاسی را هم از او می گیرد و علاوه بر فقر اقتصادی او را به لحاظ انسانی نیز شکننده می کند. مدد کار اجتماعی آدرس هایی برای رفع نیازهای اولیه به پناهنده سیاسی می دهد که همه به نهادهای وابسته به کلیسا ختم می شوند و این گونه است که پناهنده سیاسی به روح مرده ای در تن زنده تبدیل می شود. انسانهایی که تنشان تابوتشان است و تابوتشان در شهر راه می رود، در کلیسا نان می خورد و در خیابان می خوابد .

در واقع با مراجعه به این نهادها در مسیر حلقه های متعدد اضطرار قرار می گیرد، هر موقعیت اضطراری به آغاز یک موقعیت اضطراری وخیم تر ختم می شود و این سقوط آزاد انسان به مرگ غیرفیزیکی است.

تنها تنظیم قانون ارگانیک پناهندگی سیاسی و به تبع آن تشکیل نهادهای مناسب اجرایی، می تواند این دور باطل اضطرار را بشکند و پناهندگان سیاسی را قادر کند تا پل ارتباطی بین منافع دوکشور باشند. زیرا که پناهنگان سیاسی نیاز به داشتن شبکه ارتباطی بین جامعه مدنی و نهادهای سیاسی دارند ونه بنگاههای کاریابی، و در واقع این تفاوت بین دوجامعه است که پناهنده بخاطرش وطنش را ترک کرده است. اما ایتالیای امروز، به شدت درگیر مشکلات داخلی اش است و با وجود تمام تلاش‌ها تا به امروز قادر به تشکیل دولت برای عبور کشورش از چالش های روزمره اش نیست، و در این شرایط تنها امکان، ارتباط با جامعه مدنی و اطلاع رسانی از طریق نهادهای حقوق بشری است، که شاید شمعی در این تونل تاریک باشند، زیرا که روزنه نور، بسیار دور می نماید .

منابع:

1. ایستات (مرکز اطلاعات آماری ایتالیا)
2. سایت وزارت داخله ایتالیا
3. سایت سازمان ملل متحد در امورپناهندگان (آخرین آمار موجود متعلق به سال 2011 می باشد)
4.سایت خبری سازمان ملل متحد
پیش چشم آدم آواره گل هم بوی کاهگل می دهد
**زندگی دور از وطن طعم هلاهل می دهد**

pagan
پست: 298
تاریخ عضویت: سه شنبه 5 دی 1391, 1:58 pm

پست توسط pagan » یک شنبه 5 خرداد 1392, 10:05 am

___________________________________________________________________________
______________________________________________________________________
-
-

زندگی در مرده شوی خانه: مهاجران افغان در ترکیه

تصویر
يكشنبه29-11-91
زیرزمینی تاریک و نمناک در استانبول خانه حدود سی مهاجر افغان است که جایی برای زندگی ندارند؛‌ قربانیان یک بحران بزرگ مهاجرتی در ترکیه که کمتر کسی به آن توجه می‌کند.
این زیرزمین قبلا مرده‌شورخانه مسجد محل بوده و بیشتر مهاجران افغانی که در آن زندگی به سر می‌برند، به تازگی خود رااز ایران به استانبول رسانده‌اند. بدتر شدن روزافزون وضعیت مهاجران افغان در ایران از دلایل آمدن آنها به ترکیه است.
حدود بیست هزار افغان مهاجر در ترکیه به سر می‌برند و نمایندگی کمیسیاریای عالی سازمان ملل در امور پناهندگان در شهر انکارا میگوید، بخش اعظم این مهاجران در ماههای اخیر از راه ایران به ترکیه آمده اند.
یک سازمان خیریه محلی، در بیرون از مسجد محله زیتین بورنو، در کنار دیوارهای قدیمی شهر، برای مهاجران سرپناه ایجاد کرده و به آنها لباس و غذا میدهد. چندایرانی نیز شامل این مهاجران است.
کیاز اراس، از مسئولان این موسسه خیریه که مدیریت مسجد را بر عهده دارد، میگوید اگر این سرپناه و زیرزمین مسجد نباشد، مهاجران باید در خیابان زندگی کنند.
سجاد رمضانی، ۱۸ ساله و فرزند یک خانواده مهاجر افغان در ایران است. او می‌گوید پدر و مادرش شش ماه پیش او را با مادرکلان و کاکایش به ترکیه فرستادند.
خانواده سجاد هنوز در ایران هستند و به گفته سجاد، به محض این‌که پول سفرشان را مهیا کنند، به ترکیه خواهند آمد.
در دوسال گذشته، تلاشها برای کمک به مهاجران در ترکیه بر روی مناطق هم‌مرز با سوریه متمرکز بوده است؛ جایی که ۱۸۰ هزار مهاجری سوری در کمپهای دولتی جاداده شده اند. اما همزمان با بحران سوریه، تعداد مهاجران افغان در ترکیه نیز به شدت افزایش یافته است.
آژانس پناهندگان سازمان ملل متحد می‌گوید فقط هفت هزار مهاجر افغان رسما نزد این نهاد ثبت شده اند. اما در نتیجه افزایش مهاجران از ماه جون ۲۰۱۲ به این سو، نزدیک به سیزده هزار مهاجر دیگر با دفتر کمیسیاری عالی ملل متحد در امور پناهندگان تماس گرفته و تقاضای ثبت نام کرده اند.
این نهاد سازمان ملل متحد می‌گوید افزایش ورود مهاجران افغان به ترکیه به دلایل مختلف بوده؛ از جمله نگرانی آنها از سرنوشت کشورشان بعد از خروج نیروهای غربی و وضعیت اقتصادی در ایران که ماندن در آن جا را برایشان دشوار ساخته است.
سجاد در شهر اصفهان به دنیا آمده است. اما از سال گذشته زندگی برای مهاجران سخت شده و سجاد می‌گوید:‌ “ما در اصفهان مغازه داشتیم. پولیس مغازه ما را بست و اجازه کاسبی از پدرم را گرفت.”
سجاد حالا در یک پارکینگ موتر در استانبول کار می‌کند و سعی می‌کند از طریق تلفن با خانواده اش در تماس باشد.
حاجی نصرت ۶۰ ساله، مهاجر دیگری است که افغانستان را بعد از حمله شوروی در سال ۱۹۷۹ ترک کرد و در شهر شیراز ایران اقامت گزید. او سی سال تمام به عنوان معلم کاراته در این شهر کار کرده است. اما دوماه پیش روند طولانی زندگی او در شیراز مختل شد. حاجی نصرت می‌گوید:‌ “مقامات ایرانی به طور ناگهانی به افغانها اطلاع دادند که کارت اقامت به آنها داده نخواهد شد.” حاجی نصرت و خانوادهء هفت نفره اش تصمیم گرفتند از راه غیرقانونی و راههای کوهستانی به ترکیه بیایند.
بعد از آنکه در محله زیتین بورنو ساکن شدند، پسر حاجی نصرت موفق شد کاری در یک شرکت ساختمان سازی برایش دست و پا کند و به همین دلیل است که خانواده نصرت توانسته اند از عهده هزینه زندگی در یک آپارتمان برآیند.
آقای نصر می‌گوید اگرچه به طور غیرقانونی وارد ترکیه شده و اجازه اقامت رسمی ندارد، اما نگران اخراج شدن از این کشور نیست. او می‌گوید پولیس ترکیه، برخلاف پلیس ایران، رفتار خوبی با آنها دارد.
ترکیه به افغانها حق اقامت به صورت مهاجر اعطای نمی‌کند اما اجازه می‌دهد که تا هنگامی که آژانس پناهندگان ملل متحد کشورهایی را بیابد که مایل باشند این افراد را به عنوان مهاجر بپذیرند، در این کشور بمانند. این پروسه می‌تواند سالها به طول انجامد. بعضی از مهاجران افغان می‌گویند باید برای اولین مصاحبه در سازمان پناهندگان ملل متحد به منظور گفتگو در مورد تقاضای پناهندگی، تا چهار سال انتظار بکشند.
منبع: سایت افغان مونیتور
ويراست از: ضيا صدر
پیش چشم آدم آواره گل هم بوی کاهگل می دهد
**زندگی دور از وطن طعم هلاهل می دهد**

pagan
پست: 298
تاریخ عضویت: سه شنبه 5 دی 1391, 1:58 pm

پست توسط pagan » سه شنبه 7 خرداد 1392, 2:45 pm

_______________________________________________________________________________
________________________________________________________________________
-
-
به دلیل مشکلات مالی
«خودکشی یک پناهجوی ایرانی در مالزی»

«آراد غفوری»، یکی از پناهجویان ایرانی در مالزی،عصر ٢١ ماه مه، در سن ٢٧ سالگی با پرتاب خود از یک ساختمان هفده طبقه در منطقه «کوچینگ» کوالالامپور به زندگی خود خاتمه داد. وی در سال گذشته به همراه همسر خود برای اخذ پناهندگی به دفتر کمیساریای عالی پناهندگان سازمان ملل متحد درمالزی مراجعه کرده بود.
بنا بر گزارش‌های رسیده به «رادیو کوچه»، «آراد غفوری» پس از مدتی طولانی به مصاحبه اول فراخوانده شد و طبق روال کمیساریای پناهندگان سازمان ملل در مالزی، زمانی بسیار طولانی برای وی در نظر گرفته شد.
طبق قوانین کشور مالزی پناهنده دارای اجازه کار نیست و به همین دلیل پناهندگان با مشکلات زیادی برای گذراندن زندگی خود دست و پنجه نرم می‌کنند. شرایط مالی نامناسب و ناامیدی از دریافت هرگونه کمک از سازمان‌های مختلف، دلیل خودکشی «آراد غفوری» اعلام شده است.
گفته‌ می‌شود که بلاتکلیفی پناهجویان ایرانی در مالزی، زمانی بین سه تا شش سال را در بر می‌گیرد. درحال حاضر، برای اولین بررسی پرونده پناهندگان ایرانی که از سازمان ملل در این کشور تقاضای پناهندگی می‌کنند، زمانی بیش از دو سال تعیین می‌شود.
پیش چشم آدم آواره گل هم بوی کاهگل می دهد
**زندگی دور از وطن طعم هلاهل می دهد**

نمایه کاربر
johnny.depp
پست: 727
تاریخ عضویت: یک شنبه 3 دی 1391, 9:17 pm

Re:

پست توسط johnny.depp » سه شنبه 7 خرداد 1392, 3:14 pm

pagan نوشته شده:_______________________________________________________________________________
________________________________________________________________________
-
-
به دلیل مشکلات مالی
«خودکشی یک پناهجوی ایرانی در مالزی»

«آراد غفوری»، یکی از پناهجویان ایرانی در مالزی،عصر ٢١ ماه مه، در سن ٢٧ سالگی با پرتاب خود از یک ساختمان هفده طبقه در منطقه «کوچینگ» کوالالامپور به زندگی خود خاتمه داد. وی در سال گذشته به همراه همسر خود برای اخذ پناهندگی به دفتر کمیساریای عالی پناهندگان سازمان ملل متحد درمالزی مراجعه کرده بود.
بنا بر گزارش‌های رسیده به «رادیو کوچه»، «آراد غفوری» پس از مدتی طولانی به مصاحبه اول فراخوانده شد و طبق روال کمیساریای پناهندگان سازمان ملل در مالزی، زمانی بسیار طولانی برای وی در نظر گرفته شد.
طبق قوانین کشور مالزی پناهنده دارای اجازه کار نیست و به همین دلیل پناهندگان با مشکلات زیادی برای گذراندن زندگی خود دست و پنجه نرم می‌کنند. شرایط مالی نامناسب و ناامیدی از دریافت هرگونه کمک از سازمان‌های مختلف، دلیل خودکشی «آراد غفوری» اعلام شده است.
گفته‌ می‌شود که بلاتکلیفی پناهجویان ایرانی در مالزی، زمانی بین سه تا شش سال را در بر می‌گیرد. درحال حاضر، برای اولین بررسی پرونده پناهندگان ایرانی که از سازمان ملل در این کشور تقاضای پناهندگی می‌کنند، زمانی بیش از دو سال تعیین می‌شود.
اخه این چه کاریه !!!
ادم عقل داره اخه وقتی سرشو میندازه پائین میره مالزی اینم میشه اخرش .
تو مالزی زرنگ باشید میتوانید کار کنید درست مجوز کار تو مالزی نمیدن ولی بازم میشه .
امسال گفتن این 4000 پرونده یوان که قبول شدن تو مالزی براشون پاس صادر میکنن که برن . بیشترشون از طرف استرالیا قبول شدن .
ادم هرچقدر هم که مشکل براش پیش بیاد باز جای امیدواری هست .

pagan
پست: 298
تاریخ عضویت: سه شنبه 5 دی 1391, 1:58 pm

پست توسط pagan » سه شنبه 7 خرداد 1392, 3:26 pm

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
-
-
johnny.depp نوشته شده: اخه این چه کاریه !!!
ادم عقل داره اخه وقتی سرشو میندازه پائین میره مالزی اینم میشه اخرش .
تو مالزی زرنگ باشید میتوانید کار کنید درست مجوز کار تو مالزی نمیدن ولی بازم میشه .
امسال گفتن این 4000 پرونده یوان که قبول شدن تو مالزی براشون پاس صادر میکنن که برن . بیشترشون از طرف استرالیا قبول شدن .
ادم هرچقدر هم که مشکل براش پیش بیاد باز جای امیدواری هست .
حق با شماست جانی، اما به نظر من اینا دلیل کافی نیست برای خودکشی این آدم،
اما احتمالا یک سری چیزا دست به دست هم میده و آدم توی یک شرایطی قرار می گیره که فکر می کنه .......

اگر شرایط مالزی خوبه و زودتر جواب میده ما هم بریم اونجا
پیش چشم آدم آواره گل هم بوی کاهگل می دهد
**زندگی دور از وطن طعم هلاهل می دهد**

نمایه کاربر
johnny.depp
پست: 727
تاریخ عضویت: یک شنبه 3 دی 1391, 9:17 pm

Re:

پست توسط johnny.depp » سه شنبه 7 خرداد 1392, 3:39 pm

pagan نوشته شده:ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
-
-
johnny.depp نوشته شده: اخه این چه کاریه !!!
ادم عقل داره اخه وقتی سرشو میندازه پائین میره مالزی اینم میشه اخرش .
تو مالزی زرنگ باشید میتوانید کار کنید درست مجوز کار تو مالزی نمیدن ولی بازم میشه .
امسال گفتن این 4000 پرونده یوان که قبول شدن تو مالزی براشون پاس صادر میکنن که برن . بیشترشون از طرف استرالیا قبول شدن .
ادم هرچقدر هم که مشکل براش پیش بیاد باز جای امیدواری هست .
حق با شماست جانی، اما به نظر من اینا دلیل کافی نیست برای خودکشی این آدم،
اما احتمالا یک سری چیزا دست به دست هم میده و آدم توی یک شرایطی قرار می گیره که فکر می کنه .......

اگر شرایط مالزی خوبه و زودتر جواب میده ما هم بریم اونجا
مالزی هرکی میخواهد برود باید روی 5 تا 6 سال حساب کنه . تو 1 سال اول نهایت 2 سال اول قبولی میگیری ولی بعدش ایست میخوره به کارت . چون استرالیا هرسال به این کشورها سهمیه میده و بیشترین سهمیه داده بوده به اندونزی
که مردم با قایق نیان . ولی امسال گفتن که زودتر کارشون انجام میدیم .
تنها مشکل برای ایرانی ها صرفه نظر از مشکل مالی ، مشکل دوری از خانواده هست که فشار روانی روی ادم زیاد میکنه . خدا میدونه واقعیت چی بوده .
pagan تشکر بابت خبرهات . :P :P :P :P :P

pagan
پست: 298
تاریخ عضویت: سه شنبه 5 دی 1391, 1:58 pm

پست توسط pagan » سه شنبه 7 خرداد 1392, 4:22 pm

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
-
-
johnny.depp نوشته شده: مالزی هرکی میخواهد برود باید روی 5 تا 6 سال حساب کنه . تو 1 سال اول نهایت 2 سال اول قبولی میگیری ولی بعدش ایست میخوره به کارت . چون استرالیا هرسال به این کشورها سهمیه میده و بیشترین سهمیه داده بوده به اندونزی
که مردم با قایق نیان . ولی امسال گفتن که زودتر کارشون انجام میدیم .
تنها مشکل برای ایرانی ها صرفه نظر از مشکل مالی ، مشکل دوری از خانواده هست که فشار روانی روی ادم زیاد میکنه . خدا میدونه واقعیت چی بوده .
pagan تشکر بابت خبرهات . :P :P :P :P :P
خواهش می شود جانی ....اطلاعات شما بیش از اینها ارزش داره
کلا فکر کنم ما بمونیم ایران یا اینکه مستقیم خودمون رو اوین معرفی کنیم سنگین تریم
پیش چشم آدم آواره گل هم بوی کاهگل می دهد
**زندگی دور از وطن طعم هلاهل می دهد**

pagan
پست: 298
تاریخ عضویت: سه شنبه 5 دی 1391, 1:58 pm

پست توسط pagan » سه شنبه 7 خرداد 1392, 4:27 pm

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
-
-
قانون موسوم به رسیدگی ویژه در فرودگاه
(Flughafensonderverfahren)
تصویر
رسیدگی به درخواست در همه فرودگاه‌های آلمان صورت نمی‌پذیرد،
“هدف از این‌نوع “رسیدگی ویژه” در فرودگاه این است که از همان فرودگاه از ورود پناهجویان به خاک آلمان ممانعت به عمل آید. این رسیدگی در بخش ترانزیت فرودگاه انجام می‌شود، چرا که حضور در بخش ترانزیت فرودگاه هنوز به معنای ورود به خاک آلمان نیست! بدین وسیله اخراج آن دسته از پناهجویانی که در این رسیدگی رد می‌شوند، راحت‌تر صورت می‌گیرد و در نتیجه میتوان آنها را [بی دردسر تر] به کشورهای خود بازگرداند. در این‌گونه رسیدگی که مدت آن بسیار کوتاه می‌باشد (٢٣ روز)، به سرعت به پرونده متقاضیان رسیدگی می‌شود. ورود به خاک آلمان تنها در صورتی امکان پذیر است که یا این مدت سپری شود و یا درخواست پناهندگی فرد قبول شده باشد. در طی تمام مدت رسیدگی، شما در بخش ترانزیت فرودگاه بسر خواهید برد و اجازه ندارید آن را ترک کنید. چنانچه اسکان شما در فرودگاه ممکن نباشد، سیر طبیعی پناهندگی را طی خواهید کرد.

١-چه کسی وارد مرحله رسیدگی ویژه در فرودگاه در فرودگاه می‌شود؟
شما زمانی وارد مرحله رسیدگی ویژه در فرودگاه می‌شوید که در فرودگاه تقاضای پناهندگی بدهید. ورود به فرودگاه هنوز به این معنا نیست که وارد خاک آلمان شده‌اید! تنها زمانی که از فرودگاه خارج شده و در بیرون از آن تقاضای پناهندگی بدهید، وارد سیر رسیدگی ویژه فرودگاه نخواهید شد. (روال معمولی را طی خواهید کرد). در صورت وقوع یکی از حالت های زیر “رسیدگی ویژه داخل فرودگاه” شامل شما خواهد شد: *- زمانی‌که شما خود در فرودگاه از مامورین کنترل تقاضای پناهندگی کنید و از کشور امنی آمده باشید. *- زمانی‌که شما را هنگام کنترل مدارک با یک پاسپورت جعلی گرفته باشند.× زمانی‌که هنگام کنترل، پاسپورت و مدارکی همراه نداشته باشید. علاوه بر این، یک روند ویژه دیگری نیز وجود دارد، اگر که: *- شما اثباتاً از یکی از کشورهای موسوم به امن ثالث وارد شده باشید.
٢- رسیدگی ویژه فرودگاهی کجا انجام می‌شود؟
رسیدگی به درخواست در همه فرودگاه‌های آلمان صورت نمی‌پذیرد، ولی در اغلب آنان مانند: *- دوسلدورف *- هامبورگ *- برلین (فرودگاه شونه‌فلد) *- مونیخ *- فرانکفورت در کنار رود ماین (با شهر فرانکفورت در کنار رود اُودر اشتباه نشود). از آن‌جا که فرودگاه مرکزی فرانکفورت مقصد اصلی بیشتر کشورهایی است که از آنها پناهجو به آلمان می‌آید، بیشترین سیر رسیدگی به پرونده‌های فرودگاهی نیز در اینجا انجام می‌گیرد.
٣- وضع اسکان در فرودگاه
>> درصورتی که تقاضای پناهندگی شما در فرودگاه، تحت عنوان offensichtlich unbegruendet (آشکارا بی پایه و اساس) رد شده باشد، ولی این امکان نباشد که شما را اخراج کنند، مثلاً به این دلیل که شما مدارکی ندارید و باید یک پاسپورت المثنی برای شما صادر گردد، در چنین وضعیتی ممکن است که شما بیش از ٢٣ روز در داخل فرودگاه بسر ببرید. در این حالت از پناهجو خواهند خواست تا برای تهیه پاس جهت اخراج از آلمان، با نمایندگی سفارت کشورش تماس حاصل کند یا ممکن است برگه ای را با عنوان بازگشت داوطلبانه در اختیار شما قرار دهند تا آنرا امضاء کنید.
>> چنانچه شما از نظر روانی یا جسمی مریض باشید، می‌بایست از نظر پزشکی درباره شما تصمیم گرفته شود که چگونه باید با شما رفتار شود.
*- برای مثال در فرودگاه فرانکفورت (ماین):
محل اسکان پناهجویان در خارج از ساختمان فرودگاه می‌باشد. این محل توسط یک شرکت محافظتی که از جانب دولت محلی تعیین شده است، اداره و کنترل می‌شود. هم‌چنین پلیس کشوری آلمان نیز از آن مراقبت می‌کند. این مکان گنجایش ١٠٠ نفر را دارد. در اینجا می‌توان حتا ملاقاتی داشت، منتها باید قبلاً وقت ملاقات تعیین شود. در برلین ولی چنین امری ممکن نیست!
٤- رسیدگی به درخواست “فرودگاهی” (Flughafenverfahren)
ممکن است که این قضیه در همان پای هواپیما صورت بگیرد. زیرا در برخی از هواپیماها که می‌توانند دارای سرشینانی باشند که بخواهند پناهنده شوند، از آن‌جا که هنوز به‌اصطلاح وارد سیر پناهندگی فرودگاه نشده‌اید پلیش کشوری می‌تواند سرنشینان را قبل از پیاده شدن، کنترل کند. در بدترین حالت حتا ممکن است اصلاً به شما اجازه خروج از هواپیما را ندهند و با همان هواپیما شما را بازگردانند. (به این دلیل که مثلاً از کشوری آمده‌اید که به اصطلاح کشور امن محسوب می‌شود.) اگر در هواپیما یا در بخش ترانزیت هنگام کنترل پاسپورت، خود را به عنوان متقاضی پناهندگی معرفی کنید، توسط پلیس کشوری انگشت‌نگاری می‌شوید و از شما بازجویی می‌کنند. آنها باید به شما این امکان را بدهند تا در نزد اداره مهاجرین و پناهندگان (BAMF) تقاضای پناهندگی بدهید.
١- ٤ – شناسایی و انگشت‌نگاری توسط پلیس کشوری آلمان
شناسایی به این معنا است که: *- مشخصات شما ثبت می‌شود، *- از شما عکس می‌گیرند، *- انگشت‌نگاری می‌شوید، *- برای تشخیص سن ممکن است که از شما عکسبرداری استخوان (Roentgenuntersuchung) بکنند.
*- امکان دارد مورد بازجویی بدنی قرار بگیرید. * توجه داشته باشید: به عنوان زن مجبور نیستید که از جانب یک مرد مورد بازجویی بدنی قرار بگیرید، شما این حق را دارید که توسط یک خانم مورد بازجویی بدنی قرار گیرید. * توجه داشته باشید: اگر شما احتمال می‌دهید که حامله هستید، لطفاً این را بگویید تا قبل از عکسبرداری مورد توجه قرار بگیرد!
٢-٤ – اولین بازپرسی توسط پلیس کشوری
اولین بازپرسی ممکن است که بلافاصله پس از نشستن هواپیما، ساعاتی بعد یا روزهای بعد صورت بگیرد. و اغلب به این بستگی دارد که مترجم در دسترس باشد یا خیر. کارکنان پلیس مرزی سپس از شما این موارد را می‌پرسند: *- دلایل و انگیزه شما از فرار، *- مسیر مسافرت شما، تا تشخیص دهند که آیا شما از یک کشور به‌اصطلاح امن یا امن ثالث آمده‌اید یا خیر. [تمام کشورهای همسایه آلمان و کشورهای عضو اتحادیه اروپا، کشورهای امن به حساب میایند] دلیل این بازجویی فقط این است که تشخیص داده شود که آیا در مورد شما مسائلی وجود دارد که با تکیه بر آن مانع ورود شما به آلمان بشود. علیرغم این امر، این امکان وجود دارد که چند روز یا چند هفته در محل اسکان فرودگاه بمانید، تا زمانی که امکانی برای بازگرداندن شما پیدا شود. و این زمانی است که هویت یا کشوری که شما از آن می‌آیید، معلوم نباشد.
٣-٤ – مصاحبه توسط اداره مهاجرین و پناهندگان (BAMF)
اداره مهاجرین و پناهندگان (BAMF) در فرودگاه علاوه بر بازپرسی اولیه توسط پلیس کشوری، یک مصاحبه حضوری نیز با شما انجام می‌دهد. پس از آن، اداره مربوطه باید ظرف ٢ روز تصمیم خود را صادر کند! * توجه داشته باشید: لطفاً حتماً یک وکیل بگیرید! * توجه داشته باشید: برای مصاحبه حضوری اداره مهاجرین و پناهندگی (BAMF) شما می‌بایست حتماً یک وکیل را به کمک بگیرید، تا یک مصاحبه دقیق و عینی صورت بگیرد. اغلب این‌گونه است که توسط دفتر اجتماعی فرودگاه وکیلی انتخاب می‌شود. منتها خود شما باید عنوان کنید که اکنون وکیل می‌خواهید، زیرا که پلیس کشوری موظف است هنگام بازجویی اولیه، شما را در این زمینه که می‌توانید با یک وکیل تماس حاصل کنید، یادآوری کند. چنانچه شما توانایی پرداخت هزینه وکیل را نداشته باشید، پرداخت هزینه آن مورد قبول واقع می‌شود.
٤- ٤ – حکم (تصمیم) اداره مهاجرین و پناهندگان (BAMF)
از ورود شما به آلمان جلوگیری می‌شود، اگر: *- تقاضای پناهندگی شما offensichtlich unbegruendet (آشکارا بی پایه واساس) بدون دلیل باشد. پلیس کشوری به شما در این باره به شما توضیح خواهد داد. شما می‌توانید علیه این تصمیم اعتراض کنید. شما می‌توانید علاوه بر این تلاش نمایید، (einstweiligen Rechtsschutz) درخواست کنید. این عمل می‌تواند در جریان و سیر پناهندگی مانع اخراج شما شود. اجازه ورود به شما داده می‌شود، وقتی‌ که: *- تقاضای پناهندگی شما شامل offensichtlich unbegruendet (آشکارا بی پایه واساس) نشود. *- اداره مهاجرین و پناهندگی (BAMF) به پلیس کشوری اطلاع دهد که نمی‌تواند به سرعت رای صادر کند. مثلاً به این دلیل که مورد مربوطه دشوار و بغرنج است یا این مورد به تحقیقات بیشتری محتاج است. *- پس از گذشت ٢ روز از دادن درخواست پناهندگی، هنوز تصمیمی گرفته نشده باشد. *- دادگاه قانون اساسی در ظرف ١٤ روز به شکایت شما رسیدگی کند. *- اگر که شما بعد از دریافت جواب منفی، در ارائه درخواست حفاظت حقوقی (einstweiliger Rechtsschutz) موفق بوده‌اید.
٥- رسیدگی در دادگاه (Gerichtliches Verfahren)
* توجه داشته باشید: حتماً یک وکیل بگیرید!اگر که شما از کشوری می‌آیید [عبور کرده اید] که به اصطلاح کشور امن محسوب می‌شود و به همین خاطر درخواست شما توسط پلیس کشوری به اداره مهاجرین و پناهندگی (BAMF) منتقل نشده است، حتماً بایست یک درخواست عاجل (Eilantrag) بدهید با این مضمون که تقاضای شما به اداره مهاجرین و پناهندگی (BAMF) برای رسیدگی منتقل شده و تا زمان رسیدگی به تقاضای پناهندگی از آلمان اخراج نشوید.
١- ٥ – رای دادگاه اداری (Verwaltungsgericht)
* توجه داشته باشید: لطفاً یک وکیل را به یاری بخواهید!چنانچه اداره مهاجرین و پناهندگی (BAMF) تقاضای شما را تحت عنوانoffensichtlich unbegruendet (آشکارا بی پایه واساس) رد کند: *- فقط ٣ روز وقت دارید که در مقابل دادگاه اداری (Verwaltungsgericht) یک درخواست عاجل برای حفاظت حقوقی (Rechtschutz) بدهید. *- اگر دادگاه اداری ظرف ١٤ روز راجع ‌به ورود یا عدم ورود شما رای صادر کند، می‌توانید بعد از صدور این رای، یک فرصت ٤ روزه برای اثبات دلایل درخواست کنید. چنانچه اجازه ورود به شما داده شود: *- درباره تقاضای پناهندگی شما بعداً تصمیم گیری خواهد شد. چنانچه اجازه ورود به شما داده نشود: *- دیگر نمی‌توانید به این رای اعتراض کنید، *- فقط در صورت به دست آمدن اسناد و مدارک و دلایل جدیدتری می‌توانید تقاضای رسیدگی مجدد بدهید. منتها امید موفقیت در این مورد، بسیار ضعیف است. اگر تقاضای شما رد شود، وکیل شما می‌تواند به دادگاه قانون اساسی شکایت ببرد. اگر که خطر اخراج در این فاصله شما را تهدید می‌کند، وکیل باید در مقابل همان دادگاه درخواستی مبنی بر منتفی کردن (به تعویق انداختن) این تصمیم بدهد. تا زمان صادر شدن رای همچنان می‌بایست در محل اسکان داده شده در فرودگاه بسر ببرید. اگر تقاضای پناهندگی شما رد شود و اعتراضات بعدی نسبت به این تصمیم نیز از جانب دادگاه رد شود، در این صورت از شما خواسته خواهد شد که باید آلمان را ترک کنید.”
پیش چشم آدم آواره گل هم بوی کاهگل می دهد
**زندگی دور از وطن طعم هلاهل می دهد**

pagan
پست: 298
تاریخ عضویت: سه شنبه 5 دی 1391, 1:58 pm

پست توسط pagan » سه شنبه 7 خرداد 1392, 6:31 pm

___________________________________________________________________________
_______________________________________________________________________
-
-
افزایش ۴۰ درصدی پذیرش پناهنده ها در استرالیا
January 10, 2013 by
دولت استرالیا روز پنجشنبه اعلام کرد، این کشور تصمیم دارد میزان پذیرش پناهنده ها را امسال با چهل درصد افزایش به بیست هزار تن برساند.به گزارش خبرگزاری فرانسه ازسیدنی، این میزان افزایش در سی سال گذشته در استرالیا بی سابقه بوده است.
جولیا گیلارد نخست وزیر استرالیا گفت اسکان هر چه سریعتر چهارصد تن از افراد جویای پناهندگی از کشور اندونزی نیز شامل این طرح می شوند.گیلارد در بیانیه ای اعلام کرد: « ما میزان پذیرش پناهنده را در سال مالی جدید، از سیزده هزار و هفتصد و پنجاه نفر را به بیست هزار تن افزایش خواهیم داد.»سال مالی استرالیا اول ماه جولای آغاز می شود.سال گذشته میلادی هزاران تن در حوادث مربوط به قاچاق انسان در دریاهای میان اندونزی و استرالیا جان خود را از دست داده اند، اما این حوادث سبب نشد افراد جویای پناهندگی از انجام چنین سفرهای دریایی پر خطر دست بردارند.
پیش چشم آدم آواره گل هم بوی کاهگل می دهد
**زندگی دور از وطن طعم هلاهل می دهد**

pagan
پست: 298
تاریخ عضویت: سه شنبه 5 دی 1391, 1:58 pm

پست توسط pagan » سه شنبه 7 خرداد 1392, 6:33 pm

______________________________________________________________________________
_________________________________________________________________________
-
-
خودکشی یک پناهجوی ایرانی در استرالیا
January 10, 2013
دو شب پیش یکی از پناهجویان ایرانی در بازداشتگاه جزیره نائورو دست به خودکشی زده است. دولت استرالیا از حدود چهار ماه پیش با مستثنی کردن خاک استرالیا از حوزه پذیرش پناهجویان، یعنی کسانی که از خارج به استرالیا می آیند و تقاضای پناهندگی میدهند، و در پیش گرفتن سیاست بررسی و احیانا پذیرش پرونده پناهجویان در خارج از استرالیا و نیز برای متوقف کردن قایقهای پناهجویان و کار قاچاقچیان انسان که هر از چندگاه صدها نفر را بکشتن میدادند، تعداد بیش از ۳۰۰ نفر از پناهجویانی را که از اواسط آگوست ۲۰۱۲ آمده بودند به جزیره نائورو در قلب اقیانوس آرام جنوبی فرستاد.

پناهجویان٬به علت شرایط سخت روحی ٬فکری و مالی٬همیشه در مرض هجمه های روانی هستند٬کنترل اینگونه هجمه نیازمند فضای مناسب میباشد.
اخیرا نیز چند خانواده پناهجو که از قرار معلوم شامل ۲ خانواده ایرانی هم میشود را نیز به جزیره مانوس در کشور پاپوا گینه نو فرستاده است. با این وجود بنابه اعتراف وزیر مهاجرت استرالیا، این سیاستها قادر به متوقف کردن آمدن قایقهای پناهجویان نبوده و ظرفیت بازداشتگاههای خارج کشوری نیز تکمیل شده است. بنابراین وزارت مهاجرت، ویزایی به نام جامعه استرالیا معرفی کرده که دارندگان آن پناهجویانی هستند که تازه به استرالیا آمده اند. این پناهجویان بازداشت نمیشوند، چه در کمپهای داخل و چه خارج از استرالیا، اما با وجود اینکه آزاد زندگی میکنند حق کار ندارند و کمک هزینه بسیار اندکی از دولت استرالیا دریافت میکنند، که بنا به گفته کریس بوون، وزیر مهاجرت استرالیا، برای این بوده که مزیتی نسبت به کسانی که در نائورو یا جزیره مانوس هستند نداشته باشند. اکنون تضادهای غیرانسانی این سیاست رو آمده است؛ چرا عده ای از پناهجویان باید به کمپهای خارج کشور فرستاده شوند و در آن شرایط وحشتناک که بشدت باعث اعتراض نهادهای بین المللی حقوق بشر و حمایت ار حقوق پناهندگان شده زندگی کنند، اما عده دیگری در خاک استرالیا بمانند در حالیکه همه از یک تاریخ به بعد (اواسط آگوست) آمده اند؟! رسما هیچ معیاری برای گزینش وجود نداشته است. باز هم بنا به گفته وزیر مهاجرت، پروسه بررسی و پذیرش همه پناهجویانی که بدون ویزا به استرالیا آمده اند ممکن است تا ۵ سال طول بکشد. یعنی همه پناهجویان باید ۵ سال بلاتکلیف و سردرگم، بیکار و با حداقل استانداردهای زندگی،زن و مرد، خردسال و سالمند، چه در نائورو و جزیره مانوس و چه در داخل استرالیا در بدترین شرایط زندگی را تاب آورند. این سیاست نتنها نقض آشکار حقوق بشر و کنوانسیونهای حقوق پناهندگان است بلکه آشکارا هدفش منصرف کردن پناهجویان از آمدن به استرالیاست چیزی که کاش سیاستمداران استرالیائی شجاعت و صداقت گفتنش را داشتند
بهرحال این سیاست در صورت ادامه یافتن قربانیان زیادی از پناهجویان خواهد گرفت. یکی از مهمترین قربانیان این سیاست پناهجویان ایرانی خواهند بود
منبع : فیس بوک بهزاد باقری
آخرین ويرايش توسط 1 on pagan, ويرايش شده در 0.
پیش چشم آدم آواره گل هم بوی کاهگل می دهد
**زندگی دور از وطن طعم هلاهل می دهد**

pagan
پست: 298
تاریخ عضویت: سه شنبه 5 دی 1391, 1:58 pm

پست توسط pagan » سه شنبه 7 خرداد 1392, 6:37 pm

___________________________________________________________________________________
_______________________________________________________________________________
-
-
افسردگی و خودکشی در دوران پناهجویی
January 10, 2013
مرگ سمیر هاشمی، پناهجوی ایرانی در آلمان
مهناز شریف
بلاتکلیفی‌های طولانی، مشکلات ماه‌های نخستین مهاجرت، ندانستن زبان، دل‌نگرانی از اخراج وغیره
بسیاری از پناهجویان را به ورطه‌ افسردگی، اضطراب یا حتی خودکشی می‌کشاند
تصویر
مهناز شریف- شرایط دشوار زندگی در کمپ‌های پناهجویی امر شناخته‌شده‌ای است. سال‌ها است که شمار قابل ملاحظه‌ای از ایرانیان – که بیشتر آنان را جوانان زیر ۳۰ سال تشکیل می‌دهند- با امید ساختن زندگی بهتر، یا گریز از فشار‌های سیاسی-اجتماعی حاکم، تن به شرایط دشوار پناهندگی در کشورهای اروپایی می‌دهند
اگر خوش‌شانس باشید و توانسته باشید با گذرنامه یا برگه‌های جعلی عبور، از ترکیه و یونان یا سایر کشورهایی که به اصطلاح “مسیر” نامیده می‌شوند خود را به اروپا برسانید، تازه باید برای شرایط دشوار زندگی در کمپ‌های پناهندگی خود را آماده کنید.
هرچند شرایط پناهجویی در همه‌ این کمپ‌ها و کشورها یکسان و مشابه نیست، اما بلاتکلیفی‌های طولانی، مشکلات ماه‌های نخستین مهاجرت، ندانستن زبان، دل‌نگرانی از اخراج و…
بسیاری از پناهجویان را به ورطه‌ افسردگی، اضطراب یا حتی خودکشی می‌کشاند.
روز چهارم سپتامبر (چهاردهم شهریور) برخی از منابع خبری در آلمان که در زمینه‌ حقوق پناهندگان فعال هستند، خبر از مرگ مشکوک پناهجوی جوان ایرانی، سمیر هاشمی در یکی از کمپ‌های ایالت بادن‌ووتنبرگ در جنوب آلمان دادند.
ما وارد یک کشور اروپایی شده‌ایم و در اینجا اعلام پناهندگی کرده‌ایم. این کشور خودش مدعی ارزش‌های حقوق بشر است و زیر چندین سند و کنوانسیون حقوق بشری را نیز امضا کرده است. انتظار ما این است خودش به بخشی از حرف‌هایی که می‌زند عمل کند.
این نخستین مرتبه نیست که اخباری از افسردگی و خودکشی منتشر می‌شود. تنها ظرف همین سال‌های‌ اخیر که جامعه ایرانی، موج جدید مهاجرت را تجربه می‌کند چند مورد مشابه گزارش شده است
در زمستان سال گذشته، محمد رهسپار، پناهجوی جوان ایرانی در ایالت بایرن در جنوب آلمان، خودش را در اتاقش حلق‌آویز کرد. فروردین‌ سال پیش از آن نیز (سال ۱۳۹۰) کامبیز روستایی، دیگر پناهجوی ایرانی که حکم اخراجش آمده بود و به طور غیر قانونی در هلند زندگی می‌کرد، در یکی از توریستی‌ترین مکان‌های آمستردام، در میدان “دام” خودش را به آتش کشید.
در پیوند با مرگ سمیر هاشمی و این رویداد تازه، با مرتضی اشترانی، یکی از دوستان وی که خود نیز پناهجو و ساکن همان کمپ است، گفت‌وگویی انجام داده‌ایم.
مرتضی اشترانی: سه‌شنبه صبح (چهارم سپتامبر) ایشان وقتی از خواب بلند می‌شود حالش به ظاهر خوب بوده است. به گفته‌ دوستانمان، با آنها صبحانه خورده بوده و بعد هم یک ساعت، یک ساعت و نیمی باهم رفته بودند بیرون. بعد از آن، به اتاقش رفته و دیگر بچه‌ها او را ندیده بودند تا حدود ظهر. ظهر که یکی از بچه‌ها به اتاق او می‌رود، می‌بیند که روی تختش دراز کشیده و از بینی و دهانش خون آمده و فوت شده است. دوستان به پلیس زنگ می‌زنند و پلیس هم وقتی می‌آید دیگر اجازه نمی‌دهد کسی وارد اتاق شود. حول و حوش ساعت، سه، سه و نیم هم، جنازه‌ ایشان که توی اتاق بوده را با آمبولانس می‌برند.
آیا مقامات پلیس علت مرگ او را مشخص کرده‌اند؟
خیر، در این زمینه فعلاً هیچ خبری منتشر نشده است. در بیانیه‌ای که پلیس منتشر کرد تنها آمده است که یک نفر در شهر “کرشهایم آندرتک” فوت شده است.
آیا اطلاع دارید که آقای هاشمی چند وقت بود که درخواست پناهندگی‌اش را به دولت آلمان ارائه کرده بود؟
ایشان ۹ ماه بود که وارد خاک آلمان شده بودند و از همان ابتدا نیز درخواست گذاشته بودند. در ظرف این 9 ماه نیز هیچ تصمیمی روی پرونده‌شان گرفته نشده بود. ایشان حتی مصاحبه اولیه نیز نشده بودند.
آیا او در اعتراض به وضعیت بلاتکلیف خودش، اعتراضی هم کرده بود؟ آیا او در فعالیت‌های اعتراضی پناهجویان مشارکتی داشت؟
بله ایشان نامه‌نگاری زیادی کرده بودند. چندبار نامه داده بودند و از ارگان‌های مختلف و حتی مقام‌های کلیسا کمک خواسته بودند، اما به رغم همه این نامه‌نگاری‌ها، هیچ جوابی نگرفته بودند.
حتی ایشان دو مرتبه، به خاطر اینکه به خواسته‌هایشان توجه نشده بود، “خودزنی” کرده و در بیمارستان بستری شده بودند. پلیس هم از ماجرا مطلع بود. هر دوبار نیز پس از سه، چهار روز دوباره ایشان را به “هایم” ( کمپ‌های پناهجویی آلمان) برگرداندند و همان روال بلاتکلیفی سابق ادامه یافت.
در کمپی که شما زندگی می‌کنید، چند ایرانی دیگر حضور دارند؟ آیا در پیوند با وضعیت پناهجویی خودتان و این اتفاقی که تازه افتاده است، اعتراضی خواهید کرد؟
در کمپ ما ۱۶۰ پناهجو زندگی می‌کنند که ۳۰ نفر از آنان ایرانی هستند. در رابطه با حرکت‌های اعتراض نیز قرار است از هشتم همین ماه سپتامبر، یک حرکت سراسری در اعتراض به وضعیت پناهجویی در آلمان برگزار شود. اتفاقاً با صحبت‌هایی که با “سمیر” شده بود قرار بود ایشان نیز در این حرکت اعتراضی مشارکت کنند، اما در رابطه با خود این اتفاقی که در “هایم” ما افتاده، واقعیت امر این است که اکثر بچه‌ها فعلاً توی شوک هستند و تصمیم مشخصی ندارند.
آیا از میان گروه‌های حقوق بشری ایرانی و خارجی، یا مدافعان حقوق پناهندگان، گروه‌هایی هستند که به شما کمک کنند؟
بله، در گذشته نیز گروه‌هایی بوده‌اند که به ما کمک کرده‌اند. از طرف یکی از کلیساهای شهر، به بچه‌ها کمک‌هایی می‌شود. یک گروه حقوق بشر آلمانی و همینطور گروهی از مدافعان حقوق بشر در ایران که در آلمان فعال هستند نیز به ما کمک‌هایی می‌کنند.
ممکن است به طور خیلی کوتاه، به وضعیت روزمره‌ و معیشتی خودتان در کمپ اشاره کنید و از مهم‌ترین مشکلات خود بگویید؟
واقعیت این است که همه کمپ‌های پناهندگی در وضعیت مشابه‌ای قرار ندارند. به این معنا که هر هایمی، قانون خودش را دارد. در هر شهر یا هر ایالت، به فراخور قوانین ایالتی، وضعیت متفاوت است.
در هایمی که ما در آن داریم زندگی می‌کنیم، به لحاظ پرداخت‌های مالی، تا همین ماه پیش که پرداخت‌ها افزایش نیافته بود، ماهی ۴۰ یورو به ما پول می‌دادند و هفته‌ای ۳۱ یورو نیز “شاین” (کوپن خرید) برای خرید مواد غذایی- آن هم تنها از یک فروشگاه مشخص- به ما تعلق می‌گرفت.
به لحاظ روند یا وضعیت پرونده‌ها نیز واقعیت این است که از ۳۰ ایرانی که در کمپ ما هستند، هجده، نوزده نفر هنوز مصاحبه نخستین نیز نشده‌اند. همه این افراد نیز بالای هفت، هشت ماه است که تقاضای پناهندگی‌ داده‌اند.
ما وارد یک کشور اروپایی شده‌ایم و در اینجا اعلام پناهندگی کرده‌ایم. این کشور خودش مدعی ارزش‌های حقوق بشر است و زیر چندین سند و کنوانسیون حقوق بشری را نیز امضا کرده است. انتظار این است خودش به بخشی از حرف‌هایی که می‌زند عمل کند، اما واقعیت چیز دیگری است. در این وضعیتی که ما در آن به سر می‌بریم، “حقوق بشر” اجرا نمی‌شود.
منبع : رادیو زمانه
پیش چشم آدم آواره گل هم بوی کاهگل می دهد
**زندگی دور از وطن طعم هلاهل می دهد**

pagan
پست: 298
تاریخ عضویت: سه شنبه 5 دی 1391, 1:58 pm

پست توسط pagan » پنج شنبه 9 خرداد 1392, 8:37 am

_______________________________________________________________________________
__________________________________________________________________________
-
-
استرالیایی‌ها؛ شادترین مردم در کشورهای توسعه یافته
تصویر
احساس شادی برای کسانی که در جامعه ناشاد زندگی می‌کنند دیریاب‌تر است

استرالیا برای سومین سال پیاپی به عنوان شادترین کشور در بین کشورهای توسعه‌یافته معرفی شد. این کشور به علت قدرت اقتصادی و مجموعه معیارهایی که 'شاخص زندگی بهتر' را تعیین می کنند در میان ۳۶ کشور صنعتی جهان بهترین رتبه را به دست آورد.
سازمان توسعه و همکاری‌های اقتصادی (OECD) هر سال بر اساس 'شاخص زندگی بهتر' این رده‌بندی را اعلام می‌کند.
این سازمان از ۳۴ عضو تشکیل شده و ۵۰ کشور دیگر نیز بدون عضویت با این سازمان همکاری دارند.
شاخص زندگی بهتر برای ۳۴ کشور عضو و دو کشور غیرعضو، روسیه و برزیل، اندازه‌گیری شده است.
این سازمان معتقد است که تولید ناخالص ملی معیار خوبی برای ارزیابی کیفیت زندگی شهروندان نیست، از این رو برای بررسی کیفیت زندگی ۲۴ نشانگر تعریف کرده که ۱۱ معیار زندگی بهتر را تشکیل می دهند. با در نظر گرفتن این ۱۱ معیار بعلاوه قدرت اقتصادی، شاخص زندگی بهتر تعیین می شود.
این شاخص همچنین تفاوت کیفیت زندگی زنان با مردان و طبقات پردرآمد با کم درآمد جامعه را هم مقایسه می کند.
استرالیا
در رده‌بندی امسال بعد از استرالیا، سوئد، کانادا، نروژ و سوییس قرار گرفته‌اند.
سازمان توسعه و همکاری‌های اقتصادی می‌گوید "استرالیا در زمینه معیارهای زندگی خوب بسیار عالی عمل کرده به دلیل آنکه در بیشتر معیارهایی که شاخص زندگی بهتر را تعیین می‌کنند در بین بهترین‌ها است."
بر اساس این گزارش بیشتر از ۷۳ درصد جمعیت ۱۵ تا ۶۴ استرالیا دارای شغل هستند که بیشتر از متوسط کشورهای عضو سازمان توسعه و همکاری‌های اقتصادی است.

امید به زندگی هم در استرالیا ۸۲ سال است که بالاتر از متوسط کشورهای عضو است.
استرالیا دو دهه است که از رشد اقتصادی برخوردار است و تقاضای زیاد برای منابع طبیعی‌اش وجود دارد.
قدرت اقتصادی این کشور خود را در واحد پولش یعنی دلار استرالیا نشان می دهد که ارزشش به بالاترین حد در سی سال گذشته رسیده است.
البته با از رونق افتادن صنعت معدن و افزایش بیکاری، دولت استرالیا بتدریج خود را با دشواریهای اقتصادی روبرو می بیند.
از این رو حزب حاکم کارگر سعی دارد تا وابستگی اقتصاد را به معادن را کاهش دهد و به سمت ساخت و ساز و تولیدات صنعتی برود.
استرالیا مشکل شکاف طبقاتی هم دارد و بنابر گزارش سازمان توسعه و همکاری‌های اقتصادی، بیست درصد بالای جامعه شش برابر بیست درصد پایین درآمد دارد.
با این حال ۸۴ درصد مردم استرالیا می گویند که در یک روز معمولی بیشتر احساس خوب (آرامش، استراحت، غرور از داشته‌ها، لذت) دارند تا احساس بد (درد، نگرانی، غم، بی‌حوصلگی).

معیارهای زندگی بهتر
مسکن
درآمد
شغل
تحصیل
روابط اجتماعی
محیط‌زیست
فعالیتهای مدنی
سلامت
رضایت از زندگی
امنیت
نسبت کار به زندگی شخصی

http://www.bbc.co.uk/persian/world/2013 ... ndex.shtml
پیش چشم آدم آواره گل هم بوی کاهگل می دهد
**زندگی دور از وطن طعم هلاهل می دهد**

pagan
پست: 298
تاریخ عضویت: سه شنبه 5 دی 1391, 1:58 pm

پست توسط pagan » یک شنبه 19 خرداد 1392, 4:11 am

________________________________________________________________________________________
___________________________________________________________________________________
-
-

هشدار جدی به پناهجویان ایرانی در سراسر جهان و نکاتی در رابطه با حق پناهندگی
منتشر شده در 14 خرداد 1392

محمد مصطفایی - وکیل دادگستری و مدیر سازمان مدارای جهانی

در ماه‌های گذشته افراد بسیاری در کشورهای مختلف به انحاء مختلف از جمله اینترنتی و حضوری به بنده مراجعه کرده و خواستار آن شدند تا در رابطه با پرونده پناهندگی آنها مشاوره داده و یاری کنم. چرا که به هر حال پناهندگی حقی است که برای استفاده از آن متقاضی پناهندگی می‌بایست اثبات کند دلایل و مدارکش چنان قوی و محکم است که می تواند از این حق استفاده کند. روال اداره‌های مهاجرت در سراسر جهان هم این است که یا بر اساس قوانین پناهندگی ملی و بین‌المللی و با در نظر گرفتن دلایل و مدارک متقاضی، وی را مستحق استفاده از پناهندگی دانسته و به وی پاسخ مثبت می دهند و یا اینکه دلایل را برای استحقاق پناهندگی کافی ندانسته و پاسخ منفی است. در ملاقات‌های مختلفی که با بسیاری از پناهجویان داشته‌ام متاسفانه این امکان به دلیل ساخت مدارکی جعلی و غیر قابل باور چنان نبود که بتوانم به آنها کمک کنم. هر چند در سال‌های گذشته ده‌ها نفر به اینجانب مراجعه نموده و از این بین به کسانی که پرونده نسبتا قابل قبولی داشته‌اند کمک کرده و به برخی که قصد درخواست پناهندگی داشته‌اند مشاوره حقوقی داده‌ام. در اینجا با توجه به تجربه‌هایی که کسب کرده‌ام وظیفه خود می‌دانم تا نکاتی را جهت آگاهی به نظر هم‌میهنان عزیزم که به دلایلی قصد دارند درخواست پناهندگی داده و یا پرونده پناهندگی آن‌ها مطرح است یادآور شوم و درخواستم این است که این نکات را جدی گرفته و به آنها توجه کنند.

یک:

پیش از اینکه از ایران خارج شوید، حتما به تمامی جوانب خروج خود و اقدامی که می‌کنید کاملا فکر کنید و عواقب خروج خود و آنچه مطرح می‌کنید را مورد ارزیابی قرار دهید. این نکات را به جد در نظر بگیرید:

1- شما ممکن است به یکی از کشورهایی که نیاز به ویزا ندارد ورود کنید؛ در این صورت می‌بایست خود را به کمیساریای عالی پناهندگان معرفی نمایید. توجه داشته باشید که اولا ادعایی که برای پناهندگی می‌کنید، می‌بایست ادعایی قابل قبول و موثق باشد. در این صورت کمیساریای عالی پناهندگان به شما پاسخ مثبت خواهد داد و می بایست منتظر یک کشور سوم باشید. این انتظار امکان دارد ماه‌ها و حتی چند سال به طول انجامد. این امکان هم وجود دارد که کمیساریای عالی پناهندگان ادعای شما را نپذیرد و شما مجبور شود به کشور ایران بازگردید. به هر حال پیش از این‌که هر گونه اقدامی نمایید حتما با مشاورین پناهندگی - ونه کارچاق‌کن‌ها و کسانی که تخصص ندارند- مشورت کنید و با ادعاهای قابل قبول و منطقی و عقلایی به کمیساریای عالی پناهندگان قدم بگذارید.

2- شما ممکن است این امکان را داشته باشید که با پرداخت یا بدون پرداخت مبلغی به کشور دلخواه خود از جمله کشورهای اروپایی، کانادا، آمریکا، استرالیا و یا هر کشور دیگری بروید. گمان نکنید چون از ایران با موفقیت خارج شده و در یکی از کشورهای فوق هستید، عمده مراحل پناهندگی را گذرانده‌اید. اینطور نیست و شما می‌بایست در اداره مهاجرت کشورهایی که در خواست پناهندگی می‌دهید اثبات کنید مستحق استفاده از حق پناهندگی هستید. گمان نکنید که اداره‌های مهاجرت به قوانین و سیستم و شرایط کشور ایران آگاه نیستند. آنها مشاوران بسیار زبده و زیرک و در عین حال با معلومات بالا از موقعیت ایران دارند و به راحتی متوجه می شوند که ادعای شما با واقعیت منطبق است یا خیر. پس در این مرحله نیز با یک وکیل زبده در امور پناهندگی مشورت کنید.

3- وکلایی که شما با آنها مواجه می‌شوید عمدتا وکیل آن کشور بوده و از قوانین و مدارکی که ارائه می‌دهید آگاهی ندارند بنابراین حتما موضوع پرونده خود را با یک وکیل متبحر ایرانی نیز در میان گذاشته و اگر مدرک و دلیل از جمله احظاریه و دادنامه دارید به وی نشان دهید. چرا که وکلای خارجی نوع مدارک کتبی مراجع انتظامی، امنیتی و قضایی را ندیده و به قوانین ایران تسلطی ندارند. این نکته را حتما جدی بگیرید.

4- مراقب باشید عده ای سود جو و منفعت طلب به کمین نشسته‌اند تا در برابر افرادی که در پرونده پناهندگیشان با مشکلاتی مواجه شده، ظاهر شده و آنان را فریب دهند. فریب آنها در چند روش خلاصه می شود.

اول آنکه قول ساخت پرونده‌ای را می دهند که به هیچ وجه قابل باور برای اداره مهاجرت نیست اما با چرب‌زبانی، شخص پناهجو را متقاعد می‌کنند که آنچه آنها می گویند را در اداره مهاجرت مطرح کند. همانطور که عرض کردم مامور رسیدگی به پرونده شما با افراد بسیاری در سال‌های گذشته مواجه شده است و به خوبی می تواند تشحیص دهد که آیا شما درست می گویید یا اینکه در حال ساخت پرونده‌ای برای استفاده از حق پناهندگی هستید.

دوم اینکه این افراد با گرفتن مبلغی قول ساخت مدارک دادگاه از جمله احظاریه، اخطاریه، دادنامه و هر مدرک قضایی دیگر را به شما می دهند و اعلام می کنند که خود در دستگاه قضایی بوده و یا اینکه فردی که این برگه‌ها را می‌سازند دستی در دستگاه قضایی دارند. مراقب باشید که چنین اظهاراتی کذب بوده و بسیاری از مدارکی که تا کنون این‌جانب دیده‌ام کاملا مشخص است که واقعی نیست. مثلا شماره پرونده یا شماره‌های پرونده های دستگاه قضایی همخوانی ندارد، یا شعبه‌ای با نامی که در برگه درج است وجود خارجی ندارد، و یا این که احکام دارای اشکالات قضایی بسیار است. این را در نظر بگیرید که هر کدام از برگه‌هایی که شما ارائه می‌دهید توسط کارشناسان خبره قضایی مورد ارزیابی قرار می‌گیرد و نظر آنها در پرونده پناهندگی شما حجت است.

5- در ماه‌های گذشته متوجه این قضیه شده‌ام که مامورین امنیتی و اطلاعاتی جمهوری اسلامی ایران، افرادی را که در خارج از کشور فعالیت می‌کنند و یا با مشکل پناهندگی مواجه می‌شوند، اغفال کرده و به آن‌ها وعده می‌دهند که می‌توانند برگه‌هایی از دادسرا یا دادگاه به خصوص دادگاه انقلاب تهیه کنند. آنها با قصد و نیت قبلی برگه‌هایی را به پناهجویان می‌دهند که از اساس اشکال داشته و یا به عمد اخطاریه یا دادنامه جعلی ارائه کرده و در ازای آن مبلغ کلانی هم دریافت می‌کنند. مراقب این دست افراد هم باشید. آنها قصدشان این است که پرونده پناهندگی شما را مخدوش کنند؛ به گونه‌ای که دیگر نتوانید از خود دفاع کنید. افراد بسیاری را می‌شناسم که در ماه‌های گذشته چنین برگه‌هایی را به اداره مهاجرت ارائه داده‌اند و به این ترتیب پرونده خود را با مشکل مواجه کرده‌اند. در حالی که این دسته از افراد، هم در داخل ایران -هر چند به صورت کم‌رنگ- و هم در خارج از ایران -اما به صورت فعال و پر رنگ- فعالیت سیاسی می‌کردند اما حالا پرونده‌شان با مشکل مواجه شده است. توصیه و تاکید می‌کنم که به درست بودن اسناد خود یقین داشته باشید و سپس آنها به اداره مهاجرت ارائه نمایید.

دو:

در هنگام مصاحبه از اظهارات ضد و نقیض خودداری کنید و سعی نکنید با داستان‌سرایی و قصه‌گویی پرونده خود را از مسیر اصلی‌اش خارج کرده و موضوع پرونده خود را آنقدر بزرگ کنید که مسول مربوطه به این نتیجه برسد که شما دروغ می‌گویید. مشکل خود را به صورت خلاصه و با استناد به دلایل موثق، عقلانی و قوی مطرح کنید.

سه:

اداره‌های مهاجرت کسی را پناهنده محسوب می‌کنند که در کشور خود به دلیل فشارهای امنیتی، از امنیت جسمی و روحی و جانی برخوردار نباشد و امکان بازداشت، شکنجه و حبس طویل‌المدت و یا اعدام او برود. موضوعات اجتماعی هم بسیار سخت مورد قبول اداره های مهاجرت قرار می‌گیرد. مراقب باشید موضوعات را با یکدیگر خلط نکنید و به نوعی مواردی را عنوان کنید که با حقیقت مطابقت داشته باشد. مثلا نگویید که ساعت ۱۷ وقتی داشتم از سر کار به منزل می رفتم در راه منزل، سرم را داخل گونی کردند و من را به یک جایی بردند که خودم هم نمی دانم کجا بود و بعد از دو هفته شکنجه و … من را در اتوبان انداختند و بعد محاکمه شدم و به شش سال حبس محکوم شدم. این داستان قابل باور نیست. حتی اگر یک درصد واقعی باشد قابل باور برای اداره مهاجرت نیست. یا اینکه نگویید به دلیل ارتباط جنسی با زن یا مردی که شوهر داشت و از ترس سنگسار خارج شده‌ام، در حالی که مجرد هستید. و یا اینکه چندین موضوع را یک جا مطرح نکنید مثل اینکه بهایی بودم، دینم را تغییر داده‌ام، هموسکشوال بوده‌ام و چندین مورد اینچنینی دیگر. هر آنچه که شما در اداره مهاجرت یا هر جای دیگری در رابطه با پرونده پناهندگی خود عنوان می‌کنید به نفع و یا ضرر شما مورد استفاده قرار می‌گیرد. یک اشتباه و کوتاهی شما باعث می‌شود سالیان سال با مشکلات جدی در دیار غربت مواجه شوید.

موارد بسیاری وجود دارد که در این یادداشت کوتاه امکان بیان آن‌ها نیست و در خصوص هر مورد می‌طلبد که به صورت ویژه مورد بررسی قرار گیرد. اما نکات فوق از جمله نکاتی است که می‌بایست حتما آنها را رعایت کنید و تاکید می‌کنم مراقب کسانی که برایتان می‌خواهند مدرکی فراهم کنند، باشید.

امیدوارم که روزی ایرانی آزاد داشته باشیم تا ناچار نشویم گدایی اقامت در یک کشور امن را بنماییم؛ ایرانی که همه کشورهای جهان از ورود شهروندانش بدون ویزا استقبال کنند. من به رسیدن آن روز ایمان دارم…. پاینده و پایدار باشید.
پیش چشم آدم آواره گل هم بوی کاهگل می دهد
**زندگی دور از وطن طعم هلاهل می دهد**

pagan
پست: 298
تاریخ عضویت: سه شنبه 5 دی 1391, 1:58 pm

پست توسط pagan » سه شنبه 21 خرداد 1392, 8:07 pm

__________________________________________________________________________________
______________________________________________________________________________
-
-
یک مرد جزایری برای مهاجرت به اسپانیا درون تهویه کشتی پنهان شد

دبی - العربیه.نت فارسی
یک مرد الجزایری در یک اقدام ماجراجویانه برای مهاجرت به کشور اسپانیا خود را درون تهویه کشتی پنهان کرد.
روزنامه بریتانیایی "دیلی میل" روز سه شنبه 11-6-2013 در گزارشی آورده است که این مرد 48 ساله الجزایری ، از شهر طنجه در مراکش تا اسپانیا ، برای مدت دو ساعت ، درون تهویه کشتی پنهان شده بود.
افرادی از پلیس اسپانیا این مرد را در منطقه "طاریفا" از درون تهویه کشتی به بیرون کشیدند و در مرکز پلیس این منطقه بازداشت کردند.
گفتنی است که بسیاری از جوانان جویای کار در کشورهای شمال آفریقا ، جهت پناه بردن به کشورهای اروپایی ، راههای بسیار خطرناکی را از جمله عبور از دریا به شیوه های مختلف تجربه می کنند.

http://farsi.alarabiya.net/fa/internati ... 8%AF-.html
پیش چشم آدم آواره گل هم بوی کاهگل می دهد
**زندگی دور از وطن طعم هلاهل می دهد**

pagan
پست: 298
تاریخ عضویت: سه شنبه 5 دی 1391, 1:58 pm

پست توسط pagan » پنج شنبه 23 خرداد 1392, 6:02 am

_____________________________________________________________________________________
________________________________________________________________________________
-
-
گردهمایی پناهجویان معترض در دهلی نو وارد پنجمین روز خود شد


اخبار روز - گزارش دریافتی: گردهمایی اعتراضی پناهجویان در دهلی نو با شعار"حقوق پناهندگی, حقوق بشر است؛با هم ایستاده ایم" وارد پنجمین روز خود شد.
این گردهمایی به شکل مشترک از سوی مهاجرانی از افغانستان و ایران از هفته ی گذشته در مقابل دفتر کمیساریای عالی پناهندگان سازمان ملل در دهلی نو برای اعتراض به شرایط بسیار دشوار پناهجویان در هندوستان برگزار شده و بر اساس اعلام این گروه معترض تا حصول نتیجه ادامه خواهد داشت.
نکته ی قابل توجه همکاری مشترک مهاجران افغانی و ایرانی در این گرده همایی اعتراضی است که علاوه بر موضوع مشکلات پناهجویان در هندوستان به حرکتی در اعتراض به رفتار های حاکمیت ایران در قبال برادران و خواهران مهاجر افغان در ایران هم بدل شده است تا جایی که روابط بسیار صمیمانه ای بین این دو گروه توجه ها را به خوت جلب کرده است.
بر اساس گزارش منتشره در وبسایت "کمپین دفاع از حق پناهندگی در هند" شرکت کنندگان در گردهمایی ضمن محکوم کردن رفتار های زشت و غیر انسانی دولت ایران نسبت به مهاجرین افغان در ایران ؛ تاکید کرده اند اینگونه رفتار های ضد انسانی هرگز موجب اختلاف و جدایی بین دو فرهنگ نزدیک و همزبان نخواهد شد .
شرکت کنندگان در این گرده همایی همچنین اعلام کرده اند:«در مقابل دفتر کمیساریای امور پناهندگان گرد هم آمده ایم تا شاید گوش شنوایی برای مشکلات بسیار و سوظن های ناشی از بی تفاوتیهای کمیساریای عالی در رابطه با این مشکلات ایجاد شده پیدا کنیم».
بر اساس اعلام پناهجویان معترض در دهلی، هیچگونه خدمات پزشکی استانداردی از طرف دفتر کمیساریا برای مهاجرین وجود ندارد .همچنین این افراد هر هرگونه امکان ادامه ی تحصیل و داشتن شغل محروم هستند و مرکز مشاوره ی حقوقی ایجاد شده از سوی کمیساریای امور پناهندگان سازمان ملل به یک مرکز ترجمه با خدمات بسیار محدود تنزل یافته و هیچ مشاوره و یا راهنمایی حقوقی به پناهجویان ارایه نمی کند.
بر اساس اعلام سخنگوی این گرده همایی مسئولان کمیساریای عالی پناهندگان سازمان ملل در ۵ روز گذشته هیچ واکنشی و یا پاسخی به درخواست ها نشان ندادند.
ونداد اولادعظیمی افزود : باوجود پیگیری ها و مراجعات مکرر و تجمع پناهجویان در دمای بسیار بالا هیچ واکنشی از سوی مسئولان این سامان دریافت نکرده ایم اما تا دریافت پاسخ های قانع کننده به گرده همایی خود ادامه خواهیم داد.
این گرده همایی در حالی در مقابل دفتر کمیساریای عالی پناهندگان ملل متحد در پایتخت هندوستان برگزار شده که بیست و سومین شورای حقوق بشر ملل متحد در ژنو با دستور کار های مشخص در خصوص بهبود رفتار سازمان ها و کشور ها با پناهجویان برقرار است و علاوه بر مقامات سازمان ملل نمایندگان دولت و سازمان های مردم نهاد هندی در نشست ژنو شرکت کرده و موضعگیری های مختلفی در این خصوص گرفته و منتشر کرده اند.
براساس شنیده های برخی از شرکت کنندگان در این گرده همایی مدیر کمیساریای ملل متحد به شکل ضمنی شرکت کنندگان را تهدید به برخورد پلیش هند کرد.
ونداد اولاد عظیمی در این خصوص گفت : «نمی توانم این شایعه را تایید یا تکذیب کنم اما آنچه مسلم است در هر شرایطی ما به دنبال دریافت پاسخ پرسش ها و احیای حقوق مصرح خود هستیم».
پیش چشم آدم آواره گل هم بوی کاهگل می دهد
**زندگی دور از وطن طعم هلاهل می دهد**

pagan
پست: 298
تاریخ عضویت: سه شنبه 5 دی 1391, 1:58 pm

پست توسط pagan » جمعه 24 خرداد 1392, 8:09 pm

________________________________________________________________________________
____________________________________________________________________________
-
-
شرایط پذیرش پناهجو در اتحادیه اروپا استاندارد می‌شود
تصویر
قانون جدید پناهندگی اتحادیه اروپا، حقوق حمایتی بیشتری برای پناهجویان در نظر گرفته است. این قانون مقررات مشترکی را نیز برای تشکیل پرونده پناهجویان پیش‌بینی کرده که منصفانه‌تر و سازگارتر از مقررات پیشین است.
پارلمان اروپا روز چهارشنبه (۱۲ ژوئن/۲۲ خرداد) قانون جدید پناهندگی در اتحادیه اروپا را به تصویب رساند. کار بر روی این قانون از سال ۱۹۹۹آغاز شده و برخی ماده‌های آن در طی مراحل پناهندگی از سال ۲۰۰۵به جریان افتاده بود. اما در عمل مشاهده شد که اجرای این مقررات در کشورهای مختلف، با ابهام و تناقض‌هایی همراه می‌شوند.
تاکنون، شانس پذیرش تقاضای پناهندگی و نوع رفتار با متقاضی به این بستگی داشت که وی در چه کشوری درخواست پناهندگی داده باشد. این وضعیت در محافل اتحادیه اروپا با عبارت "لاتاری پناهندگی" توصیف می‌شد. با تصویب قانون جدید، چنین ریسکی از میان خواهد رفت و مقررات مشترک و یکسانی در برابر متقاضیان به اجرا در خواهد آمد.
این قانون، پیش‌تر از تصویب شورای وزیران اتحادیه اروپا گذشته بود و با اکثریت آرا در پارلمان اروپا به تصویب رسید. قانون جدید پناهندگی اتحادیه اروپا مشتمل بر سه دستورالعمل و دو آیین‌نامه است. دستورالعمل‌های حقوقی باید ظرف دو سال به تصویب مجالس هر یک از کشورهای عضو اتحادیه رسیده و در قوانین ملی آن‌ها جریان یابند تا اجرای آن‌ها بدون واسطه و به صورت مستقیم باشد.

تسهیل فرآیند پناهندگی
قانون جدید پناهندگی اتحادیه اروپا، تسهیلات تازه‌ای برای پناهجویان در نظر گرفته که از جمله شامل کاهش مدت زمان انتظار برای دریافت پاسخ است. طبق این قانون، رسیدگی به تقاضای پناهندگی باید حداکثر تا شش ماه انجام گیرد و در موارد بسیار دشوار و پیچیده بیشتر از ۱۸ ماه طول نکشد.
هم‌چنین مقرر شده که مسئولان ادارات مربوط به امور پناهجویان، از آموزش بیشتری برای همیاری و کمک به متقاضیان پناهندگی برخوردار شوند.
در این قانون، حقوق پناهجویان نابالغ نیز که همراهی در کنار خود ندارند، تقویت شده است. طبق مقررات جدید، از این پس تک تک پناهجویان زیر هجده سال و بدون سرپرست، از سوی فردی دوره دیده، همراهی خواهند شد. این در حالی است که تاکنون در آلمان فدرال، با پناهجویان ۱۶ ساله، همانند افراد بالغ رفتار می‌شد.
قانون جدید پناهندگی در اتحادیه اروپا، تسهیلاتی نیز برای قربانیان شکنجه در نظر گرفته و این دسته و هم‌چنین افراد نابالغ را از پرس‌‌وجوهای رایج در فرودگاه‌ها معاف کرده است. به این ترتیب، دیگر لازم نخواهد بود که مقامات آلمانی برای کلیه کسانی که بدون گذرنامه یا با پاسپورت جعلی وارد خاک این کشور می‌شوند، پرونده تشکیل دهند.
سازمان‌های حقوق بشری و کلیساهای اروپا همواره از رفتار مقامات اتحادیه اروپا در برابر پناهجویان انتقاد کرده‌اند. بیش از همه، کشورهای ایتالیا، مالت و اسپانیا در معرض این اتهام قرار دارند که با متقاضیان پناهندگی رفتار نامناسبی دارند.
اداره آمار اتحادیه اروپا در سال ۲۰۱۲، تعداد ۳۳۰ هزار تقاضای پناهندگی را ثبت کرده که ۷۰ هزار مورد آن پذیرفته شده است. آلمان واجد بیشترین تقاضاها به میزان ۷۷ هزار و ۵۰۰ درخواست بوده است. فرانسه با ۶۰ هزار و ۶۰۰ درخواست و سوئد با ۴۳ هزار و ۹۰۰ درخواست، جایگاه‌های دوم و سوم را داشته‌اند.
پیش چشم آدم آواره گل هم بوی کاهگل می دهد
**زندگی دور از وطن طعم هلاهل می دهد**

pagan
پست: 298
تاریخ عضویت: سه شنبه 5 دی 1391, 1:58 pm

پست توسط pagan » پنج شنبه 6 تیر 1392, 8:25 am

_____________________________________________________________________________________
________________________________________________________________________________
-
-
گرجستان، دوبی جدیدی برای مهاجران ایرانی

تصویر
بابک می گوید به دلیل اعتقاد به مسیحیت مورد ضرب و شتم قرار گرفته و به زندان افتاده است

دمین مک گینس خبرنگار بی بی سی- تفلیس
شمار زیادی از ایرانیان در گرجستان، از جمهوری‌های شوروی سابق زندگی می‌کنند.
بعضی از آنها می‌گویند که شرایط بد اقتصادی ناشی از تحریم های غرب آنها را مجبور کرده تا ایران را ترک کنند، این در حالی است که گروهی دیگر شکنجه و آزار مقامات ایرانی را عامل خروج از کشور عنوان کرده‌اند.
هفته نامه آریانا در گرجستان به زبان فارسی منتشر می شود. این هفته نامه به دلیل افزایش شمار ایرانیان در آن کشور منتشر می‌شود. از زمان انتشار این هفته نامه در ۴ ماه پیش، تیراژ آن چهار برابر شده است.
این هفته نامه در تلاش است با ارائه اطلاعاتی درباره فرهنگ و سنت‌های محلی گرجستان، به ایرانیانی که به قصد زندگی به آن کشور می‌روند، کمک کند.
سارا قاضی، صاحب امتیاز و سردبیر این هفته نامه می گوید که مردم در ایران با تورم بالایی روبرو هستند و گرجستان، به دلیل نزدیکی با ایران می تواند انتخاب مناسبی برای آنها باشد. نکته دیگر این که ایرانی ها برای ورود به گرجستان نیاز به ویزا ندارند.
خانم قاضی می‌گوید: "ایرانیانی هستند که دوست دارند در گرجستان سرمایه گذاری کنند. اقتصاد گرجستان در حال پیشرفت است. از نظر آنها گرجستان در شرایط فعلی یکی از قطب های تجاری محسوب می شود."
تصویر
آریانا، هفته نامه ای که به زبان فارسی و برای ایرانیان ساکن گرجستان منتشر می شود
شمار ایرانیانی که به گرجستان سفر می‌کنند سال گذشته ۶۰ درصد افزایش یافت و به حدود ۱۰۰ هزار نفر در یک سال رسید.
در حال حاضر بیش از ۶۰۰۰ هزار ایرانی رسما شهروند گرجستان شده‌اند، که این رقم، برای کشوری که معمولا هدف مهاجرت نیست، زیاد بنظر می رسد.

نوسانات دلار
برای بابک امین که در زمینه تولید اسباب بازی فعالیت می‌کند، ترک ایران از نظر اقتصادی حائز اهمیت است.
با او در مرکز تجاری گرجستان- ایران در تفلیس ملاقات کردم. این مرکز به ایرانیان در مورد فعالیت های تجاری در گرجستان، کمک می کند.
مشاوران این مرکز روزانه به حدود ۱۵ ایرانی که قصد بازکردن شرکت و یا خرید ملک در گرجستان را دارند، مشاوره می دهند.
آقای امین گفت که به دلیل تحریم ها، فروش محصولاتش در ایران غیرممکن است.
به گفته آقای امین "نوسانات نرخ دلار باعث می شود که ما در ایران نتوانیم تجارت کنیم. هر چیزی که امروز می خریم و به ایران می‌فرستیم، روز بعد شاهد بالا رفتن ارزش دلار هستیم."
مزیت گرجستان این است که این کشور از حمایت غرب برخوردار است و از نظر تجارت از شرایط مناسبی در منطقه برخوردار است.
این کشور روابط تاریخی و فرهنگی قوی ای هم با ایران دارد.
گرجستان زمانی بخشی از امپراتوری ایران بود.
تصویر
نفوذ گذشته ایران را هنوز می توان در معماری شهر تفلیس دید
تعداد زیادی از خانه های قدیمی در تفلیس پنجره هایی قوسی شکل با بالکن های چوبی کنده کاری شده دارند، که یادآور معماری سنتی ایران است.
بسیاری از ایرانی های ساکن گرجستان به من گفتند که آداب و خلق و خوی مردم گرجستان مثل بها دادن به ارزش های خانواده و یا تاکید بر مهمانوازی برای آنها یاد آور ایران است.

توازن قدرت
مقامات گرجستان امیدوارند که موج جدید ایرانیانی که به این کشور روان هستند، به شکوفایی اقتصاد گرجستان کمک کند.
اما چالش موجود این است که چگونه می توان بدون برانگیختن خصومت آمریکا، روابط خوبی با ایران داشت.
گرجستان یکی از مهم ترین متحدان آمریکا و اتحادیه اروپا در منطقه به شمار می رود.
این کشور در صدد پیوستن به اتحادیه اروپا است.
الکساندر روندلی، تحلیل گر امور سیاسی می گوید: "گرجستان در تلاش است تا به اتحادیه اروپا بپیوندد، اما در عین حال در صدد است تا روابط خوبی با کشورهای همسایه داشته باشد."
به گفته این تحلیل گر سیاسی، گرجستان مجبور است که در روابطش با کشورهای همسایه که دارای ایدئولوژی های سیاسی متفاوت هستند و متحدان کلیدی اش توازنی برقرار کند.
آقای روندلی از روسیه، ترکیه و ایران به عنوان سه قدرت بزرگ این منطقه یاد می کند.
این تحلیل گر امور سیاسی می افزاید: "ما نمی توانیم شرایط فعلی را نادیده بگیریم. به این دلیل که گرجستان باید با هر سه این کشورها روابطی داشته باشد. این کشورها به ثبات، و امنیت گرجستان کمک می کنند."
آقای روندلی معتقد است که داشتن روابط عادی و خوب با ایران، به خصوص در زمینه تجاری، نه تنها برای گرجستان بلکه برای امنیت بین الملل خطرناک نیست.
اما برای برخی از ایرانیان، گرجستان بهشت امنی بشمار می رود.
'دوبی جدید'با گروهی از ایرانیان مسیحی که اخیر به گرجستان آمده اند و درحال خواندن سرودهای مذهبی در خیابان بودند، ملاقات کردم. آنها با ایجاد بساطی در وسط شهر تفلیس انجیل را به زبان فارسی در میان ایرانیان رهگذر توزیع می کردند.
بابک به عنوان کشیش این گروه به من گفت زمانی که قصد داشته چنین کاری را درایران انجام دهد او را دستگیر کردند و به مدت ۴۰ روز در سلول انفرادی نگه داشتند. او همچنین گفت که پلیس او را به شدت کتک زده بود به طوری که پاهایش می شکند.
او به من گفت: "اگر در ایران مسلمان باشی و به مسیحیت بگروی، دولت برای تو مشکلات زیادی ایجاد می کند. تو را به زندان می اندازند و کارت را از دست می دهی."
گروهی دیگر از ایرانیان می گویند که زندگی در گرجستان به معنای این است که شما از آزار و اذیت به دلیل داشتن عقاید سیاسی خاص و یا نحوه زندگی و یا نوشیدن الکل در امان هستید.
بعضی از زنان ایرانی هم می گویند که دیگر مجبور نیستند حجاب داشته باشند.
سارا قاضی، صاحب امتیاز و سردبیر هفته نامه آریانا می گوید که فرصت های تجاری ایجاد شده در گرجستان، او را به یاد دوبی در ۱۰ سال پیش می اندازد.
خانم قاضی می افزاید: "در گرجستان اگر شما ایده، خلاقیت و سرمایه داشته باشید، به آسانی می توانید سرمایه گذاری کنید و به اقتصاد کشور کمک کنید."
با توجه به بالا بودن نرخ بیکاری در گرجستان، پیدا کردن کار برای ایرانیانی که سرمایه‌ای برای شروع تجارت ندارند، امری دشوار است.
اما دست کم بسیاری از آنها معتقدند که کشوری پیدا کرده اند که در آن می توانند احساس آزادی کنند.
پیش چشم آدم آواره گل هم بوی کاهگل می دهد
**زندگی دور از وطن طعم هلاهل می دهد**

mohamad zab
پست: 641
تاریخ عضویت: دو شنبه 7 اسفند 1391, 10:33 am
محل اقامت: طهران
تماس:

Re: خاطرات و اخبار مهاجرت و پناهندگی کانادا، آمریکا، اروپا..

پست توسط mohamad zab » پنج شنبه 6 تیر 1392, 3:43 pm

:) :D :) ;) الهی قربون انگشتات بشم این همه رو نوشتن
حالا اگه کپی نکرده باشی
به هر حالا عاشقتم
از دوستان فروم یا بقول Elvis 56 فاروم معذرت میخوام بخاطر فحش کاری انجام شده با یه ابله زبون نفهم که مشخص شد هیچ چی تو چنته نداره .اگه از پستای کسی ناراحت هستین یا رو اعصابتونه راحت رو اسمش کلیک کنید و به لیست دشمنان اضافه کنید دیگه هیچ پستی از اون نمیبینید
من ars2رو به لیست دشمنام اضافه کردم :-()

pagan
پست: 298
تاریخ عضویت: سه شنبه 5 دی 1391, 1:58 pm

Re: خاطرات و اخبار مهاجرت و پناهندگی کانادا، آمریکا، اروپا..

پست توسط pagan » پنج شنبه 6 تیر 1392, 9:21 pm

mohamad zab نوشته شده::) :D :) ;) الهی قربون انگشتات بشم این همه رو نوشتن
حالا اگه کپی نکرده باشی
به هر حالا عاشقتم
ممد دست میندازی ؟؟؟!! خودت می دونی کپی کاری می کنم .....یک چی می گی برم تیربار در بیارم خالی کنم ..... :D :D :D

نور چشه مائی
پیش چشم آدم آواره گل هم بوی کاهگل می دهد
**زندگی دور از وطن طعم هلاهل می دهد**

mohamad zab
پست: 641
تاریخ عضویت: دو شنبه 7 اسفند 1391, 10:33 am
محل اقامت: طهران
تماس:

Re: خاطرات و اخبار مهاجرت و پناهندگی کانادا، آمریکا، اروپا..

پست توسط mohamad zab » جمعه 7 تیر 1392, 6:50 am

pagan نوشته شده:
mohamad zab نوشته شده::) :D :) ;) الهی قربون انگشتات بشم این همه رو نوشتن
حالا اگه کپی نکرده باشی
به هر حالا عاشقتم
ممد دست میندازی ؟؟؟!! خودت می دونی کپی کاری می کنم .....یک چی می گی برم تیربار در بیارم خالی کنم ..... :D :D :D

نور چشه مائی
تیربار؟ضد هوایی؟ :roll:
یه دفه سه تا شهاب3 دنبالم کردن :shock: :o

در رفتم تیربار دوشکا ار پی جی ضد هوای که چیزی نیست :D :mrgreen: :)
از دوستان فروم یا بقول Elvis 56 فاروم معذرت میخوام بخاطر فحش کاری انجام شده با یه ابله زبون نفهم که مشخص شد هیچ چی تو چنته نداره .اگه از پستای کسی ناراحت هستین یا رو اعصابتونه راحت رو اسمش کلیک کنید و به لیست دشمنان اضافه کنید دیگه هیچ پستی از اون نمیبینید
من ars2رو به لیست دشمنام اضافه کردم :-()

pagan
پست: 298
تاریخ عضویت: سه شنبه 5 دی 1391, 1:58 pm

Re: خاطرات و اخبار مهاجرت و پناهندگی کانادا، آمریکا، اروپا..

پست توسط pagan » جمعه 7 تیر 1392, 8:12 am

mohamad zab نوشته شده:
pagan نوشته شده:
mohamad zab نوشته شده::) :D :) ;) الهی قربون انگشتات بشم این همه رو نوشتن
حالا اگه کپی نکرده باشی
به هر حالا عاشقتم
ممد دست میندازی ؟؟؟!! خودت می دونی کپی کاری می کنم .....یک چی می گی برم تیربار در بیارم خالی کنم ..... :D :D :D

نور چشه مائی
تیربار؟ضد هوایی؟ :roll:
یه دفه سه تا شهاب3 دنبالم کردن :shock: :o

در رفتم تیربار دوشکا ار پی جی ضد هوای که چیزی نیست :D :mrgreen: :)
:mrgreen: :mrgreen:

خلاصه این طرفا نیا که خطریه .....خشاب و از این حرفا .................. :D :D :D :D :D :D
پیش چشم آدم آواره گل هم بوی کاهگل می دهد
**زندگی دور از وطن طعم هلاهل می دهد**

pagan
پست: 298
تاریخ عضویت: سه شنبه 5 دی 1391, 1:58 pm

پست توسط pagan » سه شنبه 11 تیر 1392, 7:07 pm

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
-
-
گرجستان ورود ایرانی ها به این کشور را بدون ویزا، لغو کرد
جرس: وزارت خارجه گرجستان اعلام کرده است که ایرانی ها از این پس نمی توانند بدون داشتن ویزا به گرجستان سفر کنند.
به گزارش رادیو فردا، سخنگوی وزارت خارجه گرجستان گفته است که تفلیس بطور یکجانبه از اول ژوئیه، روز دوشنبه، توافق خود با ایران را در اینباره لغو کرده است.
او توضیحی درباره علت این تصمیم نداده است، اما گزارش ها حاکی از آن است این نگرانی وجود داشت که دولت ایران از رفت وآمد آزاد و رونق روابط تجاری با گرجستان، برای دور زدن تحریم ها سوء استفاده کند.
ایران و گرجستان سه سال پیش درمورد لغو روادید برای سفرهای کوتاه به توافق رسیدند.
براساس این گزارش، در ماه های اخیر، دو هیات وزارت خزانه داری آمریکا برای گفتگو درباره احتمال سوء استفاده ایران از لغو ویزا، به گرجستان سفر کرده بودند.
پیش چشم آدم آواره گل هم بوی کاهگل می دهد
**زندگی دور از وطن طعم هلاهل می دهد**

pagan
پست: 298
تاریخ عضویت: سه شنبه 5 دی 1391, 1:58 pm

پست توسط pagan » شنبه 15 تیر 1392, 11:42 am

________________________________________________________________________________
_____________________________________________________________________________
-
-
امارات متحده عربی اتباع ایرانی را از کشور اخراج می کند

دبی - العربیه.نت فارسی
اخراج ایرانیان مقیم امارات متحده عربی طی چند هفته گذشته شدت یافته وباعث نگرانی ایرانیان مقیم امارات شده است.
به گزارش خبرگزاری دانشجویان ایران "ایسنا" در چند ماه اخیر ده‌ها ایرانی مقیم امارات که بیش از 25 سال سابقه اقامت داشته‌اند بدون دلیل، اقامت‌شان لغو و از این کشور اخراج شدند ، این درحالی است که هیچ دلیلی مبنی بر اخراج آنان بیان نمی‌شود.
بر اساس همین گزارش ، وزارت امنیت امارات با تماس تلفنی با تعدادی از ایرانیان از آنان خواسته است که با در دست داشتن گذرنامه به اداره امنیت این کشور مراجعه کنند و بعد از مراجعه این افراد گذرنامه آنان توقیف و اقامت آنان را نیزلغو شده است و بعد یک فرصت دو هفته‌ یی یا یک ماهه به آنان داده تا از امارات خارج شوند.
طبق خبرهای منتشر شده در بین ایرانیان مقیم امارات تاکنون بیش از 500 ایرانی که بیش از 25 سال سابقه اقامت داشته اند، از این کشور اخراج شده‌اند.
بر اساس بعضی گزارش ها، از ژانویه سال 2011 میلادی، مدت اقامت برخی از شهروندان خارجی در امارات از سه سال به دو سال کاهش یافت. گفته شده پس از واکنش سرکنسول هند به این تغییر، در مورد اتباع هند زمان اقامت در حد سه سال سابق ثابت باقی ماند، اما در مورد تبعه‌های ایرانی هیچ تضمینی در مورد تمدید اقامتشان در پایان دوره دو ساله وجود ندارد.
براساس آخرین آمارهای منتشر شده در سال 2008 بیش از 500هزار ایرانی در کشور امارات مقیم بوده و حدود 400هزار شرکت ایرانی فعالیت دارند که سرمایه‌گذاری ایرانی‌ها به ارزش 300 میلیارد دلار بود.
به گزارش ایسنا، مصطفی نجار وزیر کشورایران در سفرش به امارات در روز یکشنبه 25 فروردین ماه سال جاری شمسی به دبی و دیدار با شیخ محمد بن راشد آل مکتوم نخست وزیر امارات ضمن انتقاد از اخراج ایرانیان مقیم دبی اظهار داشت : این اقدام امارات آثار اجتماعی خوبی در روابط دو کشور نخواهد داشت.
اما بخش فارسی العربیه، در باره صحت و سقم اینکه مشخصا شهروندان ایرانی مقیم امارات طی یک برنامه منظم و سازمان یافته اخراج شده اند یا نه، با "اداره عمومی امور اقامت برای خارجیان" در ابوظبی ، تماس گرفته و با یکی از افراد روابط عمومی این اداره به گفتگو پرداخت. وی در پاسخ به سئوال العربیه که آیا امارات برنامه خاصی علیه ایرانیان مقیم امارات دارد که اقامت آنها را لغو کند؟ گفت:" خیر کشور امارات برنامه خاصی برای لغو اقامت و یا اخراج ایرانیان مقیم این کشور ندارد، اگر اقامت کس یا کسانی لغو شده باشد، به خود آن فرد یا افراد برمیگردد، که به شکلی قوانین کشور میزبان را زیر پا گذاشته اند".
پیش چشم آدم آواره گل هم بوی کاهگل می دهد
**زندگی دور از وطن طعم هلاهل می دهد**

pagan
پست: 298
تاریخ عضویت: سه شنبه 5 دی 1391, 1:58 pm

پست توسط pagan » شنبه 29 تیر 1392, 9:40 am

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
-
-
تغییر شرایط ورود ایرانی ها به اندونزی

دولت استرالیا تدابیر جدید و سختگیرانه ای برای کنترل موج مهاجرت به این کشور اتخاذ کرد.
بر اساس موافقتنامه ای که کوین رود، نخست وزیر استرالیا با دولت پاپوآ گینه نو امضا کرده است، تمام مهاجران غیر قانونی که از طریق دریا قصد ورود به استرالیا را دارند به جزیره ای در پاپوآ گینه نو منتقل خواهند شد و تا بررسی تقاضای پناهندگی در این کشور خواهند ماند.
آقای رود درباره توافقنامه جدید گفت: «دولت های ما قصد دارند این پیام روشن را به شبکه های قاچاق انسان در سراسر جهان و جنایتکارانی که از آنها حمایت می کنند برسانند: امیدی که آنها به مشتریانشان می فروشند امید واهی است.»
از سوی دیگر بر اساس توافق دیگری میان استرالیا و اندونزی از این پس اتباع ایرانی برای سفر به اندونزی باید روادید را از سفارت این کشور در تهران تهیه کنند.
پیش تر اتباع ایران می توانستند ویزا را به محض ورود به اندونزی و در فرودگاه این کشور دریافت نمایند.
اغلب مهاجران غیر قانونی به مقصد استرالیا توسط قایق و از طریق دریا منتقل می شوند.
تا کنون صدها مهاجر به دلیل غرق شدن این قایق ها جان خود را از دست داده اند.
از سال 2001 میلادی تا کنون بیش از هزار نفر در آبهای ساحلی استرالیا جان باخته اند که تعدادی زیادی از آنها اتباع ایران و افغانستان بوده اند.
پیش چشم آدم آواره گل هم بوی کاهگل می دهد
**زندگی دور از وطن طعم هلاهل می دهد**

pagan
پست: 298
تاریخ عضویت: سه شنبه 5 دی 1391, 1:58 pm

پست توسط pagan » یک شنبه 30 تیر 1392, 7:04 am

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
-
-
یک سال از وقتيكه 50 پناهجویان در تراژدی قایق جزیره کریسمس مردند

یک سال از وقتي گذشته است که یک قایق حامل پناهجویان به صخره های ناهموار در سواحل جزیره کریسمس سقوط کرد. قایق که به عنوان SIEV 221 شناخته شده، به سنگ های تیز در اوایل صبح روز 15 دسامبر برخرد کرده و سقوط کرد. 42 نفر جان سالم به در بردند، اما 50 نفر در تراژدی غرق شدند.
در میان بازماندگان سید حسین حسینی هم بود. همسر او، پسر او و پسر عموی همسر او در میان 50 نفر یکه غرق شدند بودند.
یک سال بعد درخواست حسین برای پناهندگی تصویب شد و ویزای حفاظت دائمی به او اعطا شد اما او هنوز هم از مرگ همسر و پسرش خوف زده است.
"چیزهایی که من در طول دوران بحران دیدم، خاطرات همسرم، بچه ام . . . من نمی توانم این ها را از ذهنم بکشم،" او گفت.
"من در کابوسم زندگی دارم."
او قادر به پیدا کردن یک شغل نه شده است و به تنهایی در یک خانه آپارتمانی که هیچ چیز بغیر از بعضی عکس های فوتوکاپی سیاه و سفید از همسر و فرزند اش، زندگی میکند.
او در ماه نوامبر تلاش برای خودکشی کرد و دوباره در بیمارستان بستر شد، و هنوز هم در حال مبارزه با حادثه گزشته اش است.
همسر او یکی از 20 نفری بود که اجساد شان هرگز یافت نه شد. این برای حسین بسیار سخت است. "من هنوز هم بدن همسر من را احساس میکنم -- به دلیل اینکه جسدش یافت نه شد، من احساس می کنم او هنوز هم وجود دارد. وقتی که من برای دیدار مردم میروم، من نمی توانم دیر بنشینم – و احساس میکنم که باید به خانه بر گردم، چرا که مریم منتظر من خواهد بود".
در قایق یکه حسین و خانواده اش حامل ان بود توسط مردم محلی جزیره کریسمس بعد از طلوع آفتاب در تاریخ 15 دسامبر در مبارزه در دریاهای آزاد دیده شده بود. بندر جزیره چند روز بسته بوده و بدترین آب و هوای موسمی مونسون که در سال ها دیده نشده بود. قایق مستقیم به سمت جزیره روان بود. اگر آن به طرف شرق رو میگشتاند به آبهای امن میرسید. ام در عوض، آن به غرب رو گشتاند و به زودی به صخره های خطرناک نزدیک شد.
(SIEV 221) یک قایق ماهیگیری اندونیزیای به طول حدود 15 متر بود. قبل از این که جاکارتا را ترک کند، پناهجویان از ایران وعراق گفته شده بودند که قایق راحت، ایمن و به درستی مجهز است. این یک دروغ محض بود. تنها تجهیزات ایمنی در قایق 20 تا 30 جلیقه نجات بود و خدمه قایق ماهیگیرانی بودند که تا به حال قبل از این هرگز سفر نه کرده بودند. به تعداد 92 نفر در قایق وجود داشت. یک قایق دیگر کاپیتان را وقتیکه به آبهای استرالیا وارد شدند برداشته بود، و پناهجویان و خدمه بی تجربه را به خطرناک ترین بخش از سفر ترک کرده بود.
مردم محلی جزیره کریسمس به وحشت تماشا میکردند که قایق به سمت صخره توسط فشار دریاهای خشن برده شد. آنان جلیقه های نجات را جمع آوری کردند و منتظر قایق نجات بودند. بیمارستان ها آماده به کار وایستاده بودند. قایق قبل از این که چند تکه شود و سقوط کند سه بار به صخره خرد. و مردم و خرابه قایق به داخل آب پرتاب شدند.
حسین هرج و مرج را به خاطردارد. " قبل از اینکه ما به آمار صخره بخوریم، من درام بنزین را تخلیه کردم و آن را به همسر ام پیشنهاد کردم که به ان محکم بگیرد، اما او گفت: "شما موازب بچه باشید. "
اما خیلی دیر شده بود. "در برخورد به سنگ، تخته‌ ها شکسته و به مردم خورد. به حدود 40 تا 70 نفر بر هم دیگر افتادند. همانطور یکه من در تلاش برای رسیدن به دست همسرم بودم، با همه مردم اطراف ما، ما از هم جدا شدم، "او میگوید.
حسین خود را به دریا و بعد به صخره رساند و در آن جا سعی کرد که به طناب پرتاب شده توسط مردم محلی بچسپد. وقتی که او متوجه امواج شد که او را بر سنگ ها میزند او طناب را رها کرد و دوباره از صخره عقب شنا کرد. او موفق به پیدا کردن یک جلیقه نجات یکه توسط مردم محلی در آب پرتاب شده بود شد و برای تلاش پیدا کردن همسر و فرزند خود دوباره رفت.
وقتیکه در اخیرقایق نجات رسید آنان ازخاطریکه امکان زدن مردم در آب با کشتی و از ترس که امواج خشن خود انان را سقوط ندهد نمی توانستند به خرابه نزدیک شوند. درعوض آنان اختراعي شدند، انان جلیقه های نجات و حلقه های زندگی را به طناب برای رسیدن به بازماندگان بسته کردند. به تعداد 41 نفر از آب کشیده شد و یک مرد با پریدن بر روی صخره جان سالم به در برد. و فقط درنهایت 30 جسد پیدا شد.
بازماندگان به مرکز بازداشتگاه جزیره کریسمس برده شدند و در آن جا تا زمانی که برنامه های کاربردی پناهندگی آنان مشخص شود نگه داری شدند. گروهی از بازماندگان، از جمله حسین، به مدت کوتاهی از زندان آزاد شد تا در مراسم خاک سپاری برای برخی از کسانی که وفات نمودند شرکت کنند. به تعداد نه جسد به خانواده های شان در ایران و عراق برای تدفین بازگشتانده شد.
دوستان حسین و اقوام او در ایران از او میپرسند که آیا انان در تلاش برای رسیدن به استرالیا از قاچاقچیان مردم استفاده کنند."لطفاً چنین خطر را در پیش نگیرید، ارزش این را ندارد،" او میگوید.
پیش چشم آدم آواره گل هم بوی کاهگل می دهد
**زندگی دور از وطن طعم هلاهل می دهد**

reza61
پست: 2
تاریخ عضویت: سه شنبه 25 تیر 1392, 8:19 am

Re: خاطرات و اخبار مهاجرت و پناهندگی کانادا، آمریکا، اروپا..

پست توسط reza61 » یک شنبه 30 تیر 1392, 12:31 pm

سلام میشه منو راهنمایی کنین چجوری رفتین

pagan
پست: 298
تاریخ عضویت: سه شنبه 5 دی 1391, 1:58 pm

پست توسط pagan » چهار شنبه 2 مرداد 1392, 7:41 pm

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
-
-
قایقی با پناهجویان ایرانی در راه استرالیا غرق شد
تصویر

قایقی که ده‌ها پناهجو، از جمله گروه بزرگی از شهروندان ایرانی سرنشین آن بودند، در راه استرالیا در آب‌های اندونزی غرق شد و دست‌کم سه نفر نیز بر اثر این سانحه کشته شده‌اند.
دو نفر از کشته‌شدگان کودکند و هنوز مشخص نیست که شمار کشته‌شدگان یا ناپدیدشدگان تا چه اندازه افزایش پیدا کند.
بسیاری از سرنشینان این قایق از ایران بودند و خبرگزاری آسوشیتدپرس می‌گوید تا کنون ۱۵۷ نفر نجات پیدا کرده‌اند.
یکی از امدادگران در محل سانحه به این خبرگزاری گفته است سن کودکانی که جسد آنها پیدا شده بین یک تا پنج سال است.
این امدادگر می‌گوید «برخی از مسافران از حضور ۲۰۰ مسافر در این قایق خبر داده‌اند ولی برخی دیگر هم گفته‌اند که شمار سرنشینان ۱۶۰ نفر بوده است».
بر اساس گزارش‌ها بیشتر مسافران این قایق نجات پیدا کرده‌اند.
در گزارش‌های اولیه گفته شده بود به جز مسافران ایرانی بقیه عمدتا اهل سریلانکا بودند. اما خبرگزاری آسوشیتدپرس از قول امدادگری که در محل سانحه حضور دارد، پس از ایران هویت عمده پناهجویانی که نجات پیدا کرده‌اند را عراقی عنوان کرده است.
این حادثه عصر سه‌شنبه رخ داد و امدادگران استرالیایی و اندونزیایی برای عملیات نجات به جنوب جاوه، جایی که قایق دچار سانحه شد، روانه شدند. مسئولیت عملیات نجات بر عهده نیروهای اندونزیایی‌ست.
این تازه‌ترین سانحه غرق شدن یک قایق حامل پناهجویان در استرالیا تنها ده روز پس از آخرین سانحه مرگبار از این دست رخ می‌دهد؛ سوانحی که بارها در آب‌های اندوزی رخ داده و بسیاری را به کام مرگ کشیده است.
در آخرین آنها در ۲۳ تیرماه اعلام شد نه تن از جمله یک کودک در آب‌های جزیره کریسمس ناپدید شدند.
هجوم پناهجویان از راه دریایی به استرالیا در حالی انجام می‌شود، که آن کشور قوانین سخت‌گیرانه‌ای را علیه مهاجرت غیرقانونی به مرحله اجرا گذاشته است.
این پناهجویان که عمدتا شهروندان ایران، افغانستان و سریلانکا هستند، پس از رسیدن به استرالیا، معمولا به جزایری فرستاده می‌شوند که اردوگاه‌هایی برای نگهداریشان ساخته شده است.
دولت استرالیا ۲۸ تیرماه اعلام کرد که از این پس تمام پناهجویانی که با قایق خود را به آن کشور می‌رسانند به پاپوا گینه نو می‌فرستد؛ کشوری که در امتداد اندونزی در اقیانوس آرام قرار دارد.
در عین حال مهاجران غیرقانونی سبب شدند تا دولت استرالیا از اندونزی بخواهد شرایط دادن روادید به شهروندان ایرانی را سخت‌تر کند.
اندونزی هم در نهایت از پایان مرداد ماه صدور روادید در فرودگاه‌های خود را برای ایرانیان متوقف می‌کند، آنچه از سال ۲۰۰۵ میلادی رواج داشته است.
پیش چشم آدم آواره گل هم بوی کاهگل می دهد
**زندگی دور از وطن طعم هلاهل می دهد**

pagan
پست: 298
تاریخ عضویت: سه شنبه 5 دی 1391, 1:58 pm

پست توسط pagan » سه شنبه 8 مرداد 1392, 11:58 am

____________________________________________________________________________________________
__________________________________________________________________________________________
-
-
پاسپورت ایرانی؛ آنچه بود، آنچه شد
تصویر

کاملا محترمانه و با تمام جزئيات برايم توضيح می‌داد. گفت اگر بيشتر از ۷۵ هزار يورو نقد سپرده‌گذاری کنم، نامم در فهرست مشتريان ويژه بانک ثبت می‌شود و می‌توانم از انواع امکانات و تسهيلات آن استفاده کنم. صراحتا گفت که در اين صورت می‌تواند ويزای دو ماهه‌ام را ناديده بگيرد و ترتيب افتتاح يک حساب دائمی را برايم بدهد. من هم ذوق‌زده قبول کردم. نامم را پرسيد تا برايم از مسئول مربوطه وقت ملاقات بگيرد. يکی دو بار فاميلی‌ام را تکرار کردم اما متوجه نشد. با خنده خواست پاسپورتم را به او بدهم تا از روی آن نامم را يادداشت کند. درست در همين لحظه بود که همه چيز فرق کرد. اول خنده‌اش يخ زد اما فورا خودش را جمع و جور کرد. خواهش کرد چند دقيقه منتظر بمانم. از صندلی‌اش بلند شد و به قسمت اداری رفت. بعد از چند دقيقه برگشت، به من نگاه کرد و گفت: «واقعا متاسفم اما ما در اين بانک نمی‌توانيم برای ايرانی‌ها حساب باز کنيم.»
اينها را حميدرضا، يک ايرانی ۴۲ ساله می‌گويد که سال گذشته ويزای توريستی ورود به فرانسه را گرفته بود.
«با هزار بدبختی ويزا گرفتم. رفتار کارکنان سفارت در تهران واقعا بی‌ادبانه است. مطمئنم در کشور خودشان با حيوانات خيلی محترمانه‌تر برخورد می‌کنند. آخرش هم به همسرم و دختر کوچک‌مان ويزا ندادند تا خيال‌شان راحت باشد که بر می‌گردم. فکر می‌کردم اگر بتوانم در فرانسه يک حساب بانکی داشته باشم، کارمان برای گرفتن ويزا در دفعات بعد راحت‌تر می‌شود که نشد.»
کشور مسلمان و آسيايی اندونزی آخرين کشوری است که اعلام کرده شهروندان ايران ديگر نمی‌توانند در فرودگاه‌های اين کشور، ويزای ورود را روی پاسپورت خود داشته باشند.
قبل از اندونزی، گرجستان هم به طور يک جانبه قرارداد لغو رواديد با اتباع ايران را باطل اعلام کرده بود و ايرانيان از مردادماه برای ورود به اين کشور بايد درخواست ويزا کنند.

در رتبه آخر اعتبار

«هنلی و شرکا» يک شرکت بين‌المللی است که در زمينه اقامت و شهروندی فعاليت می‌کند.
اين شرکت، سالانه، گزارش‌هايی درباره اعتبار پاسپورت کشورهای مختلف جهان تهيه و منتشر می‌کند که به عنوان معياری از ميزان اعتبار و شخصيت شهروندان آنها در جامعه بين‌الملل مورد توجه قرار می‌گيرد.
در گزارش سال ۲۰۱۲ «هنلی و شرکا»‌، پاسپورت ايرانی جزو بی‌اعتبارترين پاسپورت‌های جهان بود.
در ميان تقريبا ۱۰۰ کشوری که اعتبار گذرنامه آنها در اين گزارش سنجيده شد، ايران در کنار افغانستان در رتبه ۹۶ قرار داشت.
بر اساس اين گزارش، شهروندان ايرانی در سال ۲۰۱۲ برای سفر تنها به ۳۷ کشور جهان نيازی به درخواست ويزا نداشتند. اين کشورها اکثرا در آسيا، آفريقا و آمريکای جنوبی قرار دارند.
آن‌گونه که «هنلی و شرکا» بررسی کرده، فقط پاسپورت کشورهای نپال، لبنان، پاکستان و افغانستان، از پاسپورت ايرانی بی اعتبارتر هستند.

بخشی مهم از حس تحقير جمعی

سعيد پيوندی، استاد جامعه‌شناسی دانشگاه پاريس می‌گويد: «بی‌اعتباری پاسپورت ايرانی، بخشی مهم از حس تحقير جمعی است که ايرانيان در سراسر جهان با آن روبرو هستند.»
به گفته آقای پيوندی، شهروندان ايرانی وقتی می‌بينند که اعتبارشان تا اين حد در جامعه بين‌المللی پايين است، دچار احساس تفاوت با ديگران و تحقير جمعی می‌شوند. به همين خاطر است که مسئولان حکومتی و حاميان‌شان خيلی تلاش می‌کنند تا اين حس را تسکين دهند و بگويند درست است که دولت‌ها با ما خوب نيستند ولی در عوض ما در نزد افکار عمومی کشورها محبوب هستيم.
گزارش «هنلی و شرکا» حاکی از آن است که گذرنامه کشورهايی مانند آنگولا، اتيوپی، جيبوتی، ليبی، بنگلادش، بوسنی و هرزگووين، مصر، تايلند، امارات متحده عربی، ويتنام و مالزی، وضعيت بهتری از گذرنامه ايرانی دارند.

از عرش تا فرش

البته اوضاع هميشه به اين سياهی نبوده است. پيش از انقلاب بهمن ۱۳۵۷ و در اواخر حکومت پهلوی، شهروندان ايران می‌توانستند بدون درخواست ويزا به بسياری از کشورهای جهان از جمله بيشتر کشورهای اروپايی سفر کنند.
در آن هنگام کشورهايی مانند فرانسه، آلمان غربی، بريتانيا، ايتاليا، سوئد، ژاپن، کره جنوبی و... از ايرانيان بدون ويزا پذيرايی می‌کردند.
وقوع انقلاب و حمله دانشجويان موسوم به «مسلمان پيرو خط امام» به سفارت آمريکا در تهران و گروگان‌گيری پرسنل آن، آغازگر روند افول پاسپورت ايرانی بود.
اکنون سال‌هاست که شهروندان ايرانی مجبورند برای وارد شدن به سفارتخانه کشورهای مختلف در تهران، ساعت‌ها در صف‌های طولانی بايستند و از چند ماه قبل وقت سفارت بگيرند.
گزارش‌های متعددی هم از رفتار توهين‌آميز کارکنان سفارتخانه‌های خارجی در تهران با اتباع ايرانی در سال‌های اخير منتشر شده است.

«کشوری که به قهقرا می‌رود»

آقای پيوندی می‌گويد: «معيارهای مربوط به اعتبار پاسپورت کشورها می‌توانند در طول زمان تغيير کنند. اتباع يک کشور می‌توانند در يک مقطع زمانی به آسانی به کشورهای ديگر مسافرت کنند اما اتفاقات بعدی می‌تواند شرايط را متفاوت سازد.»
او ايران را يکی از «برجسته‌ترين نمونه‌ها» در اين وضعيت می‌داند: «کشوری که قبل از سال ۱۳۵۷ به دليل رابطه دولتش با دنيا و شرايط اقتصادی، تسهيلات زيادی برای شهروندانش در دنيا وجود داشت، به مرور زمان دچار وضعيتی کاملا متفاوت می‌شود.»
به گفته اين استاد جامعه شناسی دانشگاه پاريس، حکومت يک کشور، تاثير بسيار زيادی بر تصوير آن کشور در جامعه بين‌الملل می‌گذارد و در شرايطی که دولت ايران روابط خوبی با بسياری از کشورهای جهان ندارد، تصويری که از اين کشور در دنيا ثبت شده، تصوير کشوری است که به قهقرا می‌رود.

بازگشت احترام

شايد به همين خاطر بود که حسن روحانی، ریيس جمهوری منتخب ايران، در جريان تبليغات انتخاباتی خود «قول» داد تا «احترام» را به پاسپورت ايرانی بازگرداند.
احترامی که حتی ارشدترين مقام‌های حکومتی جمهوری اسلامی هم اذعان دارند که قبل از انقلاب وجود داشت و پس از انقلاب ديگر اثری از آن باقی نمانده است.
اکبر هاشمی رفسنجانی، ریيس مجمع تشخيص مصلحت نظام در خردادماه امسال گفته بود: «ايران کشوری عزيز بود. من خودم با ماشين همه کشورهای اروپايی را گشتم و رانندگی کردم. از اين کشور به آن کشور می‌خواستم بروم، فقط پاسپورت را نشان می‌دادم. حالا به جايی رسيديم که مردم امروز می‌ترسند زن خودشان را با خود به سفر خارجی ببرند چون بی‌اهانتی [بی احترامی] می‌شود.»
البته در حکومت ايران، همه مانند آقای هاشمی فکر نمی‌کنند.
سرتیپ پاسدار محمدرضا نقدی، ریيس سازمان بسيج مستضعفين در آبان ماه ۱۳۸۹گفته بود: «شما به هر کجای دنيا که سفر می‌کنيد، فقط کافی است پاسپورت خود را نشان دهيد تا ببينيد چقدر مردم دنيا به شما عشق و علاقه دارند.»
سعيد رفيعی، يکی از مسئولان آژانس مسافرتی لندن در بريتانيا می‌گويد: «پاسپورت همان پاسپورت است ولی تغيير شرايط سياسی، اقتصادی، روابط ميان دولت‌ها و تحريم‌های بين‌المللی است که مشکلات را هر روز بيشتر می‌کند.»
آقای رفيعی اضافه می‌کند: «ما قبلا مسافر زياد داشتيم، ويزا هم زياد می‌گرفتيم. اما الان هم به علت شرايط اقتصادی و افزايش قيمت ارز، از تعداد مسافران کاسته شده و هم سخت‌گيری سفارت‌ها درباره ايرانی‌ها نسبت به قبل بسيار بيشتر و صدور ويزا خيلی کمتر شده است.»

دموکراسی، رفاه، پاسپورت معتبر

«هنلی و شرکا» در گزارش سال ۲۰۱۲ خود آورده که دانمارک، کشور دمکراتيک و ثروتمند شمال اروپا، معتبر‌ترين گذرنامه را در ميان تمام کشورهای جهان دارد. شهروندان دانمارک در سال گذشته می‌توانستند بدون دريافت رواديد يا ويزا به ۱۶۹ کشور جهان سفر کنند.
رتبه دوم به طور مشترک به سه کشور سوئد، فنلاند و آلمان اختصاص دارد که باز هر سه از کشورهای دموکراتيک و توسعه‌يافته شمال و مرکز اروپا هستند. شهروندان اين کشور‌ها در سال ۲۰۱۲ امکان مسافرت بدون ويزا به ۱۶۸ کشور جهان را داشته‌اند.
بريتانيا، فرانسه، هلند و بلژيک، چهار کشور ديگر اروپايی هستند که شهروندان آنها امکان سفر بدون ويزا به ۱۶۷ کشور جهان در سال ۲۰۱۲ را داشتند و بدين ترتيب دارای سومين پاسپورت معتبر در تمام دنيا بوده‌اند.
رتبه چهارم به دوک‌نشين لوکزامبورگ از ثروتمند‌ترين و کوچک‌ترين کشورهای جهان رسيده که شهروندان آن توانسته‌اند به ۱۶۶ کشور بدون ويزا سفر کنند.
ايتاليا ديگر کشور اروپايی نيز در کنار لوکزامبورگ قرار دارد و تازه در اينجاست که نوبت به کشوری غير اروپايی می‌رسد؛ ايالات متحده آمريکا که شهروندانش در سال گذشته می‌توانستند به ۱۶۶ کشور بدون رواديد سفر کنند.
پیش چشم آدم آواره گل هم بوی کاهگل می دهد
**زندگی دور از وطن طعم هلاهل می دهد**

pagan
پست: 298
تاریخ عضویت: سه شنبه 5 دی 1391, 1:58 pm

پست توسط pagan » سه شنبه 8 مرداد 1392, 5:59 pm

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
-
-
آغاز یک پایان(1)
جولای 13th, 2013
خبر دیروز کوتاه بود اما دامنه بلندی دارد. یک کشتی دیگر پناهجویان در کناره جزیره کریسمس غرق شده و 8 نفر از مسافران آن غرق شده اند که حداقل یک کودک هم در بین آنها بوده است. این کشتی دومین کشتی در هفته گذشته بوده که سعی میکند به طور غیر قانونی خود را به استرالیا برساند و اکثر مسافران آن به ترتیب ایرانی ، پاکستانی و افغان بوده اند. در حالی که ملاله یوسف زی دختر نوجوان پاکستانی که زاده و بزرگ شده نا امن ترین نقطه شناخته شده در کره زمین یعنی دره سوات در مرز افغانستان و پاکستان ، در صحن سازمان ملل متحد در حال سخنرانی برای رهبران جهان بود و خواستار تغییر معادلات جهانی در پایان جنگ و گسترش صلح و آموزش برای کودکان در جهان بود کودکی از سرزمین پدری من ایران ، قلمرو کوروش کبیر ، اولین نگارنده منشور حقوق بشر در دنیا در آبهای نا آرام اقانوس هند ریه های کوچکش پر از آب شد و قربانی سلطه طلبیهای حاکمان امروز وطن و حماقت پدر و مادرش شد.

بعد از مدتها تصمیم گرفتم داستان مهاجرت غیر قانونی یکی از دوستان را برایتان بازگو کنم تا شاید اندکی در منصرف کردن کسانی که هنوز به این راه های چاره اعتقاد دارند تاثیر داشته باشد.
تصویر
صبح زوده و هوا هنوز تاریک که به فرودگاه امام میرسم. حواسم رو جمع میکنم تا همه چیز رو خوب نگاه کنم. مادرم میگه دیگه چشمه اشکش خشک شده اما هنوز میشه یه خیسیه کهنه رو تو چشاش دید. موهاش ژولیده و در همه. مثل روزایی که تو کوچه ها گم میشدم. مثل روزایی که بعد از سه روز از اوین بهش زنگ زدن که یه وثیقه بیارین بچه تون رو تا روز دادگاه ببرین. اون روز هم قیافش همینطوری بود. دم در زندان که وایستاده بود از دور ترس رو تو چشماش میدیدم. اون روز هم چشماش همین خیسی کهنه رو داشت.

چند تا نفس عمیق میکشم که مطمئن بشم بوی هوای صبحهای زود تهران تا مدتها توی ریه هام میمونه. آخرین بسته سیگار رو مچاله میکنم و میندازم تو سطل آشغال دم در ورودی ترمینال خروجی و به خودم میگم از امروز میخوام یه آدم دیگه بشم. میخوام آینده رو به دست خودم بگیرم.

برادرم مادرم رو میبره یه کناری و باهاش حرف میزنه. بعد دوباره بر میگردن و آخرین خداحافظی.

هواپیما که اوج میگیره به سمت دبی کم کم داره باورم میشه تنهای تنهام. خودم هستم و یه آینده نا مفهوم و گنگ.تازه بیست سالم تموم شده. با یه دوران نوجوانی پر از سرخوردگی و آینده مغشوش. پر از آرزوهای بزرگ و آینده ای که تصمیم گرفتم خودم به دستش بگیرم.

دبی فقط دو ساعت معطلی دارم و خودم رو سریع به پرواز دوم که مستقیم به جاکارتا میره میرسونم. تمام زرق و برق فرودگاه دبی و آدمهای عجیب و غریبش ظرف چند دقیقه از جلوی چشمام میگذره. یه آدم با ریش انبوه و یه لباس دشداشه مانند که پاکستانی به نظرم میاد خودشو به من میرسونه و به انگلیسی یه چیزی ازم میپرسه و من تازه میفهمم زبانم اونقدرها که فکر میکردم خوب نیست.

یاد حرف دوستام میفتادم که میگفتند تو که زبانت خوبه ! پات برسه اونجا رو هوا میبرنت. پاکستانیه که من اگه تو خیابونای تهران میدیدمش یه پونصد تومنی کف دستش میذاشتم دوباره سوالشو تکرار کرد و وقتی دید من دارم هاج و واج نگاش میکنم یه نگاه تحقیر آمیز کرد و رفت. اینجا اولین بار بود که فکر کردم ممکنه آینده ام فقط و فقط دست خودم نباشه و مولفه های دیگه ای هم این وسط تو راه رسیدن به آرزوهام تاثیرداشته باشن.

تمام راه 8 ساعته تا رسیدن به فرودگاه جاکارتا رو فکر و خیال میکردم و داشتم برای آینده رویا پردازی میکردم. خودم رو توی یه خونه بزرگ و سرسبز تصور میکردم که یه حیاط چمنکاری شده بزرگ داره و بچه ها توی تراس بزرگش دارن بازی میکنن و هوا تمیزه و آسمون آبی.بعد که خوب دقت میکنم میبینم به طرز عجیبی شبیه خونه قبلی خاله مهشید اینا تو مهرشهر کرجه خونه ای که وقتی بچه بودیم هرگز فکر نمیکردیم یه روزی خراب بشه و جاش یه برج چندطبقه جا خوش کنه ! یکی از تو خونه با لهجه انگلیسی عجیبی صدام میکنه. چند بار صدام میکنه. “اکسکیوز می سر ؟ اکسکیوزمی سر ؟” یه دفعه از خواب میپرم و مهماندار هواپیما رو میبینم که به کمربند اشاره میکنه و بهم حال میکنه که هواپیما در حال نشستنه و باید صندلی رو به حالت عادی برگردونم.

صف مسافران قبل از ورود به باجه صدور ویزا یه کم طولانیه اما برخورد مامورای اندونزی مهربون و با احترامه. یهو یاد پلیس های خودمون میفتم و برخوردشون با مردم تو خیابون. حتی آخرین روز خروج از ایران هم صابونشون به تن من خورد و تو فرودگاه امام بعد از کلی بازرسی بدنی و در آوردن جد و آبادم با تحقیر و توهین گفتن دلشون واسه پدر و مادرم میسوزه که دارن بچه مجردشون رو با دست خودشون میفرستن مرکز فسق و فساد یا همون اندونزی و نهایت فکر اونها این بود که من میخوام یه چند روزی برم و تفریح کنم و برگردم و تمام سعی شون رو کردن که از همین ابتدای این عشق و حال یه ضد حال اساسی بهم بزنن بلکه این عشق و حال رو زهر مارم کنن ، غافل از اینکه این تازه اول سفر من خواهد بود ! سفری که برای فرار از نگاه همین پاسداران حریم امنیت ملت ایران آغاز شده.

رفتار با احترام مامورای اندونزی وقتی فهمیدن که من و چند نفر دیگه ایرانی هستیم یه دفعه صد و هشتاد درجه عوض شد و یه دفعه ما رو از وسط جمعیت بیرون کشیدن و به زور و با بی احترامی ما رو به اتاقی هل دادن و گفتن که ممکنه بازرسی ازمون چند ساعت طول بکشه. همه مسافرا که رفتن اومدن سراغمون. با نگاهی از جنس همون نگاه شماطت بار پاسداران وطنی. این بار با یک چاشنی تلخ و گزنده خصومت و انتقام. گفتند که خوب میدونن که هدف ما از اومدن به اندونزی چیه و مقصدمون رو بهتر از خودمون بلدن و اینکه دز روز دهها نفر مثل ما رو مثل آب خوردن دیپورت میکنن و بهتره همین الان با دست خودمون یه برگه ای که جلومون گذاشتن رو امضا کنیم و برگردیم همون جهنمی که ازش اومدیم ! از قبل شنیده بودم که همین اول باید یه هزار دلاری بذارم کف دست این سربازان گمنام امام زمان اندونزی اما سعی کردم خودم رو جمع م جور کنم و با اعلام اینکه توریست هستم و یه هفته ای هم بر میگردم خودم رو تو کوچه علی چپ گم و گور کنم. بقیه بچه ها نفری هزار دلار دادن و من بدون دادن یک قرون به سمت باجه صدور ویزا رفتم و با خودم گفتم دیدی ! من میدونستم وقتی زبانم خوب باشه کارم همه جا راه میفته ! یاد روزی افتادم که با سارا تو پارک ملت گیر یه بسیجی افتاده بودیم که اصرار داشت با بیسیم با مرکز تماس بگیره و من آخرش قانعش کردم که ما نیتمون خیره و با گرفتن گردنبد سارا نیت خیر ما رو باور کرده بود و رفته بود. فکر کردم که خیلی هم خوب ! تجربه های زندگی تو ایران چقدر به دردم خواهند خورد تو این راهی که شروع کردم ! بعد بادی به غبغب انداختم و گفتم کسی که بیست سال ایران زندگی کرده باشه از هیچی نمیترسه و همه مشکلات رو حل میکنه ! مامور باجه صدور ویزا وقتی داشت مهر ورود رو تو پاسپورتم میزد یه لبخند ناجوری تحویلم داد که دندون طلاش از پشت چهره سوخته و سبیلهای مشکی تیره اش معلوم شد و راستش من یه کم ترسیدم اما نمیدونم چرا !

سوار تاکسی شدم و به راننده تاکسی گفتم یه راست بره به محله ”ساشیوارا(اسم تخیلی است)” که مرکز قاچاق آدم در اندونزی ست. از جاده فرودگاه که وارد اتوبان شدیم تازه دیدم از دم فرودگاه یه ماشین پلیس دنبالمونه و با اشاره به راننده گفت که بزنه کنار. بعد اومد نشست تو ماشین و به راننده با عصبانیتی که به نظر نمی آمد ساختگی باشه همراه با فریاد گفت که بره به اداره پلیس و بهم گفت که حداقل دو سال باید تو زندان باشم اگه ثابت بشه که میخواستم قاچاقی برم استرالیا و تا زمان دادگاهم بشه باید چند ماهی تو زندان بمونم. اولش باورم نمیشد اما وقتی ترس و دستپاچگی راننده تاکسی رو موقع دور زدن دیدم فهمیدم قضیه جدی ست ! بعد گفتم کاش همان اول هزار دلار رو داده بودم و خلاص ! بعد خواستم دستم رو به جیبم ببرم و همین کار رو الان بکنم اما وقتی تحکم و عصبانیت مامور پلیس رو دیدم از ترس لال شدم . فکر کردم این یکی از آن پلیسهای سالم و شریف است که تنها به فکر وظایفش است ! چقدر از این پلیسهای وظیفه شناس بدم می اومد. ایران هم همین داستان رو داشتم ! اصلا آدم تو یک مملکت بی قانون وقتی گیر آدم قانون مدار میفتد مغزش هنگ میکند که چه کار باید بکند !

خودم رو وسط زندانهای اندونزی با اون هوای شرجی و گرم و دیوارهای کثیف و بدبو میدیدم و مجرمان خطرناک.دلم رو به دریا زدم و ده تا اسکناس تا نخورده صد دلاری از پاکت در آوردم و به پلیس نشون دادم. اخمهایش رو در هم کشید و به راننده گفت که نگه دارد. آب دهانم خشک شده بود و ترس تمام وجودم رو گرفته بود. با خودم گفتم حتما در این میانه اتفاق بدتری خواهد افتاد. اما پلیس پول رو در جیبش گذاشت و بعد از کلی نصیحت گفت که از این سفر صرفنظر کنم و اینکه جوان هستم و این راه راه درستی برای مسافرت نیست. من هم بهش قول دادم که پشیمون شده ام و بر خواهم گشت. موقع خداحافظی باهام دست داد و یه لبخند مهربانانه تحویل داد و من تازه متوجه دندان طلای آقای پلیس شدم و اینکه این پلیس وظیفه شناس همان مامور مهاجرت فرودگاه بوده. تازه دارم میفهمم آینده ای که با تمام وجود میخواستم خودم به دستش بگیرم شدیدا تحت تاثیر مسایل دیگه ای ست که شاید عقل بیست ساله من فرصتی برای فکر کردن به آنها تا امروز نداشته است.

ادامه دارد …
پیش چشم آدم آواره گل هم بوی کاهگل می دهد
**زندگی دور از وطن طعم هلاهل می دهد**

pagan
پست: 298
تاریخ عضویت: سه شنبه 5 دی 1391, 1:58 pm

پست توسط pagan » سه شنبه 8 مرداد 1392, 6:01 pm

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
-
-
آغاز یک پایان(2)
جولای 19th, 2013
محله ساشیوارا یه جای بدبو و بد منظره مثل حلبی آبادهای خودمونه. یه مشت پول مچاله شده اندونزیایی به راننده تاکسی میدم.حتی بیشتر از کرایه ای که باید میدادم. دارم فکر میکنم یه مشت پول خرد اندونزیایی در طول ده سال آینده به هیچ دردیم نخواهد خورد !
بچه های پا برهنه و کثیف تو کوچه های خاکی دنبال هم میدوئن. یه دفعه پسر بچه از بین بچه ها وا میسته وسط کوچه و زل میزنه به من در حالی که با یه دستش دماغشو بررسی میکنه با دست دیگه به یه خونه اشاره میکنه !
منم دستمو براش تکون میدم و گوشی تلفن رو از جیبم در میارم و شماره ای که روی دستم و همه کاغذهای دور و برم نوشتم رو روی صفحه گوشی وارد میکنم. احساس میکنم کسی که گوشی تلفن رو بر خواهد داشت منجی من از این دنیای خود ساخته بیست ساله است. کسی که با گرفتن یه پولی – نه خیلی زیاد- به همه رویاهام جامه عمل میپوشونه. شماره رو از یکی از دوستام تو ایران گرفته بودم. البته اونم از یکی از دوستاش گرفته بود که سه ماه پیش به قصد رفتن به استرالیا عازم همین سفر شده بود و تا امروز کسی از سرنوشتش خبر نداشت. هر چند مادرش هنوز فکر میکرد که دیر نشده و هر لحظه ممکنه یه خبری از پسرش برسه اما همین بی خبری باعث شده بود که دوستم از رفتن منصرف بشه اما من برام مهم نبود که چه سرنوشتی در انتظارمه. با خودم میگفتم من حاضرم حتی تو یه جزیره دور افتاده وسط اقیانوس زندگی کنم و روزا نارگیل بخورم و شبا ماهی کباب شده اما هر روز با این مردم طاعون زده رو در رو نباشم !
تصویر
تلفن چند تا زنگ میخوره و قطع میشه. اولش فکر میکردم زرنگی کردم که تو ایران به رابطهاشون پول ندادم و آمدم سر چشمه رو پیدا کردم اما حالا یه دفعه به این فکر افتادم که اگه طرف رو پیدا نکنم چی ؟ با چه رویی برگردم ؟ کجا برگردم ؟ تو همین فکر ها بودم که یه مرد که تنها لباسش یه لنگ کثیف و پاره پوره بود از همون خونه ای که پسرک اشاره میکرد بیرون آمد.

به انگلیسی دست و پا شکسته ای بهم حالی کرد که الان بهش زنگ زدم و اون همون آدمیه که دنبالش میگردم. از یه طرف خوشحال بودم که طرف رو پیدا کردم و از طرفی فکر کردم از کجا معلوم که این بابا همون باشه ! بهش حالی کردم که دنبال رفتن هستم و اینکه شماره اش رو از کجا آوردم. اصلا نمیترسید. از دیدن اعتماد به نفسش من هم خیالم یه کم جمع شد. گفت که پول رو اول میخواد و من مونده بودم که باید چی کار کنم. با دست عدد 8 رو نشون داد. فکر کنم منظورش هشت هزار دلار بود اما من هفت هزار تا بیشتر نداشتم و بهش حالی کردم که هزار تاشو تو فرودگاه از دستم در آوردن. گفت هر چی داری همین الان بده به من و شماره تلفنت و آدرس محل اقامتت رو بده. گفتم زمان حرکت ؟ گفت سه روز دیگه یه ماشین میاد دنبالت. با ترس و لرز تمام پول و آدرس هتلی که تو شهر از قبل رزرو کرده بودم رو دادم. طرف در کمتر از پنج ثانیه محو شد و من حتی نفهمیدم تو کدوم خونه رفت. من موندم و پولی که داده بودم رفته بود و قولی بر روی باد هوا از یه ناخدای پیر دیروز و قاچاقچی انسان امروز. وقتی پای کار خلاف در میونه شما از کسی انتظار ندارید که در ازای پولی که میپردازید رسیدی دریافت کنید ! اما هر چقدر که به شب نزدیکتر میشدیم احساس استرس من بیشتر میشد و اینکه سرنوشت اون پول بی زبون تو اون خرابه های ساشیوارا چی خواهد شد ! با خودم گفتم خوب سه روز فرصت دارم که شهر رو بگردم و راجع به آینده فکر کنم. به هتل برگشتم و دوش گرفتم. مهمان خانه ای که در آن اقامت داشتم هتلی ارزان قیمت در گوشه شهر بود و بیشتر محلی برای رفت و آمد آدمهایی عجیب و غریب. از هتل که خارج شدم تلفن دو بار زنگ خورد. شماره ای محلی بود. با تردید جواب دادم. صدای خش دار پشت گوشی آشنا بود. تقریبا مطمئن شدم که صدای ناخداست که سعی داشت به من بفهماند به جای سه روز دیگر باید فردا شب حاضر باشم و چون پلیس بو برده و چند قایق دیگر را دستگیر کرده اند برنامه عوض شده و باید زودتر حرکت کنیم و سریع تلفن رو قطع کرد.

گیج شده بودم. با خودم گفتم بهتر. حداقل زودتر به رویاهام میرسم. چند تا خیابون شلوغ رو پیاده گز کردم. با اینکه از این همه شلوغی و کثیفی حالم به هم میخورد اما یه چیزی ته دلم از دیدن این بدبختی های مردم خوشحال بود. اینکه من تا چند وقت دیگه عضوی از دنیای متمدن خواهم بود و همه این آدمها به موقعیت من غبظه خواهند خورد.

شب خسته به هتل برگشتم و روی تخت ولو شدم. هنوز توی خواب و بیداری داشتم برای آینده نقشه میکشیدم که دیدم در اتاق رو میزنن و یه دفعه در باز شد و ناخدا با عجله بدون اینکه منتظر جواب دادن من بشه در رو باز کرد و وارد شد !

ادامه دارد …
پیش چشم آدم آواره گل هم بوی کاهگل می دهد
**زندگی دور از وطن طعم هلاهل می دهد**

pagan
پست: 298
تاریخ عضویت: سه شنبه 5 دی 1391, 1:58 pm

پست توسط pagan » سه شنبه 8 مرداد 1392, 6:03 pm

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
-
-
آغاز یک پایان (3)
جولای 27th, 2013
ناخدا با داد و قال به وسایل پخش و پلا شدم کف اتاق اشاره میکرد و با مخلوطی از اندونزیایی و انگلیسی و با عصبانیت سعی داشت حالیم کنه که چرا حاضر نیستم و اینکه ماشین پایین منتظره ! ساعت رو نگاه کردم و دیدم ساعت دوازده شبه ! اما مگه قرار نبود فردا حرکت کنیم ؟! وقتی برای پرسیدن نیست و با سرعت وسایل رو جمع میکنم که چمدون رو با خودم بر دارم ! یه دفعه نا خدا با تمام وجود مثل احمقها نگاهم میکنه که یعنی این دو تا چمدون رو کجا میاری با خودت ؟!!! من تازه یادم میفته که قرارمون این بود که هیچ ساک یا چمدونی همراه خودمون نیاریم تا جای بیشتری برای سوا ر کردن آدمها روی قایق باشه. وسایل رو همونجوری گوشه کمد میذارمو و با هتل تسویه حساب میکنم. ناخدا به زبان محلی یه چیزی به نگهبان هتل میگه و با هم از در خارج میشیم.
تصویر
ماشینی که قراره ما رو به محل لنگر انداختن کشتی ببره یه ون تویوتای قدیمی قراضه ست که طبق صندیها ظرفیتش 7 نفر به جز رانندست اما من نفر پانزدهم هستم که سوار میشم و خدا خدا میکنم که نفر آخر باشم. به آدمهای داخل ون که نگاه میکنم کمی دلم آرام میگیره. تقریبا 8 نفر ایرانی اند و دو نفر خانم ایرانی هم بین جمعیت هستند. سر صحبت را باز میکنم که یخهای رابطه بشکند اما جوابها سرد و دو کلمه ای ست. دلیلش هم تقریبا مشخص است. پانزده نفر در کنار مشتی پناهجوی افغانی و پاکستانی و سریلانکایی در یک جعبه آهنی مچاله شده ایم و برایمان زور دارد که این همه توهین را از لحظه حرکت تا این لحظه تحمل کرده ایم. هوای گرم و شرجی اندونزی بوی آدمهای داخل ون را تشدید میکند. دخترک کناری حالش بد میشود و همانجا استفراغ میکند اما کسی به روی خودش نمیاورد. راننده زیر لب به زبان محلی غرغر میکند اما حتی زحمت ایستادن را هم به خودش نمیدهد. در راه مدام با تلفن حرف میزند و ظاهرا وضعیت جاده و گشتهای پلیس را با رانندگان دیگر چک میکند. از ماشین های دیگری که قرار است به قایق ما ملحق شوند دو ون را پلیس دستگیر کرده اند. ناخدا خبر را که به من میدهد بقیه ایرانی ها با تعجب از من میپرسند چی گفت ؟ چی شده ؟

چهارده ساعت با همان شرایط در راه بودبم. یعنی فرض کنید سوار صندوق عقب یک پیکان پنجاه و هفت شده اید و تا بندر عباس حتی حق رفتن دستشویی را ندارید. به نظرم عجیب نبود دیدن آدمهایی بالغ که بعد از چهارده ساعت که پیاده شدند با ترس و عجله دنبال جایی برای عوض کردن لباسشان بودند.

شب بود و در عرض چند دقیه ده ها ماشین ون در یک نقطه دور افتاده کنار دریا کنار هم ایستاده . هرگز تصورش را نمیکردم که روزی این همه ایرانی را در این سطح از استیصال در جایی ببینم. نوزادی در بین جمعیت مدام جیغ میزند و محلی های اندونزی با دعوا و فریاد به پدر و مادر ایرانی اش حالی میکنند که اگر قرار باشد این بچه باعث ریختن پلیس به منطقه شود همان جا بچه را به آب خواهند انداخت. جالب تر اینست که کسی به خودش حق اعتراض نمیدهد. همگی مان برده هایی رام در دستان نجاتگر و بی رحم عده ای هستیم که زندگی مان را مایه قمارشان کرده ایم.

آرام و بی صدا سوار قایق میشویم ، اول تصور میکنم این قایقی ست که ما را به کشتی اصلی میبرد و حالا اگر پنجاه نفری هم اضافه سوار آن شوند میشود این چند دقیقه را تحمل کرد. نود و هشت نفر بی صدا سوار بر قایقی میشویم که نه سرپناهی دارد و نه هیچ وسیله ای برای نجات. قایق آرام حرکت را آغاز میکند. نیم ساعت که میگذرد پچ پچ ها شروع میشود.” پس کی به قایق اصلی میرسیم ؟!” یکی از بین جمعیت میگوید ” کدام قایق اصلی بچه خوشگل ؟ همینه که هست.اگه میخواین کارا درست پیش بره تا استرالیا باید همینجوری آروم بشینید” باور کردنش سخته اما اینکه چند روز در راه خواهیم بود هنوز برایم معماست. اینکه چند روز قادر خواهیم بود روی این قایق دوام بیاوریم مساله دیگریست. این راه از مسیرهای مختلف از سه روز تا نه روز متفاوت است و آخرین چیزی که بهش فکر خواهم کرد این است که ما از کدام مسیر و چند روزه به مقصد خواهیم رسید ؟

در قایق کمی سیب و آب هست. یک ساعتی که از حرکت گذشته صداهای عق زدن زیاد میشود. صداها را و فاصله بینشان را میشمرم. هر سه ثانیه یک نفر بالا می آورد. نوبت به خودم که میرسد سرم رو از قایق بیرون میبرم و عق میزنم. محتویات معده ام روی آب شناور میشود و انقدر سطع قایق پایین است که می توانم دستانم رو توی آب کنم. کم کم آدمها شروع به نظام پیدا کردن میکنند و زنها و بچه ها را در وسط قایق جا میدهند و مردها دور تا دور مینشینند. هشت ساعت از حرکت گذشته و کسی نمیتواند چیزی بخورد. حتی یک قطره آب. یک قطره آب یا یک گاز سیب مساویست با یک ساعت بی وقفه بالا آوردن یا فقط حس بالا آوردن چون تصور میکنم در چیزی در معده کسی باقی نمانده بود.

دوباره شب شده و مثل هر شب با چراغهای خاموش حرکت میکنیم. هیچ کس روی عرشه حق روشن کردن سیگار هم ندارد. بچه ها دیگر خیلی نمیترسند. ترس خورده شده اند. نوزاد صدای گریه اش افتاده. یکی میگفت مادرش در شیرش قرص خواب ریخته. از ترس جانش. یاد داستان های روز قیامت افتاده ام من این وسط. آنجا که در کتاب تعلیمات دینی در تفسیر از روز قیامت نوشته بود در این روز اعمال انسان در برابر چشمانش مجسم میشود و مادر از فرزند و فرزند از مادر گریزان است !

از دور چراغهایی پیدا میشود. اول همه خوشحال میشوند تا میفهمیم قایقی گشتی از پلیس اندونزیست. چند نفری که قبلا دستگیر شده بودند میگفتند اگر پلیس دستگیرمان کند به آب میپریم. چون حاضریم اینجا غرق شویم اما دوباره به دست پلیس اندونزی نیفتیم. نفسها در سینه ها حبس شده. نوز سو سو زنان نزدیک میشود. دیگر صداهای افراد قایق پلیس را هم میشود شنید که با هم حرف میزنند. فکر کردم که دیگر آخر خط است. دوباره تصوراتم از زندانهای اندونزی جلوی چشمانم شروع به رژه رفتن کرده اند.

چند دقیقه ای که به اندازه چند سال برای همه ما طول کشید گذشت و قایق پلیس از ما دور شد. ناخدا میگفت که این ها قبلا پولشان را گرفته اند. با خودم فکر میکنم چند نفر از این چند هزار دلار تا امروز سهم برده اند ؟!

آفتاب که بالا آمد موجها بلند تر شده بودند و ما همچنان از بین این امواج سهمگین عبور میکردیم. قبل از این تصور میکردم که آن وسطهای دریا ، آب آرام است و خبری از موج نیست اما چیزی که به چشم میدیدم واقعی بود. موجهای به بلندی چندین متر. به بلندی یک ساختمان سه طبقه.آب توی قایق میریزد و موتور تخلیه آب کار نمیکند. این ماییم که سطل به دست برای بقا مبارزه میکنیم. موجی دیگر و این بار متوجه میشویم که موتور قایق هم از کار افتاده. چند نفری که در مکانیکی سر رشته دارند در بین مسافرین قایق به سمت موتوخانه میدوند و دو ساعتی مشغول میشوند در حالی که ما همچنان با سطل آب میکشیم. موتور قایق به راه میفتد و سفر ادامه دارد.

در طول روز هوا به شدت گرم است و آفتاب سوزان. هیچ سرپناهی نیست یا سایبانی که به زیرش برویم تا از این آفتاب در امان باشیم. شبها اما هوا به شدت سرد است و خیس شدن لباسها بر اثر موجهای اقیانوس این سرما را ماندگارتر میکند. شب سوم است که نمیتوانم بخوابم. گرسنگی و کمبود مواد معدنی قوای جسمانی ام را به شدت تضعیف کرده.

هوا گرگ و میش است و دریا طوفانی شده. باران شدیدی میبارد و من نمیدانم گرمای صبح را باور کنم یا سرمای شب. گیر کرده ام این وسط جایی مثل گرگ و میش. طبق محاسبات ناخدا ما باید در آبهای استرالیا باشیم و اگر این چنین باشد دیگر کار تمام است. یکی از مسافران با موبایلش که فقط اجازه تماس اضطراری میدهد شماره سه صفر که شماره تماس اضطراری استرالیاست را میگیرد. به امید درخواست کمک اما صدایش به آن طرف نمیرسد.

ناخدا فهمیده که دیگر امیدی به ادامه راه با این کشتی نیست. یک موج بلند کافیست که شیرازه این تخته پاره پیر در هم بشکند. دو منوری که دارد را شلیک میکند. به امید نجات. من اما با نا امیدی به دستهای لرزانش نگاه میکنم. یازده جلیقه نجات در قایق هست و نود و هشت نفر مسافر.

ادامه دارد …
پیش چشم آدم آواره گل هم بوی کاهگل می دهد
**زندگی دور از وطن طعم هلاهل می دهد**

pagan
پست: 298
تاریخ عضویت: سه شنبه 5 دی 1391, 1:58 pm

پست توسط pagan » پنج شنبه 10 مرداد 1392, 12:44 pm

______________________________________________________________________________________
___________________________________________________________________________________
-
-
کشته شدن دست‌کم ۲۴ پناهجو در آب‌های ترکیه

دست‌کم ۲۴ پناهجو در سانحه غرق شدن قایق‌شان در نزدیکی سواحل غربی ترکیه جان خود را از دست دادند.

امدادگران ترکیه‌ای گفتند که این قایق احتمالا به یونان می‌رفت و بیش از ۳۰ مهاجر را در خود جای داده بود.

۱۲ تن از پناهجویان نجات یافتند.

http://www.radiozamaneh.com/87417#.UfplhNJaWuI
پیش چشم آدم آواره گل هم بوی کاهگل می دهد
**زندگی دور از وطن طعم هلاهل می دهد**

pagan
پست: 298
تاریخ عضویت: سه شنبه 5 دی 1391, 1:58 pm

پست توسط pagan » یک شنبه 13 مرداد 1392, 4:38 pm

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
-
-
آغاز یک پایان(بخش آخر)

تصویر

نود و هشت جان بی پناه این همه راه آمده اند به امید نجات و امروز در میان طوفان و فریاد صداهایشان یکی یکی خفه میشود.

برای تصاحب جلیقه های نجات درگیری شدیدی در میگیرد. ناخدا خودش به آب پریده اما هموطنان من هنوز برای تصاحب این امکانات محدود روی عرشه در حال غرق شدن درگیر اند و با هر موج به سمتی پرت میشوند در حالی که جلیقه های نجات را از تن همدیگر در می آورند. صدای جیغ و گریه کودکانی که این صحنه ها را میبینند حتی امروز در گوشم میپیچد و هر شب از خواب بیدارم میکند.

طوفان تمام شده و پنج ساعتی است که روی آب شناوریم. هر کس به تخته پاره ای چسبیده و از هشت جلیقه نجات تنها سه عدد باقی مانده. بقیه در درگیری ها پاره و مفقود شدند. ماجرا مثل صحنه پایان جنگی است که هر دو طرف شکست خورده اند. جسدهایی شناور بر روی آب. زن و کودک. پیر و جوان. صدای ناله ها و فریادها بین صدای امواج گم میشود. نشانه ای از کمک نیست.

شاید زنده ها به تعداد انگشتان دست هم نرسد. نمیدانم چند ساعت است که روی آب شناوریم اما به چشم دیدم یکی از کسانی که موفق به تصاحب جلیقه نجات شده بود با اراده خودش و با بی رمقی جلیقه اش را باز کرد و بی اراده خودش به زیر آب رفت. خسته شده بود از این همه شناور ماندن بی هدف ! دیدن این همه مرگ در چند ساعت حتی در صورت زنده ماندن کسی از این جمع برای نابودی بقیه زندگی هر کدام از ما کافی بود. بی اختیار یاد روز یازده سپتامبر می افتم. وقتی از تلویزیون صحنه های دلخراش افرادی را دیدم که بعد از اصابت دومین هواپیما به ساختمان در حالی که راهی برای فرار نداشتند خودشان را از طبقه های بالایی برجها به پایین پرت میکردند. اما یک تفاوت کوچک هست بین سرنوشت مردی که جلیقه اش را باز کرد و آنان که خودشان را از آن بالا به پایین انداختند. در آن فاجعه تمام دنیا برای پیدا کردن عاملان آن حادثه متحد شد اما امروز کسی از عاملان اتفاقی که برای ما در این میانه اقیانوس می افتد خبری ندارد.

چشمانم را به زور باز میکنم. صدای قایقها و نورهایی که به روی آب انداخته اند را باور میکنم. شاید صبح شده است و من در دنیایی دیگر بیدار شده ام. چشمانم را دوباره میبندم.

وقتی چشمانم را دوباره باز میکنم این بار در بیمارستانی هستم و از شکل و ظاهر آدمها میفهمم اینجا اندونزی نیست. هنوز اما به زنده بودنم مطمئن نیستم. به زور سرم را بر میگردانم و از پنجره بیرون را نگاه میکنم. آسمان آبی ست. آبیه آبی. شبیه آسمان خودمان نیست. انگار بالاخره رسیده ام به جایی که آرزویش را سالها در سر میپروراندم.مطمئن نیستم چند نفر به همراه من از قایق نجات پیدا کرده اند.

شش ماه است که در کمپ زندگی میکنم. تا به حال سه بار جا به جا شده ایم. از کریسمس به داروین و از داروین به پرث و این بار سیدنی. اجازه خروج از کمپ را دارم. حتی گفتند اگر خواستی میتوانی بیرون زندگی کنی اما هر جا که میروم و برای کار یا اجاره خونه مدرکی ازم میخواهند با دیدن اوراق اقامت موفق پناهندگی با احتیاط میگویند که فکرهایشان را میکنند و خبرم میکنند و لازم نیست بگویم که هرگز خبرم نکردند. این وضعیت من است که قبل از تصویب قانون جدید وارد خاک استرالیا شدم. حتی اجازه کار کردن محدود هم دارم. چیزی که برای بسیاری از پناهجویان رویای محال است ! حتی قبل از تصویب قانون مائورو و مستقیم وارد خاک استرالیا شدم. بهشتی که روزی آروزی دیدن آدمهای مهربان و دوست داشتنی اش را داشتم دارد از درون ویرانم میکند.

صدای مادرم از پشت تلفن میلرزد اما سعی میکند گریه نکند. میگوید قوی باش. همه چیز درست خواهد شد اما من به خوبی میدانم حتی اگر همه چیز درست بشود حداقل پنج سال طول میکشد که من مدارک مسافرتی بگیرم تا بتوانم دوباره آنها را در گوشه ای از دنیا ملاقات کنم. از وضعیت پرونده ام میپرسد و من در حالی که میدانم امید چندانی به آن نیست میگویم پرونده ام در جریان است.

روی تخت در اتاقم در کمپ دراز کشیده ام و پنکه سقفی با صدای ناجوری میچرخد. از پشت شیشه های حفاظ دار پنجره به حیاط کمپ نگاه میکنم. چند کودک بازی میکنند. سیاه پوست و زرد و سفید. ناگهان صدای گریه یکی شان بلند میشود. مادرش از اتاق سراسیمه بیرون می آید و دستش را میگیرد و به اتاق میبرد و من همچنان در رویای حیاط سرسبز رویاهایم غرق میشوم. حیاطی که شبیه حیاط خانه خاله ام در ایران بود و بچه ها در آن بازی میکردند و دغدغه ای نداشتم جز اینکه کسی از داخل خانه صدایم کند و بگوید که هیچ مشکلی نیست. همه چیز درست خواهد شد. کسی که بگوید از آینه بپرس نام نجات دهنده ات را.


تصویر
(سینا ، پسرک نه ساله ای که پدر و مادرش را در راه سفر از دست داد و هنوز در کمپهای مهاجرین غیر قانونی نگهداری میشود)
پیش چشم آدم آواره گل هم بوی کاهگل می دهد
**زندگی دور از وطن طعم هلاهل می دهد**

Kurdish
پست: 222
تاریخ عضویت: سه شنبه 5 فروردین 1393, 11:38 pm

Re: خاطرات و اخبار مهاجرت و پناهندگی کانادا، آمریکا، اروپا..

پست توسط Kurdish » چهار شنبه 29 مرداد 1393, 9:01 pm

روایت خواندنی یک ایرانی پناهنده برای رسیدن به انگلستان

کیارش ایراندوست: رضا براتی که خودش را به استرالیا رسانده بود تا تقاضای پناهندگی کند، در کمپ مانوس در گینه کشته شد.

پوریا نورمحمدی و محمدرضا دلاور، دو جوان ایرانی که با خریداری پاسپورت اروپایی، قصد رسیدن به اروپا را داشتند در سانحه مفقود شدن هواپیمای مالزیایی از رسیدن به مقصد و آرزوهایشان باز ماندند.
انتشار این دو خبر با فاصله زمانی کمی از یکدیگر، باعث شد اتفاقاتی را که برای من افتاده بود دوباره مرور کنم. راهی که من انتخاب کردم، مشابه روشی بود که پوریا نورمحمدی و محمدرضا دلاور انتخاب کرده بودند.
با همان روش و شاید حتی به وسیله همان کسی که این دو نفر را راهی کرده بود و با مشابهت های احتمالی دیگر.
اما با این تفاوت که این دو در جوانی به دلیلی که حتما برایشان ارزشمند بوده قبول خطر کردند و من در میانسالی بعد از ۸ سال تلاش برای ورود قانونی به بریتانیا و رسیدن به فرزندانم که هر بار بی نتیجه بود، راهی را انتخاب کردم که فقط خودم از آن آگاه بودم و کس دیگری را از این تصمیم مطلع نکردم.
اتفاقی که برای دو جوان ایرانی در اثر مفقود شدن پرواز کوالالامپور به پکن افتاد، تصویری بود که سال ۲۰۱۱ ، زمانی که من بر صندلی هواپیمای رایان‌ایر تکیه داده بودم تا از ارمنستان به ریگا پرواز کنم، برای لحظه‌ای در ذهنم شکل گرفت و احساسی عجیب و ترسناک را تجربه کردم.
ترس از محو شدن. ترس از اینکه اگر اتفاقی برای این هواپیما بیافتد، خانواده من در بی خبری کامل، هیچگاه نخواهند فهمید که برای من چه اتفاقی افتاده است.


ترس از اینکه دخترم که ۱۰ سال مرا ندیده بود، و پسرم که از بدو تولد تصویری از پدرش نداشت، هیچگاه نفهمند چه شد که پدرشان ناپدید شد. این بدترین تصویری بود که می توانستم از راهی که انتخاب کرده بودم داشته باشم و برای لحظه‌ای تمام وجود مرا فرا گرفت.

بعد از بی نتیجه ماندن تلاش‌های قانونی برای دریافت ویزا، تصمیم گرفتم آخرین راه را هم امتحان کنم، ورود غیرقانونی و پناهنده شدن.
با کمی جستجو در اینترنت به وبلاگی دست پیدا کردم که به طور کامل شرایط و هزینه سفر به بریتانیا و آمریکا و اروپا و همچنین کانادا و استرالیا را توضیح داده بود.
موارد قانونی اعطای پناهندگی را به طور کامل توضیح داده بود. از طریق ایمیلی که در این وبلاگ بود تماس برقرار کردم. روش کار و نحوه پرداخت پول و همچنین ضمانت برای رسیدن به مقصد را از آنها سوال کردم. در چهار نوبت تماس تلفنی برقرار کردم. بعد از اطمینان یافتن نسبی، عکسی از خودم را برایشان ایمیل کردم تا بتوانند گذرنامه اروپایی که شبیه من باشد را بیابند.
هزینه سفر به بریتانیا ده هزار یورو و برای سفر به سایر نقاط اروپا هشت هزار یورو بود. این مبلغ برای کل سفر، شامل هزینه خرید گذرنامه اروپایی بدون تغییر، کل بلیط‌های پرواز و حتی هتل و خورد و خوراک در طول مسیر بود.
برای پرداخت پول کمتر، به قاچاقچی یا به قول عامیانه آدم پران، اعلام کردم که قصد رفتن به دابلین را دارم. تصمیم گرفتم سفر از دابلین تا انگلستان را خودم برنامه ریزی کنم.
از ایران به تایلند رفتم. یک هفته در هتل ماندم. برای شروع، تصویر سه گذرنامه اروپایی از فرانسه، آلمان و بلژیک به دستم رسید تا هرکدام را که میخواهم انتخاب کنم.
عکس صاحب هرکدامشان به نوعی به من شباهت داشت. عکس گذرنامه فرانسوی خیلی شبیه من بود ولی رنگ چشمهایش آبی بود. یا باید لنز رنگی استفاده میکردم و یا در گذرنامه رنگ چشم را تغییر می‌دادند که من هیچ کدام از این دو را قبول نکردم.
انتخاب دوم گذرنامه بلژیکی بود که فقط چشم‌های صاحب گذرنامه تا حد زیادی به من شبیه بود. بعد از بارها و ساعت‌ها نگاه کردن به اسکن سه گذرنامه، در نهایت گذرنامه بلژیکی را انتخاب کردم.
روز دوم مبلغ دوهزار و پانصد یورو برای گذرنامه پرداخت کردم. باید مشخصات فردی صاحب گذرنامه مثل اسم، تاریخ تولد، محل تولد، مشخصات کامل گذرنامه و حتی امضای صاحب گذرنامه را کاملا به خاطر می‌سپردم.
بیش از سی صفحه کاغذ صرف تمرین امضا کردم. این موارد توصیه‌های واسطه سفر بود. اما خودم شروع کردم به تحقیق در مورد زبان‌های رایج در بلژیک، سیستم حکومت، حفظ کردن اسامی مقام‌های دولتی و هر چیزی که مربوط به بلژیک می‌شد.
دو آدرس دقیق برای منزل و محل کار از بلژیک پیدا کردم. خودم را در غالب صاحب گذرنامه قرار دادم و از کوچکترین جزئیات هم چشم پوشی نکردم. لباس مناسب یک توریست اروپایی تهیه کردم و تا حد زیادی سعی کردم مدل موهایم را شبیه به عکس گذرنامه بلژیکی کنم.
مسیر سفر تا شب آخر برایم نامعلوم بود. آخرین شب، بقیه مبلغ را پرداخت کردم و بلیط قسمتی از مسیر و گذرنامه را که در کف یک جفت دمپایی جاسازی شده بود دریافت کردم و مسیر برای من مشخص شد.
قرار شد قسمتی از مسیر را با گذرنامه ایرانی طی کنم و در میانه سفر از گذرنامه جدید استفاده نمایم. با گذرنامه ایرانی از تایلند به مالزی رفتم، نه ساعت در مالزی توقف داشتم.
در فرودگاه مالزی فرد دیگری را ملاقات کردم و بلیط‌های ادامه مسیر به دبی و ارمنستان را از او در فرودگاه مالزی دریافت کردم. از مالزی به دبی پرواز کردم و هشت ساعت در فرودگاه دبی توقف ترانزیت داشتم. از دبی هم با گذرنامه ایرانی به سمت ارمنستان پرواز کردم.

در حین پرواز به ارمنستان، گذرنامه بلژیکی را آماده کردم. هنگام ورود به ارمنستان با گذرنامه بلژیکی وارد شدم. بعد از چهار روز اقامت در ارمنستان به عنوان یک توریست بلژیکی، به سمت ریگا پرواز کردم.
سیزده ساعت در ریگا توقف داشتم و بعد از آن به سمت دابلین پرواز کردم. ساعت یک بعد از نیمه شب وارد دابلین شدم و بدون هیچ مشکلی از فرودگاه خارج شدم. از این مرحله به بعد را از قبل برنامه‌ریزی کرده بودم.
از فرودگاه با تاکسی به اسکله‌ای که اولین کشتی ساعت هشت و چهل و پنج دقیقه صبح به سمت یکی از بنادر غربی بریتانیا حرکت می‌کرد، رفتم.


از ساعت دو بعد از نیمه شب تا ساعت هفت صبح را در یک توالت سپری کردم تا دفتر فروش بلیط شروع به کار ‌کرد. با پرداخت چهل یورو، بلیط کشتی از دابلین به انگلستان و همچنین بلیط قطار از بندر تا یکی از شهرهای انگلستان را خریدم.
سوار کشتی شدم و بدون کوچکترین کنترل گذرنامه وارد خاک بریتانیا شدم و بعد از آن با قطار به شهر مورد نظرم رسیدم. نکته و یا بهتر است بگویم نقطه ضعفی از سیستم کنترل گذرنامه در کل مسیر که حداقل برای من قابل توجه شد، این بود که در تمام مراحل کنترل گذرنامه، هیچ یک از افسران، من را با عکس گذرنامه تطبیق ندادند و تمام تمرکز آنان بر جعلی و یا خدشه‌دار بودن گذرنامه بود.
از مجموعه اتفاقات هراس انگیز و گاهی جالب که در طول مسیر برایم افتاد، دو مورد را هیچگاه فراموش نخواهم کرد. از هنگام پرواز از مالزی به سمت دبی، دو بلیط در اختیار من بود.
بلیط اول به نام واقعی خودم از مالزی به دبی و از دبی به ایروان که از آن استفاده می‌کردم، و دیگری به نام گذرنامه بلژیکی، از آمستردام به دبی و از دبی به ایروان که به همراه گذرنامه بلژیکی و کارت پرواز جعلی با همین نام در کف دمپایی جاسازی شده بود.
پرواز من از دبی به ایروان مربوط به ایرارمنیا بود، ولی قاچاقچی کارت پرواز جعلی را از خط هوایی امارات آماده کرده بود که من در هواپیما متوجه این اشتباه او شدم. هنگامی که برای ورود به ایروان در صف کنترل گذرنامه ایستاده بودم متوجه شدم که هرکسی که گذرنامه خود را برای کنترل تحویل می‌دهد، بعد از مدتی کارت پرواز خود را هم تحویل می‌دهد.
لرزش زانوهای من از شدت استرس به حدی بود که اصلا توانایی ایستادن در صف را نداشتم و تصمیم گرفتم با گذرنامه ایرانی وارد ارمنستان بشوم و از ادامه مسیر منصرف بشم.
اما لحظه‌ای که نوبت به من رسید، سعی کردم به خودم مسلط باشم، گذرنامه بلژیکی را ارائه دادم و جالب اینجا بود که افسر مسئول کنترل گذرنامه از من کارت پرواز نخواست.
در ادامه، من حدود چهل و پنج دقیقه در قسمت کنترل گذرنامه و صدور روادید، فرم‌های مربوطه را پر کردم و با بیش از چهار نفر از افسران حاضر در آنجا به دلایل مختلف به زبان انگلیسی ناقص حرف زدم، ولی هیچ کدام از آنان شک نکردند که من ایرانی باشم.
این در حالیست که ایرانی‌ها در ارمنستان شناخته شده هستند. اما به محض اینکه از فرودگاه خارج شدم و باز به زبان انگلیسی از یک راننده تاکسی خواستم که مرا به یک هتل برساند، او تشخیص داد که من ایرانی هستم و به فارسی خیلی کوتاه با من سلام و احوالپرسی کرد.

اتفاق دوم که در آنزمان برای من بیشتر به یک معجزه شباهت داشت تا تصادف، مربوط به زمانی است که من به انگلستان رسیدم و از کشتی پیاده شدم. به خاطر خستگی مفرط از سفر طولانی و پراسترسی که داشتم، وقتی از کشتی پیاده شدم، چون به مقصد مورد نظرم رسیده بودم، برایم چندان فرقی نمی‌کرد که از این کنترل گذرنامه با موفقیت عبور کنم.
بدون در نظر گرفتن شرایط ظاهری، به سمت در خروج و کنترل گذرنامه حرکت کردم. اولین نفری از مسافران کشتی بودم که به گیت رسیدم. به طور ناگهانی با حدود هشت پلیس بریتانیایی که پشت کانترها بودند روبرو شدم.
ناگهان صدای یک سگ را شنیدم که خودش را نمی‌دیدم و لحظه‌ای مکث کردم. نزدیکترین افسر پلیس به من، به سمت من آمد، دستش را پشت کمر من گذاشت و با گفتن جمله: don’t worry, and welcome مرا به سمت در خروجی هدایت کرد. به این ترتیب در ورود به خاک انگلستان من حتی از مرحله کنترل گذرنامه هم عبور نکردم و به راحتی وارد خاک انگلستان شدم.
من موفق شدم و به چیزی که می خواستم در این کشور رسیدم. بدون در نظر گرفتن این که چه بهایی، مادی و معنوی و روحی، برای نتیجه گرفتن از این روش مهاجرت پرداخت کرده‌ام. وقتی تصمیم گرفتم که این مسیر را طی کنم، هیچ تصویری از آینده خودم نداشتم.
شرایط زندگی خصوصی، مرا به جایی سوق داد که این راه را به عنوان آخرین تلاش برای رسیدن به هدفم بیازمایم. اما، این نحوه مهاجرت برای رضا براتی، پوریا نورمحمدی و سید محمدرضا دلاور سرنوشت دیگری را رقم زد که دل هر انسانی را به درد می‌آورد.
این سه نفر، کسانی هستند که ما شناختیم و شنیدیم و فهمیدیم. چه بسا کسانی که هرگز نفهمیدیم و نشنیدیم که چه بر سرشان آمده و ناپدید شده‌اند.
تصویر

‌Bahman Esmati
پست: 1
تاریخ عضویت: جمعه 15 شهریور 1398, 7:18 am

Re: خاطرات و اخبار مهاجرت و پناهندگی کانادا، آمریکا، اروپا.....

پست توسط ‌Bahman Esmati » جمعه 15 شهریور 1398, 7:30 am

سلام دوست عزیز و تشکر از ساخت این ویب سایت.
من چندوقت پیش به قصد کشور کانادا به شکل غیر قانونی با پاسپورت جعلی در فرودگاه دهلی هندوستان دستگیر شدم اما حالا به شکل اسپانسر شیپ میخواهم از طریق کشور تاجیکستان اقدام نمایم.آیا کسی که در محکمه هندوستان برایم ثبت شده در تاجیکستان برایم مشکل ساز خواهد شد؟

ارسال پست

چه کسی حاضر است؟

کاربران حاضر در این انجمن: کاربر جدیدی وجود ندارد. و 28 مهمان